/  
صفحه اصلی‌ » اخبار » شهدای راه آزادی ملی آزربایجان جنوبی

شهدای راه آزادی ملی آزربایجان جنوبی

نام و یاد شهدای آزربایجان  در تاریخ پر افتخار ملت تورک آزربایجان همیشه باقی خواهد ماند

بهزاد صبوحی نژاد 

Behzad Səbuhi Oğuztvبهزاد صبوحی نژاد ،فعال سیاسی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی ساکن کوی پرواز تبریز بر اثر شدت شکنجه و ضربات به شهادت رسید. بهزاد از فعالان شناخته شده حرکت ملی آذربایجان در محله پرواز تبریز بود.پیکر وی در مورخه ۳/۳/۸۵ در حالیکه بر دستهای وی اثر دستبند و در بدنش آثار شکنجه نمایان بود از استخر شاه گؤلوی تبریز به دست آمد


فرزاد اسد پور

Fərzad Əsəspurفرزاد اسدپور ،فعال  حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی جوان ۲۱ سا له و فرزند یکی از کسبه بازار در زرگرخانه اورمیه بود. او دانشجوی دانشگاه آزاد ارومیه و در عین حال کارگر کارگاه زرگرخانه بود.فرزاد در روز سه شنبه دوم خرداد ماه در خیابان عطایی اورمیه در جریان راهپیمایی عظیم مردم اورمیه در اعتراض به روزنامه ایران مجروح گشته که یک روز پس از انتقال به بیمارستان، جانش را در راه آزادی و استقلال آذربایجان و رهایی ملت ترک از هر گونه ظلم و استثمار فدا نمود. تاریخ   شهادت وی روز سوم خرداد ماه، یک روز پس از برگزاری تظاهرات مردم اورمیه می باشد.

گفتنی است که در مراسم تشییع جنازه شهید اسدپور که ظهر پنجم خرداد ماه انجام پذیرفت به غیر از پدر و مادر وی کسی حق حضور نداشته است. ماموران نیروی انتظامی نیز توصیه نموده اند که مساله از سوی خانواده مقتول کش داده نشود. آنها توصیه نموده اند که علت مرگ برخورد ضربه به سر مقتول در حمام ذکر شود.در همین زمینه بازار زرگرخانه اورمیه بعد از ظهر پنجم خرداد ماه به حالت نیمه تعطیل در آمده است به دنبال شکایت پدر شهید فرزاد اسد پور، نبش قبر فرزاد و جسد او جهت انجام آزمایشات به پزشکی قانونی منتقل شد.

عیوض سیاحی

عیوض سیاحی اهل ارومیه بود. او برای دفاع از حقوق ملی و انسانی ملت ترک به مبارزه و اعتراض ملیونی مردم آذربایجان پیوست .متاسفانه در جریان تظاهرات مردم ارومیه در دوم خرداد ۱۳۸۵ مورد حمله نیروهای مسلح و جنایتکار دولتی قرار گرفته و بشدت زخمی شد و در بیمارستان جانش را فدای ملت ستمدیده و وطن خود کرد.

مجید خدایی

 مجید خدایی فرزند حمید درسال ۱۹۷۷ در شهر تبریز متولد شد . او در قیام خرداد سال ۱۳۸۵ فعالانه شرکت نمود  و در۱۴ مارچ۲۰۰۷  در زیر شکنجه جانش را فدای راه آزادی، رفاه و استقلال آذربایجان جنوبی کرد. مجید خدایی در جریان اعتراضات قیام شهرهای آذربایجان در خرداد سال ۱۳۸۵ نقش فعالی داشت. در هنگام  این مبارزات فعالیت مجید به دشمن آشکار شد و او را به اتهام عضویت  همکاری با تشکیلاتهای تجزیه طلب و پان ترکیست  دستگیر کردند.  مجید در طول حبس هر نوع وابستگی سیاسی خود را به تشکیلاتهای سیاسی انکار نمود. او بعد از مدتی مانند هزاران مبارز دستگیر شده آزاد شد.  مجید خدایی بعد از آزادی در شهرهای تبریز تهران و کرج به فعالیت پرداخت. او در حالی که روز ۱۷ فوریه ۲۰۰۷ اعلامیه هایی بمناسبت روز جهانی زبان  مادری در کرج پخش میکرد توسط مامورین جنایتکار اسلامی دستگیر شد.  مجید خدایی ،فعال سیاسی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی  مدتی در زندان اطلاعات تهران و بعد در زندان قیزل حیصارتحت شدیدترین شکنجه‌های روحی و جسمی قرار گرفت اما او هرگز به دادن اطلاعات، افشای اسرار مبارزاتی و معرفی اسامی همرزمان خود زبان نگشود.  او قهرمانانه در برابر جلادان و شکنجه گران اسلامی مقاومت نمود و بلاخره این مبارز استقلال طلب ترک در تاریخ ۱۴ مارچ ۲۰۰۷  تحت شوکهای الکتریکی شدید، مداوم و انواع شکنجه‌های دیگر جان باخت.  ماموران و آدمکشان اسلامیفارس  خانواده مجید خدایی را تهدید کردند که حق ندارند مراسمی برای دفن او برگزار کرده و جان باختن مجید خدایی را به میدیا گزارش دهند.  جسد این مبارز ترک و استقلال طلب آذربایجان در زیر نظارت  مامورین اطلاعاتی و تحت شدیدترین کنترل پلیسی در قبرستان مارالان تبریز به خاک سپرده شد.  یاد مجید خدایی همیشه زنده و گرامی خواهد بود  

  

رضا میر آقا پوردرویش

رضا میر آقاپور درویش ،فعال سیاسی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی  از فعالان محله امامیه تبریز بود. او در قیام خرداد سال ۱۳۸۵ شرکت نمود رضا بر اثر  ضربات و جراحات وارده  چماق و قمه دژخیمان  فارس  دچار خونریزی داخلی  شده بعد از سه روز بستری شدن در بیمارستان مورخه ۳/۳/۸۵   در تبریز شهید شد یاد رضا میر آقاپور درویش ،فعال حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی همیشه زنده و گرامی خواهد بود  

 

غلامرضا امانی

Əmani Şəhid Oğuztv“مهندس غلامرضا امانی فعال سیاسی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی ”در سال ۱۳۷۵در رشته مهندسی کشاورزی از دانشگاه تبریز فارغ التحصیل شد و ی در دهه هفتاد به جرم فعالیت‌های آزادی خواهانه‌اش  برای آزربایجان  جنوبی  دستگیر و نزدیک به پنج سال از طلایی‌ترین دوران زندگی خود را در زندان حاکمیت سیاه شوونیستی گذراند. بعد از آزادی از زندان برای بار دیگردر سال ۱۳۸۵ در جریان اعتراض به درج کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ایران،درتاریخ ۷خرداد دستگیر و بعد از تقریباً دو ماه در تاریخ ۸ مرداد بعد از زندان آزاد شد.علاوه بر اینحبس‌های طولانی مدت ،ایشان بیش از ده بار سابقه دستگیری را در پرونده سیاسی خود دارند.او مقاطع مختلف از حیات پر بار خود را در سلول‌های انفرادی اداره اطلاعات و زندان تبریز و نیز در اداره اطلاعات و امنیت تهران و در زندان اوین تهران گذرانده بود. تا این که در روز جمعه ۳ آبادن ماه ۸۷ در یک  تصادف ساختگی  مشکوک و سوال برانگیز وزارت اطلاعات  رژیم  اشغالگر فارس  به همراه دو برادر خود حاج جعفر و حاج کریم هنگام بازگشت از اهر، همچون ستاره ی روشنی بخش از افق تاریخ شفاهی و زنده مردم آزربایجان رفت و رفت تا آنکه در بیکرانگی بهدر بیمارستان شهید شد  اخباری که از فعالین حرکت ملی آذربایجان در تبریز به دست آورده ایم گفته می شود که پس از حادثه تصادف ساختگی اتومبیل پیکان حاوی مهندس غلامرضا امانی و دو بردارش کریم و جعفر امانی با دو وسیله سنگین باربری در جاده اهر به تبریز، کریم و جعفر در همان لحظات اولیه شهید شده و مهندس امانی به دنبال یک تاخیر ۴ و نیم ساعته به بیمارستان امام رضای تبریز منتقل می شود فعالین حرکت ملی به نقل از شاهدان عینی می گویند که اولا صحنه تصادف مشکوک بوده، ثانیا کامیونی که از عقب به پیکان برخورد کرده و این اتومبیل را به سمت تصادف با کامیون خاور حرکت داده متعلق به سپاه پاسداران بوده است. ثالثا پیکر نیمه جان امانی با چهار و نیم ساعت تاخیر راهی بیمارستان شده و رابعا اینکه مامورین اطلاعاتی بدون اجازه پزشکان وارد اتاق عمل بیمارستان امام رضا شده و مدتی را در آنجا مانده اند.خامسا اینکه برای اولین بار در تاریخ فعالیت سیمای حکومتی تبریز به نقل از یکی از مامورین نیروی انتظامی به نام یاقوتی اقدام به توضیح حادثه تصادف بدون ذکر نام مقتولین کرده و فاجعه کشتار خانواده امانی را بعنوان یک حادثه ترافیکی توجیه شده است.از سوی دیگر گفته می شود که یک هفته قبل از حادثه، اتوموبیل شخصی امانی همراه با مدارک وی به سرقت رفته بوده است. هفتم اینکه وی به هنگام مراجعه به دادگاه جهت پی گیری این سرقت با قاضی بیدادگاهی که وی را به دلیل فعالیتهای هویت طلبانه‌اش به ۵ سال زندان محکوم کرده بود برخورد می کند و این قاضی در خصوص عواقب بد هویت طلبی او و همسرش به غلامرضا تذکر می دهد.نهایت اینکه به نقل از چند تن از فعالین حرکت ملی آذربایجان گفته می شود که مرحوم غلامرضا امانی بارها به مراکز اطلاعات احضار شده و مورد تهدید قرار گرفته بود.مرحوم غلامرضا امانی، تابستان سال ۸۵ به دنبال بازجویی در اداره اطلاعات تبریز به صراحت به مرگ تهدید شده بود و بازجوی وزارت اطلاعات  رژیم  اشغالگر فارس به تندی و خشم به او گفته بود:” مطمئن باش که حتی اگر در آذربایجان اتفاقی بیفتد تو یکی هرگز آنرا نخواهی دید.ماموران اطلاعات  بارها تهدید کرده بودند که  امانی فعال ملّی آزربایجان جنوبی اگر  از فعالیتهای ملّی قومی دست برندارد  بطور غیر مستقیم  مرحوم غلامرضا امانی را  حذف خواهند کرد تا درس عبرتی برای  یارانش باشد

همت اسم زاده
Himmət ism

همت اسم زاده ،فعال  حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی در جریان قیام مردم شهر سولدوز در چهارم خرداد سال ۱۳۸۵ جانش را در راه آزادی و رهایی ملت از هر گونه ظلم و استثمار فدا نمود  شهید شد . یادش را همیشه گرامی خواهیم داشت.

همت اسم زاده فرزند علی اسم زاده درمحله فرود آباد سولدوز متولد شد. او  شش برادر و یک خواهر داشت ، همت از دوران کودکی برای تامین زندگی خانواده کار میکرد و پدرش را در پخش نفت یاری می رساند.همت علیرغم تمام سختی‌های زندگی،  دیپلم گرفت  ولی بدلیل مشکلات  زندگی نتوانست به تحصیلات ادامه دهد، و لی مغازه‌ای در میدان تره بار سولدوز خرید و مشغول کار شد.او از دوران نوجوانی  به فرهنگ آذربایجان  علاقه مند بود و تمامی  ترانه‌ها ، پاکوبی‌ها و رقص‌های ایل قاراپاپاق را یاد گرفته بود. همت انسانی صمیمی، خوش رو بود.او در پروسه رشد جنبش ملی – دمکراتیک در آذربایجان با مسائل سیاسی  آشنا شد و در همان اوایل فعالیت، همراه فعالین سیاسی سولدوز در مراسم سالگرد تولد بابک خرمدین، در قلعه بابک شرکت نمود .همت اسم زاده به همراه رفقای صمیمی و مبارز اش، در قیام بزرگ ملت تورک آزربایجان  جنوبی در خرداد ۱۳۸۵ در روز سوم خرداد شرکت نمود. او و هزاران نفر از مردم انقلابی سولدوز پس از تجمع در جلوی دانشگاه پیام نور بسمت فرمانداری سولدوز حرکت نمودند. آنها  در مقابل فرمانداری بعد از دادن شعارهایی، قرار تظاهرات فردا  را تعیین کردند.همت در صبح روز بعد در تظاهرات حاضر بود و  در صف اول تظاهرات به عنوان پیشاهنگ، بسوی فرمانداری با گامهای استوار پیش می رفت. اما اشغالگران اسلامی، مردم زحمتکش و ستمدیده نقده (سولدوز) را با سلاحهای خود از  هر سو به رگبار گلوله بستند که در نتیجه آن تعدادی از مردم آزادیخواه و ستمدیده  سولدوز زخمی و تعدادی جان باختند. همت اسم زاده یکی از جانباختگان بود.همت متاهل بوده ودارای  دختری سه ساله بنام مینا بود. جنایتکاران حکومت سرمایه داری‌اسلامی، نه تنها یک  انسان مبارز و آزادیخواه آزربایجانی را کشتند، بلکه کودکی را برای تمام عمرازمحبت پدری محروم کرده و زخم و درد دلخراشی را به خانواده او تحمیل کرده اند. همت با کار و تلاش زیاد توانسته بود خانه‌ای برای خانواده بسازد ولی جنایتکاران اسلامی اجازه ندادند او در آن خانه زندگی کند.همت اسم زاده در جریان قیام مردم شهر سولدوز در چهارم خرداد سال  ۱۳۸۵ ، جانش را در راه آزادی و استقلال آذربایجان و رهایی ملت ترک از هر گونه ظلم و استثمار فدا نمود.  

رسول محرمی

رسول محرمی  فعال سیاسی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی  در تبریز بود. اودر قیام خرداد سال ۱۳۸۵ شرکت نمود.رسول بر اثراصابت گلوله   مورخه ۱/۳/۸۵درآبرسان تبریز شهید شد .یاد محرمی ،فعال حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی همیشه زنده و گرامی خواهد بود  

ستار سلیمی

Səttar səlimiبعد از اتمام تظاهرات خانواده وی که در محله فقیر نشین “میسیر قهوه سی” تبریز زندگی می کنند، منتظر برگشت ستار به خانه می مانند. اما ستار به خانه بر نمی گردد. خانواده ایشان به قصد پیدا کردن فرزندشان به دادگستری رژیم اشغالگر ایران – تبریز مراجعه می کنند. مقامات قضائی تبریز اعتراف می کنند که ستار سلیمی ،فعال سیاسی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی  در تظاهرات تبریز دستگیر شده است و پرونده ایشان مراحل قانونی خود را می گذراند و بزودی آزاد خواهد گردیدپس از دو ماه انتظار، ماموران وزارت اطلاعات پیکر بی‌جان ستار سلیمی را تحویل خانواده‌شان می دهند و خانواده وی را شدیدا تهدید می کنند که از رسانه‌ای شدن خبر پرهیز کنند. تحت فشار شدید وزارت اطلاعات،رژیم اشغالگر به خانواده ستار سلیمی اجازه برگزاری مراسم ترحیم در مسجد محل داده نمی شود و خانواده وی مجبور می شود مراسمی کوچک در خانه محقر خود برگزار کنند.ستار سلیمی در قیام سراسری یکم خرداد ۱٣٨۵ برعلیه کاریکاتور توهین آمیز روزنامه دولتی  رژیم  اشغالگر فارس و اعتراض به سیاستهای تبعیض نژادی و زبانی شرکت کرده بود . ستار به یادگیری زبان مادری خویش بسیارعلاقمند بوده و در کلاسهای زبان ترکی که بصورت خودجوش در تبریز برگزار می شد شرکت می نمود.
ستار سلیمی دانش آموز نوجوان تبریزی متولد ۱٣۶۷ در هنرستان اکبریه تبریز واقع در محله سامان میدانی تحصیل می نمود. او در خانواده کارگری و زحمتکش متولد شده بود واز کودکی با فقر و نداری آشنا بود.ستار سلیمی یکی از فعالین سیاسی  آزربایجان  جنوبی و تبریز بود که برای رفع هر گونه ظلم و برای استقلال  آزربایجان  جنوبی ،مبارزه میکرد.

سینا طارق

Sina Taroqسینا طارق ،فعال سیاسی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی  جانش را در راه آزادی و استقلال  آزربایجان  جنوبی و رهایی ملت ترک از هر گونه ظلم و استثمار فدا نمود. . یاد این رزمنده هم با تاریخ آدربایجان عجین شده وهمیشه زنده خواهد ماند چهل روزپس از شهادت سینا خانواده داغدیده او مراسمی را در سکوت و اختناق و در محاصره نیروهای امنیتی و لباس شخصی‌ها برگزار کردند بعد از این جنایت، سرکوبگران اشغالگر فارس خانواده سینا را به شدت تهدید و به آنها گوشزد کردند که در صورت انتشار خبر شهادت فرزندشان اعضای خانواده در معرض خطر قرار خواهند گرفت.سینا طارق در قیام اول خرداد ماه سال ۱۳۸۶ در تبریز که برابر با نخستین سالگرد سلسله قیامهای ضد آپارتاید ملت آذربایجان در اردیبهشت و خرداد ماه سال ۸۵، در پی ضربات چماق و قمه دژخیمان رژیم  اشغالگر ایران  کشته شد .سینا طارق فرزند ایوب طارق و دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه آزاد اسکو بود. 

اکبر نوروزی

çəhid 55اکبر نوروزی یکی از کارگران  ملی گرا مبارز تبریز بود، جانش را در راه آزادی و استقلال آذربایجان و رهایی ملت ترک از هر گونه ظلم و استثمار فدا نمود. اینفعال  سیاسی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی  پنجاه و سه ساله برای یافتن کار از روستای گروس صوفیان به تبریز آمده ودر بازار فرش کارگری می کرد

اکبر برای مدافعه از حقوق  ملت ستمدیده آذربایجان و در دفاع از حقوق سیاسی و اقتصادی کارگران آذربایجان تظاهرات یک خرداد ۱۳۸۶ در تبریز شرکت نموده بود.در جریان تعرض نیروهای اطلاعاتی  رژیم  فارس وبسیجها به تظاهرات مردم اکبر و تعدادی زیادی از معترضین دستگیرشدند و بازداشتگاهها و شکنجه گاهها منتقل شدند.خانواده مبارز شهید شده پس از چند روز جستجو بالاخره جسد اکبر را در سردخانه‌ای مییابند که آثار شکنجه و ضرب و شتم شدیدی در آن نمایان بود. اما شکنجه گران اسلامی جسد اکبر نوروزی را تا امضای تعهد کتبی مبنی بر اینکه خبر کشته شدن او را به هیچکس بازگو نکنند تحویلشان نمیدهند.دشمن پس از اخذ تعهد و تهدید فراوان پیکر خونین و شکنجه شده این کارگر آگاه حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی و آزادیخواه ملی گرا را به خانواده فقیر و داغدارش تحویل می دهند. مراسم خاک سپاری اکبر نوروزی در میان تدابیر امنیتی دشمنان  آذربایجان در زادگاه مادریش روستای گروس برگزار شد و صدها نفر از مردم رنجدیده برای احترام عزیز و همرزمشان در این مراسم حضور یافتند.

حسین فتحی پور

Huseyin fəthi Pur Oğuztv
حسین دانش آموز دوم دبیرستان بود و در جریان تظاهرات چهارم خرداد در شهر سلدوز جانش را در راه آزادی و استقلال آذربایجان و رهایی ملت ترک از هر گونه ظلم و استثمار فدا نمود. فردای آنروز قیام بزرگ چهارم خرداد سولدوز در حال شکل گیری بود. دسته ها و گروههای مردمی از نقاط مختلف سولدوز در جلوی اداره ارشاد نقده تجمع نموده بودند. در آنجا اجازه سخنرانی به پروفسور پرویز محمدی داده نشد و از سوی دیگر با بی تدبیری مسئولین بسیجیان شلاق بدست و نیروی ضد شورش نیروی انتظامی و گارد ویژه با حمله به مردم خشم مردم را برانگیختند. ملت ترک  تظاهرات کننده  قصد آزادسازی ساختمان فرمانداری رژیم و خالی نمودن ساختمانهای دولتی موجود در آزربایجان  از اشغال فارس‌ها   را داشتند آنروز پدر شهید حسین فتحی پور در نزدیکی آن محل مشغول کار بود که با شنیدن صدای انفجار به آنجا می رود و در آن حین حسین را می بیند که جلوتر از همه بر بلندی سکویی ایستاده و در میان آن همه سنگ و گاز اشک آوری که وی در مسیر آن قرار داشت ملت را با حرکات دست به جلو فرا خوانده و به استقامت در ادامه راه تشویق می نماید. پدر با دیدن این صحنه، پیش حسین رفته و او را به عقب می کشد. حسین ،فعال حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی  در آنحال همانند سابق تبسمی در صورتش نقش می بندد که هیچگاه از ذهن پدر پاک نخواهد شد. سیل عظیم جمعیت روانه فرمانداری نقده می شوند و در نقاطی از مسیر حسین با آن روحیه جوانمردی خود منجی سربازانی که بدستور مافوقهای خود سد راه ملت شده بودند، می شود. سرانجام تمامی دسته های عظیم مردم به جلوی فرمانداری می رسند. ناگهان دژخیمان رژیم آپارتایدی ایران شروع به شلیک گلوله به سمت مردم بی دفاع می کنند و حسین با اصابت گلوله ای به قلب وی بهمراه تنی چند از جوانان رشید حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی به مرحله رفیع شهادت دست می یابند.

دوستان حسین با دیدن این صحنه از خود بی خود شده و گریان شروع به پرتاب سنگ بسمت جلادین و قاتلین بی رحم دوستشان می کنند. در جلوی دبیرستان دخترانه ۱۷ شهریور برادر بزرگ شهید دوستان زنده یاد را در آنحال مشاهده می کند و در جواب اینکه حسین کجاست؟ موضوع را از برادرش مخفی می کنند. شب می شود ولی بازهم خبری از حسین عزیز نیست. برادران مرحوم به هرکجا که به فکرشان خطور می کرد سر زدند اما کماکان هیچگونه توفیقی حاصل نگشت. تا اینکه با عموی ایشان تماس می گیرند و موضوع را به خانواده محترم فتحی پور اطلاع می دهند. آشنایان با خبردار شدن از موضوع شهادت حسین در جلوی درب منزل ایشان جمع می شوند. زمانیکه برادران شهید در جستجوی برادر ناپدید شده خود به بیمارستان می روند، پدر بزرگ و دوستان حسین را بی قرار و مضطرب در آنجا می بینند. دوستان شهید اینبار خطاب به برادر بزرگ وی می گویند که حسین دستش تیر خورده و الان در منزل می باشد. در آن حین مادر شهید به بیمارستان می آید و عمو و برادر بزرگ شهید به سردخانه برای شناسایی حسین در بین کشته شدگان آنروز به درون می روند و مأمورین مانع از ورود آنها می شوند. با این وجود برادر شهید توانست به داخل رفته و اجساد را ببیند که بازهم خبری از حسین نبود. شخصی در آن لحظه به آنان خبر می آورد که احتمالاً حسین در بین زخمی ها به ارومیه و یا مهاباد انتقال داده شده است. خانواده ایشان با شنیدن این خبر و نبودن پیکر حسین در سردخانه خوشحال می شوند.
پدر پس از جدایی از پسرش در جلوی اداره ارشاد در بیرون شهر مشغول کار و بی خبر از کل قضایا بود. بمحض رسیدن خبر به پدر ایشان فوراً پی به موضوع برده و برای پیدا کردن فرزند دلبند خود به بیرون می رود. صبح فردای آنروز با عموی شهید تماس گرفته و خواستند تا خانواده ایشان به قبرستان بیایند. امام جمعه نقده حاج آقا حیدری زاد نماز میت شهدا را خوانده و در سکوت کامل و مظلومیت تمام آنان را به دل خاک سولدوز سپردند. امام جمعه در آنجا آلوچه هایی را که از جیب حسین در آورده بودند و نام خدا و پنج تن آل عبا «الله ، محمد ، علی ،فاطمه ، حسن ، حسین» با دستان مقدس آن شهید بزرگوار بر روی آنان حک شده بود را تحویل عموی شهید داد و جالب اینکه آن میوه ها با گذشت بیش از یک ماه نیز خشکیده و پلاسیده نشده بودند. در روز اول مجلس ترحیم آن شهید والامقام در حسنیه علی اصغر نقده در همسایگی منزل ایشان برگزار شد. و مردم عزادار سولدوز جامه سیاه به تن کرده و بصورت دسته جمعی بسمت مجالس ترحیم شهدا در حرکت بودند، زمانیکه به نزدیکی حسینیه علی اصغر می رسند گارد ویژه از ورود مردم به داخل حسینیه ممانعت بعمل می آورد. در این بین تعدادی از جوانان که قرآن در دست داشتند، آنها را بالای سر برده و همگی در آن مکان به عزاداری پرداختنه و شعارهای «آذربایجان باشین ساغ اولسون» و «آذربایجان شهیدلرین موبارک» را سر دادند. و آنان درست در جایی تجمع نموده بودند که در روزهای گذشته جوانترین شهید آذربایجان در آنجا به آزادی خواهان ملحق شد و امروز حسین عزیز به لقاء الله پیوسته است. روحش شاد ، یادش گرامی و راهش پاینده باد.

ابراهیم جعفرزاده

ابراهیم جعفرزاده و همسرش مینا کهربایی از فعالان سیاسی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی  به همراه فرزندشان آیلا چهارم مهر سال ۹۰ در مسیر برگشت از شبستر  , در نزدیکی سه راهی خویبا یک تصادف ساختگی و صانحه مشکوک رانندگی  از طرف  وزارت اطلاعات شهید شدند

 ابراهیم جعفرزاده پس از شرکت در گردهمايی روز جهانی زبان مادری در اسفند ۸۵ بازداشت و یک سال در زندان خوی به‌سر برده بود. وی همچنین دبیر سابق سازمان غیر دولتی اورین خوی بود.
مینا کهربایی همسر وی نیز از فعالان دانشجویی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی در زنجان بود و در فاصله سال‌های ۸۱ تا ۸۵ مدیر مسئولی نشریه دانشجویی شهریار و دبیری کانون شهریار دانشگاه آزاد اسلامی زنجان را بر عهده داشت.ماموران اطلاعات  بارها تهدید کرده بودند که  این فعال ملّی آزربایجان جنوبی اگر  از فعالیتهای ملّی قومی دست برندارد  بطور غیر مستقیم ابراهیم   فرزند غیور آزربایجان را   حذف خواهند کرد تا درس عبرتی برای دوستانش و یارانش باشد  

 در مراسم خاکسپاری این خانواده مطرح  آزربایجان  جنوبی   ده ها تن از فعالین سیاسی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی  بازداشت و سپس در دادگاه انقلاب خوی محاکمه گردیدند

 یک شاهد عینی در خوی، که روز سه شنبه در مراسم تشییع جنازه این سه نفر شرکت داشته است به روز می‌گوید: “ساعت ۹ صبح بیش از هزار نفر در مقابل بیمارستان قمر بنی هاشم شهرستان خوی جهت شرکت در مراسم تشییع جنازه حضور پیدا کردند و قرار بود حوالی ساعت ده مراسم خاکسپاری انجام شود. اما به دلیل خودداری مسئولان بیمارستان از تحویل اجساد، این مراسم تا ساعت ۱۲ به طول انجامید.” این شاهد عینی که خود را حبیب‌پور ولی معرفی کرد به روز گفت: “مردم حوالی ساعت ۱۲ و نیم ظهر با سردادن شعار لا إله إلا الله و آذربایجان تسلیت از بیمارستان به سوی میدان اصلی شهر حرکت کردند که در جریان آن نیروهای امنیتی  رژیم  اشغالگر به مراسم حمله و با ضرب و شتم برخی از شرکت کنندگان تعداد زیادی را دستگیر کردند.گایپ با انتشار اسامی چهل نفر اعلام کرده است که در جریان این مراسم بیش از شصت تن بازداشت شده‌اند. یک شاهد عینی دیگر می‌گوید: “بازداشت‌ها پس از آن صورت گرفت که اجساد را سوار آمبولانس کردند تا به روستای محل تولد جعفرزاده منتقل شود. در مسیر، سرنشینان یکی از اتوبوس هایی که برای انتقال عزاداران تدارک دیده شده بود مستقیما به هنگ مرزی منتقل و آنجا همگی بازداشت شدند.” او می‌گوید: “تعداد دیگری را نیز به صورت پراکنده بازداشت کردند، شاید بتوان گفت در مجموع ۵۰ نفر بازداشت شدند. عده زیادی از آن‌ها حوالی ساعت چهار عصر آزاد شدند. به گفته خانواده‌ها از این تعداد در حال حاضر تنها ۱۵ نفر در بازداشت به سر می‌برند.” 

جلیل عابدی

Cəlil Şəhid-Oöuztvبنابر شهادت گروهی فعالین سیاسی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی در شهرستان خیاو یا مشگین شهر، جلیل عابدی ،فعال حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی  به هنگام قیام وسیع اهالی رزمنده این شهر، درحالی که بر شانه دوستانش بالا رفته و برعلیه ظلم و جوراشغالگرانو استقلال  آزربایجان  جنوبی فریاد میکشید، ازناحیه شقیقه، با سلاح کلت، هدف تیرمستقیم یکی از مزدوران رژیم به نام عزیز برادران قرارمیگیرد و درحالیکه بر روی شانه‌های استقلال طلبان قرارداشته جانش را در راه آزادی و و استقلال  آزربایجان  جنوبی و رهایی ملت ترک از هر گونه ظلم و استثمار رژیم اشغالگر ایران  فدا نمود.یاد جلیل عابدی بعنوان نماد سرافرازی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی  همیشه زنده خواهد ماند.جليل عابدی هنگامی که در تظاهرات شرکت داشته هدف گلوله قرار گرفته و به علت اصابت گلوله به سر وی، درجا کشته شده است

گفتگو با مقصود عابدی، برنامه بامدادی بی بی سی
گفتگو با يکی ديگر از بستگان جليل عابدی، برنامه بامدادی بی بی سی

مقصود عابدی در مورد حادثه ای که به گفته وی، پسر عمويش جليل عابدی طی آن شهید شده است می گويد: “گروهی از دانشجويان و دانش آموزان بوديم که در خيابان اصلی مشگين شهر در حالی که به زبان ترکی شعار سر می داديم و بسوی ساختمان فرمانداری حرکت کرديم که در آنجا با نيروهای انتظامی و اطلاعاتی درگير شديم”.او ادامه می دهد: “من با جليل عابدی در اول صف بوديم و شعار می داديم که فردی که لباس شخصی به تن داشت بسوی ما چند گلوله شليک کرد که يکی از آنها منجر به فوت جليل عابدی شد”.يکی ديگر از بستگان جليل عابدی می گويد جنازه مقتول مورد کالبد شکافی قرار گرفته و هنگامی که روز جمعه اين جنازه به خانواده وی تحويل داده شده، از اعضای خانواده تعهد گرفته شده است که در مراسم تدفين وی شعار داده نشود و به آنان گفته شده که جنازه در صورتی تحويل داده خواهد شد که مهمانانی که برای شرکت در مراسم تدفين وی آمده بودند، محل را ترک کنند.به گفته وی، هنگام تدفين جنازه، گورستان در محاصره مأموران نيروی انتظامی بوده است. 

  

عسگر قاسمی

Oguztv -Asgar_ghasemy-155x263عسگر قاسمی متاهل و دارای فرزند در روز پنجشنبه چهارم خرداد در شهر سولدوز  در راه آزادی و استقلال  آزربایجان  جنوبی شهید شد .در این روز عسگر به همراه هزاران نفر تظاهرات کننده   قصد  آزادسازی ساختمان فرمانداری رژیم اشغالگر ایران  اسلامی   و خالی نمودن ساختمانهای دولتی از اشغال فارس‌ها و بیرون راندن  فارس‌ها از سازمانهای  موجود در آزربایجان  را داشتند ولی پاسداران، بسیجی‌ها و نیروهای ضد شورش از داخل فرمانداری به روی مردم آتش گشودند که در نتیجه آن دهها نفر زخمی و تعدادی جان باخنتد

.درهنگام درگيری عسگر قاسمي به منظور نجات جان كودكی سیزده ساله، فداکارانه در زیر باران گلوله‌های دشمن به داخل حياط فرمانداری رفت ولی متاسفانه او نه تنها موفق به نجات جان كـودك سیزده سـالـه نشد بلکه كـودك سیزده سـالـه و عسگر قاسمی هر دو در حياط فرمانداری در اثر رگبار گلوله‌های دشمن جان سپردند بعد از این واقعه، آقای قربان قاسمی پدر عسگر قاسمی از قاتلین فرزندش به دادگاه شکایت کرده وخواهان معرفی قاتلین پسرش شده بود اما پرونده او مدتهاست در دادسرای نظامی اورمیه در حال بررسی است و دشمن اشغالگر همیشه به بهانه‌های مختلف از دادن رای نهایی سر باز زده و با پیشنهاد دیه و صدها طرح و ترفند دیگر در صدد منصرف نمودن آقای قربان قاسمی از پیگیری پرونده فرزندش شده بود.با تاسف فراوان آقای قربان عسگری پدر قاسم عسگری روز دوشنبه شانزدهم مهر ماه سال هزار وسیصدوهشتاد و شش در اثر صانحه رانندگی در شرایط مشکوکی در گذشت و در جسد این پدر دلسوز در حضور فعالین حركت ملي سولدوز، بستگان و عموم مردم در وادی رحمت محمدیار به خاک سپرده شد.

توحید آذریون

Tohid Oguztvتوحید آذریون یکی از جوانان فداکار و شاعران جوان ترک ،فعال سیاسی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی بعد از مشاهده جان باختن چند تن از جوانان مبارز سولدوز،اقدام به عمل بسیار شجاعانه، فداکارانه و غرور آفرینی نمود.طبق اظهارات شاهدان عینی در حالی که سرکوبگران وحشی رژیم در روز دوم قیام اهالی مظلوم نقده، در خیابان به حالت آماده باش ایستاده و انگشت بر ماشه به سوی جوانان هویت طلب ودرجوش و خروش سولدوز نشانه رفته بودند توحید آذریون بربالای یک بلندی رفته و درحالیکه به شدت علیه حیوانیت جلادان اشغالگر و نظام فاشیستی فریاد می کشید. او پیراهن خود را از دو سوی پاره پاره کرد و به این ترتیب توحید سینه مملو ازخشم و نفرت خویش را برهنه کرده و سپر کودکان، نوجوانان، زنان و دختران مظلوم نقده و همه ملت ترک آذربایجان نمود. در این حین، درکمال ناباوری و قساوت، سرهنگی بعنوان فرمانده گروهان ضد شورش، شخصا با سلاح خود سینه پر از محبت توحید را آماج گلوله‌های داغ قرارداد. توحید آذریون جانش را در راه آزادی و استقلال آذربایجان و رهایی ملت ترک از هر گونه ظلم و استثمار فدا نمود  شهید شد بر اساس ادعاهای مردم دو نفر بنامهای قلی یوسف زاده و مهدی داننده از سرکوبگران مردم در سولدوز بودند.چهل روز پس از جان باختن توحید و یارانش، جمع کثیری از اهالی سولدوز (نقده) با شرکت در یک تظاهرات مردمی یاد این عزیزان را گرامی داشتند.

 

 فرهاد محسنی نگارستان 

  Ferhad 3 Ogztv

بنا به گزارشات رسیده از تبریز مراسم ترحیم فرهاد محسنی نگارستان، فعال سیاسی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات  زیر شکنجه شهید شد  امروز (جمعه ۲۴ خرداد) از ساعت ۱۱ الی ۱۳ در مسجد حسینیه واقع در خيابان شهید امام دوست تبریز برگزار می شود.بر اساس همین گزارش نیروهای اطلاعاتی سعی دارند در مراسم ترحیم محدودیتهایی ایجاد کنند. مقامات امنيتی همچنين این خانواده را برای ندادن مصاحبه با رسانه‌های خارجی تحت فشار قرار داده اند.فرهاد محسنی، فرزند رحیم، ۲۵ ساله و از فعالین هویت حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی (تبریز )  در جریان اعتراضات ۱خرداد امسال توسط نیروهای وزارت اطلاعات در پارک ائل گؤلو(شاه گؤلو) تبریز بازداشت و در مکان نامعلومی نگهداری می شد.پیشتر بستگان فرهاد محسنی، اعلام داشته بودند که تمامی تلاشهای آنها برای پیدا کردن محل نگهداری و وضعیت او بی‌نتیجه بوده است.مقامات امنيتی همچنين خانواده این فعال حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی را تهديد کرده بودند که در صورت پيگيری وضعيت فرزندشان و رسانه‌ای شدن موضوع، با آنان برخورد خواهند کرد.لازم به ذکر است، این  فعال سیاسی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی هنگام شرکت در تظاهرات یکم خرداد ۸۵ تبریز متعاقب سلسله اعتراضات مردم آذربايجان در خرداد ماه ۸۵، توسط گلوله‌های مأمورین زخمی و بعد دستگير شده بود. او در جریان محاکمه غیر علنی و بدون حق داشتن وکیل به حبس طولانی مدت محکوم شده بود.   

گزارش رادیو فرانسه از مرگ مشکوک فرهاد محسنی، فعال آذربایجانی در تبریز

جسد یک فعال سیاسی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی در تبریز پیدا شد

Oğuztv Fərhad Negarestan در جریان فعالیتهای سیاسی فرهاد محسنی در میان فعالین مبارز  و استقلالخواه  آزربایجان  جنوبی   به فردی سرشناس تبدیل شده بود و در جریان سلسله اعتراضات و قیام ملت ترک در خرداد ماه سال ۱۳۸۵ علیه اشغالگران نقش فغالی  داشت. فرهاد در تظاهرات اول خرداد ماه ۱۳۸۵ توسط گلوهای اشغالگران اسلامی زخمی  شده و به اسارت دشمن در آمد. فرهاد در حالی که زخمی بود در محاکمه غیر علنی و بدون حق داشتن وکیل به حبس طولانی مدت محکوم شد ولی او بعد از جهار ماه به قید ضمانت و تعهد از زندان آزاد شد.این فرزند رزمنده حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی که شکنجه و زندان را تجربه کرده بود بعد از آزادی نه تنها فعالیتهای سیاسی‌اش را کاهش نداد بلکه با کینه‌ای صد چندان علیه دشمن اشغالگر به مبارزه پرداخت.  فرهاد محسنی، ۲۵ ساله  در روز اول خرداد ۱۳۸۷در جریان مراسم دومین سالگرد وقایع آذربایجان ناپدید شده و چنین شایع بود که او درمراسم دومین سالگرد قیام خرداد در پارک شاه گولو (ائل گؤلو) مجدا دستگیر شد.  خانواده او  بعد از دستگیری فرهاد علیرغم تلاشها و مراجعه های مکرر به مقامات مسئول نتوانستند از محل نگهداری فرزندشان هیچ خبر یا  اطلاعی بدست آورند . در آستانه مراسمهای دومین  سالگرد اعتراضات خرداد ماه سال ۸۵ و همچنین در روز تظاهرات اول خرداد تعداد زیادی در تبریز و شهرهای آذربایجان دستگیر شده و زیر شکنجه رفتند که متاسفانه فرهاد محسنی نگارستان در زیر شکنجه‌های رژیم فاشیست اسلامی در راه آزادی و استقلال  آزربایجان  جنوبیشهید شد  .شکنجه گران و ماموران رژیم ، جسد فرهاد را شبانه به داخل استخر پارک شاه گولو میاندازند تا دخالت و نقش خود را در کشتن فرهاد محسنی انکارکنند تا بتوانند از خشم و کینه ملت ترک و انتقاد مجامع بین المللی در امان بمانند

جسد فرهاد بعد از۲۰ ‪  روز  دستگیری، روز چهارشنبه۲۲ خرداد ۱٣٨۷از داخل استخر آبی پارک ائل گولو (شاه گولو) تبریز پیدا شد

 به پزشکی قانونی منتقل شد. جسد فرهاد بنا به گفته  خانواده او و شاهدان داراي زخم و کبودي بوده است و جمجمه سر وي داراي شکستگي و خونين بوده است

 اما بعدا مخفی کاری رژیم توسط سرهنگ مجتبي اماني لو رفت. او  ي‍‍اد‌آورش‍د ك‍ه‌ ك‍‍ار‌آگ‍‍ا‌ه‍‍ان‌ ‌اد‌اره‌ ‌آگ‍‍ا‌ه‍‍ي‌ ت‍ب‍ري‍ز درب‍ررس‍‍ي‌ پ‍رون‍ده‌ و‌ي‌ چ‍‍ه‍‍ارم‍ورد س‍‍اب‍ق‍ه‌ ض‍رب‌ و ج‍رح‌ و دي‍گ‍ر م‍و‌ارد ‌غ‍ي‍رق‍‍ان‍ون‍‍ي‌ ك‍ش‍ف‌ ك‍ردن‍د.نزدیکان فرهاد محسنی اعلام کردند که چون مقامات نمی خواهند علت اصلی مرگ ایشان مشخص شود اجازه ندادند که جسد‌اش کالبد شکافی بشود. خانواده فرهاد وقتی که علل مرگ فرهاد را پیگیری می کردند مقامات قضایی و امنیتی آنها را تهدید کرده بودند که موضوع را پیگیری و رسانه ای نکنند ولی تمامی رسانه‌های خبری، صدای امریکا،  وی – او –‌ای نیوز ، رادیو فرانسه، رادیو برابری، وب سایدهای آذربایجان جنوبی و حتی ایرانی، عفو بین الملل خبر جان باختن فرهاد محسنی نگارستان  را در زیر شکنجه‌های جلادان اسلامی اعلام نمودند.مراسم ترحیم فرهاد محسنی نگارستان ،فعال سیاسی حرکت ملّی آزربایجان  جنوبی، روز جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۸۷ از ساعت ۱۱ الی ۱۳ در مسجد حسینیه واقع در خيابان شهید امام دوست تبریز برگزار شد  اما علیرغم  مزاحمتها و محدودیتها توسط نیروهای امنیتی و سرکوبگر اسلامی هزاران نفر از مردم زحمتکش تبریز برای تجلیل و گرامیداشت یاد این مبارز فداکار و پرشورو آزربایجان  جنوبی در این مراسم شرکت نمودند .

 

نجف رنجبر

necef-155x198 oguz tv
نجف رنجبر  از فعالین حرکت ملّی آزربایجان جنوبی اهل مغان (پارس آباد- نام فارسی شده مغان) بود که  در سال ۱۹۹۰ در مبارزات استقلال طلبانه آزربایجان شمالی شرکت کرده و پس از بازگشت به آزربایجان جنوبی   توسط  رژیم ایران  دستگیر و به اطلاعات مرکزی تهران منتقل گشت و پس از  تحمل ماه‌ها شکنجه جان خود را زیر شکنجه‌های اطلاعات  در راه آزادی و استقلال  آزربایجان  جنوبی شهید شد  

شهید پروفسور محمد تقی زهتابی  
زهتابی zehtabi اسنادی که از سوی مرکز تحقیقات و استراتژی حزب استقلال آزربایجان جنوبی منتشر گردیده است مصادف با قتلهای زنجیره ای روشنفکر محبوب و بنام  آزربایجان  پروفسور محمد تقی زهتابی  قبل از شهید شدن توسط عناصر اطلاعاتی مورد شکنجه واقع گردیده است

  

وی در سالهای پس از انقلاب و به ویژه دهه هفتاد زحمات فراوانی در تدریس غیر رسمی زبان و ادبیات تورکی و تاریخ آزربایجان متقبل شده است. گفته می شود بسیاری از فعالین دانشجوئی دهه هفتاد آزربایجان تمایلات هویت طلبانه خویش را مدیون درسها و کتب روشنگرانه این اندیشمند فرزانه می دانند. از وی دهها کتاب و مقاله در مورد مسائل سیاسی-اجتماعی، تاریخی و ادبی آزربایجان به یادگار مانده است مرحوم پرفسور زهتابی از قربانیان قتلهای زنجیره ای می باشد.در زمان قتل‌, شهید زهتابی ساعت‌ها توسط ماموران شکنجه شده سپس دستوربه دفن فوری مرحوم  داده شده  بود  رژیم ایران  علت  مرگ را سکته ی قلبی اعلام کرده بود و  به   یاران وی اجازه  کالبد شکافی داده نشده بود  این عکسها توسط فعالان ملی‌ در هنگام کفن کردن این مرحوم گرفته شده است که بعلت مسائل امنیتی بعد از سال‌ها  در اختیار  همه قرار داده شده است    به نظر می رسد با انتشار این عکسها مسئله شهادت وی از سوی نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی قطعیت پیدا نموده و شک و شبهه های مبنی بر مرگ طبیعی وی بر اثر سکته قلبی بلاثر گردد.

خاطر نشان می شود پروفسور زهتابی از بنیان گذاران رویکرد علمی-دمکراتیک و مدنی در حرکت ملی آزربایجان بوده و همواره بعنوان رهبر معنوی طیف وسیعی از فعالان آزربایجان ، روشنفکران و دانشجویان آذربایجانی محسوب می شود.  بعد از سال‌ها گذشت از سرنگونی حکومت ملّی آزربایجان و پیشه‌وری و اشغال دوباره آزربایجان توسط ایران و شروع دوره آسیملاسیون شدید و قتل عام فرهنگی‌، هویتی و ملّی تورک‌های آزربایجان توانست شعله هایی از آتش حرکت ملّی آزربایجان را روشن نگهدارد . با آمدن الچی بی و استقلال آزربایجان شمالی نفس حرکت ملّی در قفس ایران هم کمی‌ بازتر شده و فعالین در آزربایجان جنوبی به همت پرفسور ذهتابی توانستند گردهمایی‌های بزرگ قلعه بابک را با پرچم سرخ که نماد عصیان تورک‌های آزربایجان می‌باشد را با شکوه هرچه تمام و بصورت میلیونی راه بیاندازد .امروز زیربنای حرکت ملی‌ مسنجم در قالب گرگ خاکستری (بوزقورد قورتولوش حرکتی ) را میتوان در حرکتها و جنبش‌های قلعه بابک در رهبریت زهتابی دانست 

 

نام و یاد شهدای آزربایجان  در تاریخ پر افتخار ملت تورک آزربایجان همیشه باقی خواهد ماند

 

 

Comments,Baxışınız
oguz gif telegram