/  
صفحه اصلی‌ » تحلیل ومقالات » آذربایجان زیر طغیان مهمانان ناخوانده /حسن معبودی

آذربایجان زیر طغیان مهمانان ناخوانده /حسن معبودی

اوغوز تی وی :ملتی که تاریخ خواند و داند کودکانشان همچون بزرگسالانشان می اندیشند. ملتی که تاریخ نخواند و نداد بزرگسالانشان همچون کودکانشان می اندیشند. هر کس که تاریخ نخواند و نداند محکوم به تکرار تاریخ خواهد بود.

اوضاع سیاسی ممالک محروسه قاجار (ایران) و ضعف دولت مرکزی، زیاده خواهی دول استعمار در جنگ جهانی اول در آذربایجان غربی و شهر اورمیه وقایع و فجایعی را به ارمغان آورد که هنوز پس از گذشت چند دهه بازتاب جهانی نسل کشی ترکان این منطقه را آنطور که باید باشد به خود ندیده است. و در گوشه ای از صفحات تاریخ گم شده اند .
پس از اشغال آذربایجان توسط روس ها جنگ و گریزهای بیشماری در این منطقه رخ داد که تاوان آن را مردم بیچاره با خون ، جان و مال خود پرداخت کردند. جیلو ها که توسط میسیونرهای روسی، فرانسه و انگلستان سازماندهی شده بودند مردم ترک مسلمان آذربایجان را به امید وعده های واحی دول استعمار،غارت و به کشت و کشتار دست زدند. با ورود قشون عثمانی به غرب آذربایجان جیلوها پا به فرار گذاشتند . مردم بیچاره آذربایجان غربی بعد از فرار جیلوها تا حدودی توانسته بودند نفس راحتی بکشند. اینبار نوبت اکراد یاغی به سرکردگی “اسماعیل آغا سیمیتقو” رسید که مردم بیچاره را چپاول و قتل و غارت راه بیندازند. نمایشنامه ایی که نویسندگانش دول غرب و شرق، اما دلقک هایش اکراد ساده لوح و یاغی بودند. آنها با تفکر وارداتی مارشیمون و تحریک میسیونرهای آمریکایی برای بنا نهادن کشوری خیالی به نام “کردستان” در خاک و اراضی تاریخی ملت ترک آذربایجان دست به یاغی گری ها و نسل کشی دست زدند که تاریخ اعمال ننگین آنها را فراموش نخواهد کرد.
در مورد این وقایع اسناد و مدارک زیادی در آرشیو وزارت جنگ ایران، و وزارت خانه های دول استعمار وجود دارد اما بعضا به دلیل منافع ملی کشورها این اسناد به طور کامل ور اختیار ملت ها قرار داده نمی شود. در نوشته فوق ما خلاصه ای از خاطرات آقای حقگو در رابطه با جنایت های اکراد در آن سالهای تاریک و پر تنش بازگو خواهیم کرد. آقای حقگو در آن دوران جوانی 14 ساله بود و در تمامی وقایع حضور داشتند. ایشان تمامی وقایعی که رخ داده در دفترچه خاطرات خود ثبت کرده اند. این خاطرات به نوبه خود سندی قابل توجه برای نسل های آینده آذربایجان محسوب می شود که رویدادهای منطقه را با توجه به موقعیت استراتژیک و ژئوپولوتیک آذربایجان غربی خبردار شوند و خود را در برابر یاغیان و غارت گران همیشگی که ادعای خاک آذربایجان را دارند همچون دژی مستحکم برای پاسداری از وطن خویش سینه سپر نمایند.
وقایع و جنایت های اکراد از دید آقای حقگو :
اکراد هر موقع فرصت یافته و دولت را ناتوان دیده بودند از فرصت استفاده نموده به یاغیگری و غارت مردم پرداخته بودند. ضعف دولت مرکزی عرصه را به طغیان اکراد باز کرده بود. اسماعیل آقا که به خاطر کشتن مارشیمون رهبر جیلو ها فرار کرده بود بعد از فرار جیلوها فرصت را مناسب دیده و بدون ترس و واهمه ایی به چهریق بازگشت. در همین اوضاع بود که اسماعیل آقا به فکر پوشالی و خام خود یعنی کشور گشایی در خاک تاریخی آذربایجان پرچم طغیان برافراشت اما فکری که او در سر می پروراند، فکری نبود که خود او در طراحی و اجرای آن نقشی ایفا کند بلکه او بازیچه ای در دست عروسکگردانان غربی همچون انگلستان و آمریکا بیش نبود. مسترداد آمریکایی موقع دعوای جیلو ها نتوانسته بود کاری از پیش ببرد بعد از بازگشت به اورمیه چندین بار به قلعه چهریق رفته و اسماعیل آقا را در زمینه برپایی کشور پوشالی کردستان، تشویق و تحریک می کرد. یکی از همدستان او که اسماعیل آقا را به این عمل تحریک می کرد سید طه، نوه شیخ عبیدالله بارزانی بود. خانواده شیخ عبیدالله در عراق زندگی می کردند.
اسماعیل آقا که پشتیبانی آمریکاییها را می دید پرچم طغیان را برافراشت و به تاراج، قتل و غارت مردم پرداخت. مردمی که تازه به آبادی های خود برگشته بودند و زندگی تازه ای را می خواستند شروع بکنند ناگهان گرفتار اکراد یغماگر و آدمکشان اسماعیل سیمیتقو شدند. اسماعیل آقا نیمه آذرماه سال 1298 هجری قمری کلیه اکراد را به همدستی فراخواند و اولین کاری که کرد به مردم لکستان پیغام فرستاد و یک هزار و پانصد عدد فشنگ و مبلغ پنج هزار تومان باج و خراج خواست. لکستانی ها که از این قضایا به تهران و والی آذربایجان تلگراف فرستاده بودند هیچ جواب قانع کننده ایی از سوی دولت دریافت نکردند. لکستانی ها که خبر حمله اکراد را شنیدند در قریه های سلطان احمد و قره قشلاق جمع شده و آماده مقابله با اکراد شدند. روز جمعه 27 آذر ماه 1298 اکراد با تمام قوا به لکستان حمله بردند و جنگ سختی بین اکراد و مردم روستای سلطان احمد در گرفت. مردان لکستان مردانه و دلیرانه جنگیدند ولی نتوانست
 
ند در مقابل یورش اکراد بیش از دو ساعت دوام بیاورند. کردها از هر طرف به آبادی ریختند و دست به تاراج و قتل و غارت پرداختند. زنان و کودکان را دستگیر کرده و آنهایی که پا به فرار گذاشته بودند در میان دو روستای سلطان احمد و قره قشلاق کشته شدند. در روستای قره قشلاق مسعود دیوان و برادرانش در مقابل اکراد مقاومت شدیدی کردند ولی در ساعت یازده شب هر سه برادر به درجه شهادت نائل شدند و به همینطور روستای قره قشلاق نیز به دست اکراد تصرف شد. مردم بیچاره با زنان و فرزندانشان از روستا فرار کردند آنهایی که در روستا مانده بودند به دست اکراد افتادند و دچار رنج، عذاب و رسوایی (تجاوز جنسی) شدند و آنهایی که فرار کرده بودند در اثر سرمای شدید و سوزان زمستانی در بیابان ها روی برف جان خود را از دست دادند. مردم پس از این ماجرا قضیه شیخ عبیدالله را به یاد آوردند که چه جنایت ها و خونریزی هایی برپا کرده بود.
بعد از وقایع لکستان اکراد حمله خود را به اورمیه آغاز کردند و دست به جنایت ها و چپاولگری هایی دست زدند که انسان از بازگویی آن خجالت می کشد. قتل و غارت مردم از یک طرف و تجاوز به نوامیس مردم از طرف دیگر چهره واقعی این وحشیان غارتگر را به خوبی نشان می داد که آنها از انسانیت بویی نبرده اند. بعد از ورود نیروهای دولتی به اورمیه اکراد پا به فرار گذاشتند. زمانی که اکراد تمامی زمام اورمیه را در دست داشتند دکتر پاگارد آمریکایی که بیشتر ماموریت سیاسی بر عهده داشت سران اکراد را بهرعمارت خود می کرد و بعد از نام نویسی به آنان مبالغی پرداخت می کرد. مردم که شاهد تحریکات دکتر پاگارد و دادن پول به اکراد از سوی او بودند از او دل خوشی نداشتند بعد از رانده شدن اکراد از شهر به عمارت دکتر پاگارد حمله ور شدند و عده ای را کشته و عده ایی را هم زخمی کردند. ضیاالدوله که از این قضایا خبردار شد عده ایی سرباز فرستاد و جان دکتر پاگارد و همراهانش را از دست مردم نجات داد. وقتی خبر مغلوب شدن اکراد در مقابل مردم و نیروهای دولتی به اسماعیل آقا رسید به طاهر بیگ دستور داد تا بندر گلمانخانه را تصرف نماید تا جلوی نیروهای کمکی از تبریز به اورمیه را بگیرد. تصرف بندر گلمانخانه باعث شد اکراد به دهات اطراف بندر حمله ور شوند و شروع به قتل و غارت پرداختند. عمر آقا شکاک بعد از تصرف بندر گلمانخانه حدود یک ماه در آنجا ماند و بعدا به اورمیه مراجعت کرد و بعد از دو روز تاخیر به چهریق رفت تا خبر فتح بندر گلمانخانه را حضورا به اسماعیل آقا اطلاع دهد. اسماعیل آقا پس از شنیدن خبر به عمر آقا شکاک دستور داد تا پیغام او را به مردم اورمیه برساند. در اورمیه جار زدند که عمر آقا شکاک از طرف اسماعیل آقا سیمیتقو پیغامی را آورده و مردم باید روز چهارشنبه صبح ساعت 10 در قلعه قیصر خانم واقع در شهر چایی جمع شوند تا از متن پیام آگاهی پیدا کنند. مردم که از اوضاع خبر نداشتند صبح ساعت 10 روانه قلعه قیصر خانم شدند. بعد از ورود مردم به قلعه هیچ کس را نگذاشتند از آنجا خارج شود. هر کس که پافشاری می کرد کتک مفصلی می خورد . پیغام این قرار بود که حکومت اسماعیل آقا سیمیتقو نیاز به کمک مالی دارد و خواسته او عبارت است از به مبلغ یکصد هزار لیره و طلا و یک هزار فشنگ با اسلحه و تا زمانی که این خواسته برآورده نشود کسی حق خروج از قلعه را ندارد. اکراد در پشت بام ها مستقر بودند بعد از اتمام سخنان عمر آقا شکاک شروع به تیراندازی از بالا سر مردم شدند. هدف از این کار ایجاد رعب و وحشت و ترساندن مردم برای برآورده شدن مطالباتشان بود. بعد از دو روز زندانی شدن مردم در قلعه، اکراد هرکس را جهت وصول خواسته هایشان به خانه هایشان می بردند. در صورت تاخیر و یا از دادن باج و خراج امتناع می کردند آن شخص را جلوی چشمان افراد خانواده شکنجه می کردند. و بچه های خانواده را گرفته و به چوب بسته یا سیخ را داغ کرده به بدن بچه ها می گذاشتند. هر چه به فکر این یاغی ها می رسید همان لحظه انجام میدادند که از گفتن بعضی شکنجه ها خجالت می کشم. ( تجاوز جنسی به کودکان که غرور آقای حقگو برای نوشتن این شکنجه ها اجازه نمی داد) در بین اکراد هیچ رحم و شفقتی وجود نداشت. از اینجا معلوم میشود آنها چه نوع انسانهایی هستند. ملا شکور که یک پیرمرد 70 ساله بود او را آنقدر شکنجه کردند که پیرمرد با آن سن بالا مجبور شد خود کشی نماید و گردن خود را با تیغ برید. مردم بیچاره و ستم دیده که بعضی ها مریض بودند و یا بهبود یافته بودند در زیر شکنجه این یاغیان جان خود را از دست دادند. بسیاری از جوانان از ترس و فشار وارده زیاد دچار اختلال حواس شدند . عمر آقا شکاک بعد از اینکه مطمئن شد مردم بیچاره آه در بسات ندارند با غنایم جمع شده به طرف چهریق راه افتاد و اورمیه را با فقر و فلاکت ترک گفت اکراد حدود یکصد هزار لیره و طلا که به زور از مردم گرفته بودند . به غیر از روستاهای کرد نشین کسی در دهات ن
 
مانده بود و اغلب روستاها خالی از سکنه بود. قیمت گندم خیلی گران شده بود مردم توان خرید را نداشتند. اسماعیل آقا بعد از حمله به سولدوز و قتل و غارت مردم آن شهر به چهریق بازگشت. بعد از چند وقت به اورمیه آمد و به فکر جبران و سازش با اهالی شد. این دفعه به فکر ازدواج مجدد افتاد و دختر گیری در اورمیه آغاز شد. اول دختر آقای حاج رسول بعد دختر خانم اقبال الدوله و دختر نروخان را با زور گرفت. سران عشایر کرد به تبعیت از اسماعیل سیمیتقو شروع به دخترگیری کردند که از جمله دختر منظم السلطنه را برادر سیمیتقو و دختر حاج فضلعلی خان را یکی از سران عشایر یاغی ها به زور گرفتند. عده ای از زنان بیوه که به زور گرفته می شدند دست به خودکشی می زدند تا اینکه تن به ان ازدواج ها بدهند. اکراد خانه ها را جستجو می کردند و هر جا دختری را می دیدند به زور با خود می بردند. مردم از ترس آبرو و حفظ نوامیس خود هر جا پسری را سراغ داشتند بدون اطلاع اکراد شبانه به عقد آن جوان می آوردند.
تکرار تاریخ اشتباهی است که انسان را تن به بردگی و آوارگی ملتی را فراهم می سازد که شعور ملی و حافظه تاریخی ندارند. آذربایجانی که در طی سالهای دراز پرچمدار عزت و عظمت در این مرز و بوم بوده در لابلای صفحه های خاک خورده تاریخ شاهد نسل کشی هایی شده که از اعتماد مردم ترک آذربایجان نسبت به مهمانهای ناخوانده ایی همچون جیلوها و اکراد یاغی نشعت گرفت. کسانی که سالها در زیر امپراتوریهای ترکان زیسته بودند در مقطع گذار تاریخ از سنت به دیدگاه های نوین با کمک نویسندگان و کارگردانانن بیگانه پرچم طغیان برافراشتند و خواستند در اراضی تاریخی آذربایجان حکومتی برپا نمایند. داستانی که سالها و به درازای قرنها در آنسوی جهان در زیرزمین های واتیکان، تشکیلات های مخفی و آنتی ترک برای ما نوشته اند امروز هم ادامه دارد. اکراد هر روز با کمک تاریخ نویس های غربی با جعل اسناد و یاوه گویی ها ادعای اراضی از سرزمین آذربایجان را دارند. در این بازی ابر قدرتان اگر تاریخ تکرار شود فرزندان غیور آذربایجان باز هم همچون گذشته از میهن آبا اجدادی خود دفاع خواهد کرد. از همه مهمتر ریشه این مهمانان ناخوانده را از سرزمین خود خواهند کند و آنان را به زباله دان تاریخ می فرستند تا درس عبرتی برای زیاده خواهانی برای پاپ ها و خاخام های بی صفت شود.
Comments,Baxışınız
oguz gif telegram
Play All Replay Playlist Replay Track Shuffle Playlist Hide picture