/  
صفحه اصلی‌ » تحلیل ومقالات » به رسمیت شناخته شدن هویت‌ترکی در ایران، تنها راه پایان دادن به توهین‌ها‌ علیه ترکان / سعادت منتظری
PERSIAN NEWSPAPER PUBLISHES RACIST HATE SPEECH AGAINST TURKS

به رسمیت شناخته شدن هویت‌ترکی در ایران، تنها راه پایان دادن به توهین‌ها‌ علیه ترکان / سعادت منتظری

اوغوز تی وی:توهین به ترکها در سریال‌های تلویزیونی، فیلم‌های سینمایی، برنامه‌های رادیویی، کتب درسی مدارس و دانشگاهها، کتب غیر درسی و مجلات و روزنامه‌ها، کوچه و بازار و خیابان، اداره، مدرسه و دانشگاه، سابقه‌ای طولانی دارد و با سقوط سلسله ترک‌تبار قاجار و روی کار آورده شدن رژیم نژادپرست و ترک‌ستیز پهلوی در سال 1304 شروع گردیده و با شدت تمام تا به امروز ادامه داشته است.
علیرغم تغییر حکومت‌ها و رژیم‌های سیاسی و تغییر ایدئولوژیهای حکومتی و دولتها و روی کار آمدن اشخاص و گروهها و جناحهای مختلف، ضدیت با زبان، فرهنگ، تاریخ و جغرافیای ترکی، سیاست ثابت و غیرقابل تغییر همه آنها بوده است.

از توهین رسانه ملی‌گرا در قالب برنامه فتیله به ترکها و فعالیت دوباره برنامه‌سازان آن در تلویزیون جمهوری اسلامی، مدت زمان زیادی نگذشته که روزنامه «طرح نو» دنباله کار وی را گرفته و اهانت به بزرگترین، گسترده‌ترین و در عین حال مظلوم‌ترین قومیت و ملیت ساکن در ایران را سر لوحه کارهای خود قرار داده است.
در کشوری که قوم حاکم، 30 میلیون هموطن ترک زبان خود را از ابتدائی‌ترین حقوق خود یعنی خواندن و نوشتن و تحصیل به زبان مادری در مدارس محروم کرده و معترضین به آن را با زدن انگ‌های متنوع راهی زندان می کند؛ توهین یک روزنامه و تلویزیون به این ملت مظلوم و بی زبانِ دست بسته و پا شکسته چیزی مانند آب خوردن خواهد بود.
در جایی که رئیس جمهور یک کشور (که خود هم حقوقدان و هم عالم دینی است) برای کسب آرای بیشمار این قومیت ستمدیده وعده تشکیل «فرهنگستان زبان ترکی» می دهد و بعد از رسیدن به هدف خود، کرسی ریاست جمهوری، وعده و وعید خود را فراموش می‌کند و در روزهای آخر دولتش برای فریب دوباره این مردم و نشستن دوباره بر کرسی ریاست دولت، دستور تاسیس «بنیاد فرهنگ و هنر و ادب آذربایجان» آنهم برای 4 استان و به دست سیاست‌بازان را می دهد؛ دیگر نمی توان از جاهای دیگر انتظار ادب، عدالت، اسلامیت، انسانیت و برابری و مساوات داشت. بنیاد فرهنگ و هنر و ادب آذربایجان اگر تاسیس هم بشود کجا و فرهنگستان زبان ترکی کجا؟! درست مانند آن است که به جای «فرهنگستان زبان فارسی»، «بنیاد فرهنگ و ادب و هنر اصفهان» تاسیس گردد.
توهین به ترک، اشکال و انواع گوناگونی دارد که اتفاقا ساده ترین و سخیف‌ترین و قابل فهم‌ترین شکل آن توهین روزنامه طرح نو، برنامه فتیله (1394) و روزنامه ایران (1385) است که به علت سادگی و وضوح آنها، برای همه ترک‌های کشور قابل فهم و درک می باشد و الّا اهانت اصلی و واقعی همان بی توجهی و به شمار نیاوردن این جمعیت عظیم و مشارکت ندادن آنها در قدرت، ثروت و اطلاعات مملکت و رفتار با آنان به مثابه ساکنان مستعمرات است.
رئیس دولتی که بخش اعظم آرای خود را از همین ترک‌ها به دست آورده به علت ضدیّت با زبان ترکی، تاسیس فرهنگستان موعود را (که حتی به ظاهر هم شده باشد) بر نمی تابد و رندانه و منافقانه می‌کوشد با آوردن کلمات زیبا ولی فرعی و جزئیِ فرهنگ، هنر، ادب و آذربایجان، زبان مادری ترکی را (که موجودیت این ملت به آن وابسته است) به حاشیه براند.
رئیس جمهوری که غلامعلی حداد عادل (بزرگترین دشمن زبان و فرهنگ ترکها) را علیرغم اینکه رقیب سیاسی و جناحی خود وی نیز است؛ به علت اشتراک با وی در داشتن عقاید ترک‌ستیزانه، به ریاست و عضویت مراکز استراتژیک فرهنگی مانند فرهنگستان زبان فارسی، عضویت در شورای عالی آموزش و پرورش و سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی و … بر‌می‌گمارد و یا علی اکبر ولایتی را (که ضدیت با ترک را مخفیانه و مجدّانه در حوزه‌های سیاسی و استراتژیک پیگیری می کند) به آغوش می کشد و یا خود، تحصیل به زبان ترکی در کنار فارسی در مدارس و اصول 19 و 15 قانون اساسی و ایجاد رشته زبان ترکی در دانشگاهها را اجرائی نمی کند؛ بزرگترین اهانت کننده به ترکیت، اسلامیت، انسانیت و ایرانیت است.
هر چند ممکن بود در گذشته حاکمان بتوانند با سیاست حساب شده و مخفیانه، ترک‌ستیزی نرم را در دستور کار خود قرار دهند و توده‌های مردم از آن بی خبر بمانند ولی امروزه در سایه گسترش ارتباطات رسانه‌ای و فضای مجازی و ارتباط تنگاتنگ فعالان فرهنگی این قومیت با بدنه اجتماع نمی توان این سیاست ضد بشری را بدون پرداخت هزینه ای اجرا کرد و لازم است مسئولان و سردمداران قوم غالب به هموطنان ترک زبان خود به چشم برادر دینی و انسانی نگریسته و با دادن حقوق زبانی، اقتصادی و سیاسی یکسان به آنها، تبعیض نژادی و قوم‌گرائی فارسی را (که ایران متحد و یکپارچه را به مخاطره انداخته) ریشه کن سازند.
نشریه طرح نو که در سال گذشته و در قبال خدمات خود در دشمنی و ضدیت با ترکهای ایران، آذربایجان و ترکیه از طرف وزارت ارشاد به جایگاه روزنامه ارتقا یافت؛ نشریه‌ای شبیه به بروشورهای تبلیغا

تی شرکتهای خصوصی و آگهی‌نامه و رپورتاژ بود و هیچ شباهتی به کار حرفه‌ای مطبوعاتی نداشت و در شناسنامه بسیار ساده آن فقط و فقط نام یک نفر، «محمدرضا ربانی» به عنوان صاحب امتیاز و مدیر مسئول دیده می‌شد و مثل امروز خبری از اسامی سر دبیر، شورای نویسندگان، دبیر بخشهای مختلف و … در میان نبود که این خود نشانگر غیر مستقل بودن آن و تعلق به ارگانهای امنیتی است که از مالیات همین مردم مظلوم ارتزاق می‌کنند.
آیا بهتر نیست که سیستم موجود به جای صرف هزینه‌های بسیار در مسیر تخریب زبان و فرهنگ خدادادی این ملت و به جان هم انداختن آنها و انتشار مجلات، روزنامه‌ها و سایتهای ترک‌ستیز و یا استخدام بیشمار خبرچینها، مامورها، و باتوم و گاز اشک آور و … که نمونه‌های آن را می‌توان در «سایت آذری‌ها»، نشریه «وطن یولی»، «موسسه آران»، روزنامه «آراز آذربایجان» در اورمیه (که به مانند نشریه طرح نو به سرعت مدارج ترقی را از یک نشریه ساده و غیر حرفه‌ای به سوی روزنامه طی کرده و با افتخار خود را اولین روزنامه 3 زبانه فارسی، ترکی و کردی قلمداد می کند) و دهها مورد دیگر مشاهده کرد؛ حقوق زبانی و فرهنگی و انسانی آنها را به رسمیت شناخته و با آنان به مانند شهروندان دارای حقوق برابر با قومیت فارس رفتار کند؟! آیا این به انصاف و عدالت و اسلام و انسایت نزدیکتر نیست و برای اتحاد و یکپارچگی ایران ضروری نمی‌باشد؟!
ترکهای ایران و از آنجمله آذربایجان، به خوبی می دانند که تا زمانیکه هویت ترکی از طرف حاکمیت و قوم غالب به رسمیت شناخته نشود این اهانت‌ها و تحقیرها و تبعیض‌ها ادامه خواهد یافت. وقتی نظام آموزشی و رسانه‌های کشور سعی دارند ترکها و زبان ترکی را بیگانه و خارجی و بی فرهنگ نشان دهند و هموطنان ترک زبان را نه یک ترک، بلکه یک فارس و آریایی (از نوع آذری آن) معرفی نمایند؛ دیگر توهین به ترک، نه توهین به هموطنان و شهروندان جمهوری اسلامی بلکه توهینی به دشمنان و بیگانگانی که دارای فرهنگ و تمدن پستی هستند قلمداد می شود.
هنگامیکه یک ترک ایرانی از دوره آمادگی تا پایان دبیرستان و از دوره کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد تا دکترا در کنار خواندن صدها کتاب به فارسی و زبانهای کشورهای دشمن نظام یعنی انگلیسی، عربی، فرانسوی، آلمانی و … حق ندارد یک سطر هم به زبان مادری خود بخواند و بنویسد و یا هموطن ترک زبان حق ندارد در کنار 20 شبکه سراسری تلویزیونی و دهها شبکه رادیویی سراسری و چندین شبکه فارسی برای یکی دو میلیون ایرانی خارج نشین، یک کانال سراسری ترکی داشته باشد دیگر نمی توان از اسلامیت و عدالت و نبود تبعیض و توهین دم زد.
وقتی دست اندر کاران قوم غالب، ترکهای ایران را که در اکثر قریب به اتفاق استانهای ایران ساکن هستند به 4 استان آذربایجان شرقی، غربی، اردبیل و زنجان محدود می کند و از نام قومیت آنها، ترک و از نام استانها و جغرافیای آنان، آذربایجان را حذف می نماید یعنی اینکه توهین‌ها و تحقیرها با شدت تمام ادامه دارد.
هنگامی که آپارتاید حاکم، در کنار دهها روزنامه و مجله سراسری فارسی، یک روزنامه و یا مجله ترکی سراسری منتشر نمی کند و در استانهای قزوین، همدان، البرز، تهران، مرکزی، قم، اصفهان، فارس، کردستان، کرمانشاه، گیلان، مازندران، گلستان، خراسان شمالی و رضوی، سمنان، چهار محال بختیاری و کهگیلویه و بویر احمد و … اجازه پخش حتی یک دقیقه برنامه تلویزیونی ترکی از شبکه‌های استانی را نمی دهد و تنها 4 استان اردبیل، زنجان، آذربایجان غربی و شرقی اجازه دارند کمتر از نصف برنامه‌های خود را آنهم با نام آذری و ملغمه‌ای از فارسی و عربی (که تنها فعل جملات آن ترکی است) اجرا کنند و نام برنامه‌ها، زبان نوشتاری این شبکه‌ها و برنامه‌های کودک آنها نیز باید به فارسی باشد و بخشنامه‌های فرهنگستان زبان فارسی حداد عادل در این شبکه‌های به اصطلاح آذری باید مو به مو اجرا شود و یا فقط امام جمعه‌های این 4 استان که اجازه داشتند خطبه‌های نماز جمعه را به زبان مردم بخوانند باید یکی از این خطبه‌ها را به زبان قوم مسلط قرائت کنند به این معنی است که: نسل‌کشی زبانی، تبعیض نژادی و استعمار با شدت و حدّت تمام ادامه دارد.
در نتیجه باید گفت که زبان ترکی، خط قرمز ما ترکهای ایران است. با وجود زبان ترکی، ما هم زنده خواهیم ماند و در نبود آن ما نیز نابود خواهیم شد. به همین خاطر است که تئوریسین‌های قوم غالب، با ممنوع کردن زبان ترکی در مدارس و دانشگاه‌ها، کتب و مجلات و روزنامه‌ها، رادیو و تلویزیون و حتی نماز جمعه، سعی در از بین بردن و نسل‌کشی زبانیمان دارند.
ترک‌ستیزان به خوبی می دانند که بهترین روش برای نابودی ترکهای این سرزمین، از بین بردن زبان آنهاست و بهترین راه برای نابود کردن زبان ترکی، ممنوعیت تحصیل به این زبان در مدارس و جلوگیری از ورود این زبان به نظام آموزشی کشور است.
تا زمانیکه زبان ترکی در کنار زبان فارسی در کشور به رسمیت شن

اخته نشود این تحقیرها و توهینها (حتی اگر علنی هم نباشد) ادامه خواهد داشت و ما را به سوی نابودی خواهد برد.
انتخابات ریاست جمهوری بسیار نزدیک است. خرداد 96 کاندیداهای ریاست جمهوری برای گدایی رای به سراغمان خواهند آمد. رئیس جمهور، دیگر با چه رویی از ما ترک‌ها رای طلب خواهد کرد؟! این بار ما مجبوریم برای حفظ زبان مادریمان بخاطر حفظ بقای خود و سرنوشت فرزندانمان آنها را تنبیه کنیم. آنهایی که سه سال دیگر نیز ما را فریب دادند.
رئیس جمهور حسابگر، فقط همین مهر 95 فرصت دارد به وعده‌های خود عمل کند. اگر چشمان فرزندانمان در اولین روز پاییز با دیدن کتابهای ترکی روشن نشود چراغ اقبال رئیس جمهوری در خرداد 96 خاموش خواهد شد.
ما ترکها حاضریم در خرداد 96 حتی اگر به ضررمان هم تمام شود برای تنبیه فریبکاران و دروغگویان ظاهرالصلاح، به و رقیبان آنها و دشمنان هر دویمان رای بدهیم.

«اگر زبان مادری من بنیاد دولت تو را به لرزه در می آورد؛ احتمالا این بدان معناست که دولتت را در خاک من بنیان نهاده‌ای».
موسی هینتر.

Comments,Baxışınız
oguz gif telegram
Play All Replay Playlist Replay Track Shuffle Playlist Hide picture