/  
صفحه اصلی‌ » تحلیل ومقالات » ترکیه دردریچه ما/ سعید متین پور

ترکیه دردریچه ما/ سعید متین پور

اوغوز تی وی:۱. چرا این عنوان را انتخاب کرده ام؟ چرا ترکیه را به دریچه برده ام؟ برای اینکه قادر نیستم تمامی جامعه ترکیه را ببینم و شرحی بر کلیت موضوعی که می خواهم بنویسم بیان کنم. تنها قادرم از دریچه یا دریچه هایی به موضوع مورد بررسی و مسائل پیرامون آن بپردازم. فکر می کنم در واقع هم، برای یک ناظر بیرونی در نهایت چنین اتفاقی می افتد و نمی توان از کلیت یک اتفاق، زمانی که احاطه اطلاعاتی بر تمام اجزاء موضوع وجود ندارد توصیف همه‌جانبه‌ای ارائه داد.
جامعه ترکیه نیز برای یک ناظر بیرونی چنین است. منظور از ناظر بیرونی نه لزوما غیر ترکیه ای بودن ناظر است و نه حتما ساکن ترکیه نبودن وی، منظور کسی است که به تمام ابعاد موضوع بررسی، در اینجا کودتای ۱۵ جولای، احاطه ندارد.
۲.کودتای ۱۵ جولای که در شهرهای آنکارا و استانبول ترکیه نمود عینی داشت هنوز به جهت درونی شکافته نشده است. یعنی مشخص نیست که فرماندهی این کودتا با چه کسی بوده است و کودتا کنندگان چگونه سازمان یافته اند و اطلاعاتی که امروز در مورد علت کودتا و شکست آن منتشر می شود تا چه حدی صحیح است؟ تا کنون دو نفر به عنوان فرمانده کودتا معرفی شده اند. دومی ژنرال آکین اؤزتورک در حالی که کبودی های صورتش نیز به زخم زمان دستگیریش اضافه شده بود در دادگاه چنین نقشی را تکذیب کرده است.
تنها چیزی که می توان در مورد دستگیر شدگان گفت این است که آنان به واسطه وابستگی یا علاقمندی به فتح الله گولن که سیاهه اسامیشان هم در دست دولت موجود بوده است بازداشت شده اند. اما هیچ سندی دال بر این که همه این دستگیر شده ها در کودتا نقش داشته اند وجود ندارد و امکان ارائه آن سند هم وجود ندارد. چرا که اگر چنین اشراف اطلاعاتی موجود بوده است باید قبل از کودتا این افراد دستگیر می شدند نه بعد از آن. علی القاعده باید زمان می گذشت و بر اساس تحقیقات، بازپرسی ها و بازجویی ها به این شبکه گسترده در دستگاه قضایی و نظامی دست پیدا می کردند. حتی نمی توان این دستگیری های گسترده را که به غیر نظامیان گسترش یافته است به عنوان عمل پیشگیرانه از یک کودتای نافرجام تلقی کرد. چرا که فراتر از دستگیری نظامیان هزاران نفر از کارمندان و مدیران دولتی نیز دستگیر یا دچار تعلیق شغلی شده اند.
در مورد شکست کودتا هم با وجود آنکه ظواهر از ناشیگری کودتاچیان حکایت می کند اما اخبار جزئی از روند کودتا هم ابهامات کمی ندارد. مثلا کشته شدن یکی از فرماندهان کودتا به نام سرتیپ سمیح طرزی به دست یکی از افسران عملیات های ویژه با روایت های مختلف. برخی چنین تحلیل می کنند که همین عمل از موجبات اصلی انحراف کودتا از مسیر موفقیت بوده است!
۳.هر چقدر اخبار را زیر و رو بکنیم باز قادر نیستیم که برای سوال های اساسی خود در مورد کودتا، جوابی پیدا کنیم. برای همین هم در آغاز نوشته به دریچه یا دریچه هایی اشاره کردم که می توانند حقایقی از ترکیه بنمایانند که شاید در فهم حادثه ای مثل کودتای اخیر کمک کنند. محل بحث را از درون اسلامگرایان می گشایم. به نظر می رسد اتفاقی که افتاده است همچون ماجرای قبلی در مورد اتهام اختلاس برخی وابستگان حزب عدالت و توسعه آ ک پ یک اتفاق داخلی بین اسلامگرایان است. آنچه در حال انجام است مصداقا هیچ یک از احزاب اپوزوسیون را نرنجانده است. از احزاب چپ و راست هیچکدام انگشت بر روی کسی نگذاشته اند که مثلا دستگیری این یا آن شخص کاملا ناصواب است و او قطعا کودتاچی نیست. حتی بعضا دستگیر شدگان مورد شماتت قرار می گیرند که قبلا خود در دستگیری یا تعلیق دیگران به اتهام کودتا یا چیزهای دیگر دست داشته اند. به واقع آنچه به نظر می آید پاکسازی بزرگی است که در درون اسلامگرایان در حال انجام است. در این میان آنچه در فضای مجازی مخصوصا با توجه به فعالیت وسیع طرفداران و منتقدان دولت در توییتر به چشم می آید، حمایت وسیع اسلامگرایان از اردوغان و در نهایت خواسته های برخی رادیکال ترها است که درخواستشان برخورد خشن با کودتاچیان یا بستن پایگاه اینجیرلیک بر روی آمریکایی هاست. این اسلامگرایان که تا دیروز اردوغان را به خاطر روابط تجدید شده با روسیه و خصوصا اسرائیل شماتت می کردند امروز از وی حمایت می کنند. سلفی ترینشان می گوید باید دفع افسد به فاسد کرد. منتقدان هم صرفا در همان خط انتقادی گذشته هستند و حتی آن تحلیهای اولیه مبنی بر ساختگی بودن کودتا هم نتوانسته است جایگاهی در رسانه های ترکیه پیدا کند. برعکس منتقدان به واسطه اینکه موضع سیاسیشان مقابل کودتا بوده است در جاهایی هم کنار دولت قرار می گیرند.
۴.حضور طرفداران اردوغان در خیابان ها و همچنین خبرهای دال بر این که بدنه حزب حرکت ملی نیز حضور وسیع در شب کودتا در خیابان داشته اند نشان از عملکرد تشکیلاتی اردوغان در سازماندهی طرفداران خود دارد. یاد آور می شوم حزب حرکت ملی م ه پ به عنوان یک حزب محافظه کار ملی گرا در سطح طرفداران فاصله زیادی با اسلامگرایان ندارد. توده ملی گرای حزب، اسلام را بخشی از هویت خود می داند و شعار اصلی آنان الله اکبر است. ایشان نه تنها باورهای دینی دارند بلکه اسلام را به عنوان جزئی از مجموعه باورهای خود درآورده اند. در واقع برای توده ملی گرای ترکیه و توده اسلام گرای آن کشور جهان بینی و دستورالعمل اصلی در زندگی شخصی اسلام است.(مخاطب ایرانی هرگز نمی تواند تطابقی از این جهت بین باورمندان ناسیونالیسم حرکت ملی در ترکیه با افرادی که درایران ایرانگرا شمرده می شوند پیدا کند. )
اما این تشکیلات حاضر در خیابان نیز به تمامه قدرت آ ک پ را بازنمایی نمی کند. قدرت واقعی این حزب ناشی از رشد اسلام سیاسی و ارتقای طبقاتی وابستگان به این دیدگاه است. علی رغم برخی تصورات بیرونی از جامعه ترکیه، توده مسلمان ترکیه در سرتاسر این کشور هرگز از اسلام دور نبوده اند. دولت لائیک نه تنها به دین مردم حمله نبرد بلکه در قالب سازمان دیانت ترکیه اسلام را در عمل به عنوان دین رسمی جامعه درآورد. در تمام سال های جمهوریت مساجد فعال و تحصیل کرده های دانشکده های الهیات با سمت امام جماعت حقوق بگیر دولت بوده اند. خانواده ها نیز مختار بوده اند که فرزندان خود را به مدارس دولتی و یا مدارس دین محور امام خطیب بفرستند. این مدارس تا همین چند سال پیش از دوره راهنمایی آغاز می شد اما بعدا منحصر به دبیرستان شد. البته مدرسه های دینی معمول نیز فعال بوده اند. با گذشت زمان، شرایط جدید و امکانات قانون اساسی ترکیه بخشی از جامعه را به سمت فعالیت های حزبی تحت لوای اسلام خواهی کشاند. رفاه نسبی دهه های اخیر و شهری شدن جمعیت بزرگی از توده مسلمان ترکیه به صورت طبیعی ایشان را به سمت فعالیت های اجتماعی و سیاسی مستقل از احزاب و جمعیت های موجود کشاند. مرور میزان رای آوری احزاب موسوم به لائیک در دهه پایانی سده بیستم میلادی چه در جناح چپ و چه در جناح راست به خوبی نشان می دهد که این احزاب دیگر قادر به رای آوری لازم برای تشکیل دولت نبودند. در دهه نود تمام کابینه ها ائتلافی بود. تنها پس از یک دگردیسی در عمل سیاسی اسلام گرایان به رهبری رجب طیب اردوغان که از پدر معنوی خود نجم الدین اربکان جدا شده و عملگرایی هماهنگ با دنیای سرمایه داری را برگزیده بود، اولین کابینه غیر ائتلافی پس از سال ها در آغاز هزاره سوم میلادی در ترکیه تشکیل شد و تا کنون دوام دارد.
دولت اسلام گرای ترکیه که در شرایط دموکراتیک و در زمانی که از ترکیه به عنوان تنها کشور صاحب جامعه مدنی در خاورمیانه نام برده می شود تشکیل شد، در واقع بازتابی از جامعه و نماینده بخش قابل توجهی از ترکیه است. حزب عدالت و توسعه علی رغم اختلافات درونی و طیف های مختلف اسلام گرایان در کشور، امروز مسلمانان ترکیه را رهبری می کند و قادر است در شرایط خاص ملی گرایان را نیز در قالب حزبی به خود ملحق کند.
شاید همان قدر که قبل از انقلاب ۵۷ ایران مسلمانان باورمند به اسلام اجتماعی و سیاسی در ایران مهجور بودند اسلامگرایان ترکیه هم در دهه های جنگ سرد ناشناخته بودند. اما اینها هر دو همیشه مدرسه های قدیم و جدید خود و دولت هایی که اسلام دین اصلی وحدت بخش جامعه و اخلاق عرفیشان بوده است را نیز داشته اند. تا اینکه پس از سالها صعود پله به پله در قدرت و کنار زدن غیر، امروز در ترکیه اسلام گرایان با آگاهی هویتی و هویت تکامل یافته تری در حال نزاع واقعی سیاسی در درون و برون خود هستند و به نظر می رسد کودتای ۱۵ جولای بخشی از این نزاع را نشان می دهد. صرف نظر از اینکه چه اندازه از این نزاع اخیر درونی یا بیرونی است طرف اصلی، بازیگر اصلی، و میداندار آن دولت اسلامگرا است و دیگران خارج از اسلامگرایی سیاسی، بیشتر تماشاچی ماجرا هستند. البته اپوزوسیون نیز مانند اسلامگرایان بیست سال پیش شانس استفاده از جامعه مدنی و شناخت رای دهندگان خود را دارد.
۵.دریچه دیگری که می توانم از آن نگاه کنم دقت در بازی بازیگران جهانی و منطقه ای در ترکیه است. آنچه امروز می تواند برای ترکیه نگران کننده باشد دخالت خارجی و یا تاثیر آنچه در پیرامون ترکیه در عراق و سوریه می گذرد بر آن کشور است. البته بخشی از آن تاثیر خود بر آمده از درگیر شدن ترکیه در سوریه است که می تواند به شکل از کنترل خارج شده ای به ترکیه بازگردد.

Comments,Baxışınız
oguz gif telegram
Play All Replay Playlist Replay Track Shuffle Playlist Hide picture