/  
صفحه اصلی‌ » تحلیل ومقالات »   بابک خرمدین و حرکت ملیگرای آزربایجان ,بولود_مرادی
بابک خرمدین و حرکت ملیگرای آزربایجان #بولود_مرادی

  بابک خرمدین و حرکت ملیگرای آزربایجان ,بولود_مرادی

 اوغوزتی‌وی:درآمد-

به اعتقاد ما فقر تاریخیگری، و عدم آگاهی جامع الاطراف، بیطرفانه و صحیح از زندگی بابک و دوره حدوث نبرد او با اعراب، بزرگترین مانع شناخت شفاف بابک، ماهیت، اهداف و دلایل عدم موفقیت ” حرکتی” است که با نام او سرخ جامگی و خرم دینی پیوند خورده.
فقر تاریخیگری مذکور، شخصیت بابک و ماهیت عمل سیاسی_فرهنگی او را گرفتار تشتت شدید گفتمانی کرده است. بابک تحت هاله غلیظی از حب و بغضهای مختلف مورد مصادره قرار میگیرد. طوریکه مطلقا صادق و رشید یا خائن،تاریک یا روشن، والا یا حقیر، زشت یا زیبا جلوه میابد. تقریبا در طول تاریخ یاد نداریم نگرشی بینابین یا ” خاکستری” در مورد بابک مطرح شده باشد.
سیاهبین یا سفیدبینهای کذائی را میتوان تحت عناوین کلی فکری_ اعتقادی رده بندی نمود. در حالت کلی، به نظر من چهار دیدگاه بومی درباره بابک قابل تشخیص است:
۱: دیدگاه ملیگرائی( ایرانیست_ آزربایجانیست)،
۲: سوسیالیزم پاسیو یا اکثریت.
۳: مذهبیسم( اهل سنت و تشیع) ،
۴: در نهایت هم نوعی لیبرالیسم التقاطی، طبقه ی متوسط و به بالا یا طیفی از قشر تحصیلکرده غیر سیاسی،با غربگرایی ظاهری یا خاص.
ملیگرائی و بابک
الف؛ با محوریت فارس_آریا؛ در نظر ناسیونالیستهای ایرانگرا، بابک قهرمانی ” ملی” است که علیرغم مصائب کلان موجود، تن به تسلیم شدن مقابل اعراب نداد. در دیدگاه فوق، بابک شخصیتی همزمان ملی_مذهبی قلمداد میشود؛ حتی در ردیف اساطیری مانند رستم(ایرانیست_زوروانیست) و یا اسفندیار(ایرانیست_زردشتیست). نگرش مذکور به هیجوجه من الوجوه حتی در مقام قائلیت به کوچکترین احتمال تفاوت نژادی یا دینی بابک با چیزی متغایر از آریاییت و ادیان باستانی رایج در ایران برنمی آیند.

ب،ملیگرایی آزربایجان که عموما و فعلا برخی تاکتیکهای نسبتا عام زمانمند دارد، که یکی از آنها جبهه گیری علیه کمونیسم است.و از آنجا که کمونیسم بابک را به عنوان یک چریک و پارتیزان سرخپوش( همرنگ پرچم کمونیسم) با مؤلفه های متناسب با ایدوئولوژی خود مورد تبلیغ قرار داده و همچنین نسل دیروز سیاست آزربایجان یعنی کمونیستها سنت تجمع در قله بابک را از گذشته تا حال حفظ کرده اند، و در کنار این عوامل بیرونی،طیفی از ملیگرایی رایج قادر به تطبیق بابک و مبارزه اش با تفکرات مبنائی خود نیست،در حالت کلی زیاد روی بابک، در حد شخصیتهای کاملا ملی، مانور نمیدهند. این روند کلی جدا از طیف خاصی از ملیگرایان است که او را نه تورک میدانند و نه مبانی مذهبی و اعتقادیش را( خرم دینی) را بومی.

کمونیسم هم عنوان شد که در حد مصادره، بابک را مورد توجه قرار میدهد،مذهبیون نیز علنا و اکثرا علیه بابک هستند.مبارزه او را نه با اعراب که با اسلام میدانند.. و متاسفانه برخی تبلیغات همراستا با جنگ روانی از جمله اظهار حرامزادگی و…از سوی این قشر، خاص دولتی و نظامی، رواج دارد.
لیبرالهای اختلاطی نگاهی خاص به امور سیاسی و افراد سیاسی دارند که ” نگرش مصرفی”میدانم. در حد تفاخر به او، ترتیب دادن مناسبات تفریحی در کنار تجمع در قلعه بابک و.. او را مانند یک برند یا نشانی از تجددخواهی و تفاخر روشنفکری و..” مصرف میکنند.

پیشنهاد راقم: به اعتقاد من با لحاظ، نه نسیان و حذف، موارد پیش گفته و تمام موارد احتمالی، بابک قابلیت تحول و یا تثبیت و تداوم در مقام نمادی ملی را داراست،زیرا ماهیت فکری او هرچه بوده باشد، با درنظر گرفتن رابطه ی گفتمان و ایدئوژی، داخل در “گفتمان ملی” خواهد بود. هرچند تغایراتی با ملیگرایی در مقام ایدولوژی داشته باشد. بنابراین حرکت ملی با محاسبه گری دیپلوماتیک، بجای تاکید بر افتراقات، روی اشتراکات انگشت بفشارد و به نفع انسجام، همچنین ممانعت از مصادره توسط #آریائیزم از پتانسیلهای مفید به فرم فرهنگی و سیاسی این شخصیصت بزرگ تاریخ آزربایجان بصورت علمی و با #عملگرایی و اتخاذ تاکتیکهای #کاربردیشناختی کسب منافع ملی(تاریخی،فرهنگی اجتماعی،سیاسی و..حتی اقتصادی کند)

 

Comments,Baxışınız
oguz gif telegram
Play All Replay Playlist Replay Track Shuffle Playlist Hide picture