/  
صفحه اصلی‌ » تحلیل ومقالات » تصویرهایی که از 6 خرداد در ذهنم ابدی خواهد ماند
آزربایجان تورکونون اوجا سئسی ? ? اوغوزتی‌وی OğuzTV ? @oguztv ???

تصویرهایی که از 6 خرداد در ذهنم ابدی خواهد ماند

اوغوز تی وی:من آن روز برای مهمانی به اردبیل آمده بودم وخبر داشتم که برای اعتراض به توهین روزنامه ایران بر علیه تورکها فراخون عمومی داده بودند بالاخره آن روز فرا رسید متاسفانه من نتوانستم در همان ساعتی که قرار بود در میدان سرچشمه فعالین ملی مدنی اردبیل جمع شوند حاضر شوم لحظه ای که من آنجا رسیدم شخصی را که هیچ وقت از نزدیک ندیده بودم آن روز دیدم بلی آن شخص عباس لسانی عزیز بود که در حین سخرانی با صلابتش دیدم ولی متاسفانه به خاطر صدای ضعیف بلند گو نتوانست صحبت کند بعد مردم شروع به دادن شعارهای « هارای هارای من تورکم» «تورک قارداشیم سنده گل» « منیم دیلیم اؤلن دئییل باشقا دیله دؤنن دئییل» « اؤلیم اولسین فاشیسته» «تورک دیلینده مدرسه اولمالیدی هر کسه» دادند و یگان ویژه های ضد شورش شروع به زدن مردم بی سلاح کردند آن روز نیروهای نیروی انتظامی اردبیل چون خودشان ترک بودند و از توهینی که بر ملت ترک شده بود آنها هم ناراحت بودند به همین خاطر جلوی مردم نایستادند برای همین هم با دستور مقامات بالایی نیروهای کمکی یگان ویژه را از دیگر استان ها برای کنترل حرکت مدنی مردم اردبیل آوردند و همراه با بسیجییان ونیروی سپاه شروع به کتک زدن مردم کردند ولی مردم غیور اردبیل مقاومت کردند. آن جا با یک صحنه ی جالبی رو به رو شدم و آن اینکه من به طرف یک سرهنگ ارتشی رفتم و گفتم ارتش مگر نیروی مردمی نیست و چرا از مردم دفاع نمی کند و آن سرهنگ گفت صد درصد با مردم هستیم ولی به وقتش، در حین صحبت من با آن سرهنگ یک نفر از کنار دستور میداد بزنید نگذارید این اعتراضات ادامه یابد من چهره آن شخص را در ذهنم حک کردم و بعد از گذشت چند ماه از وقایع خرداد 85 ایشان را در شبکه ساوالان اردبیل دیدم و فهمیدم که آن شخص فرمانده سپاه حضرت عباس است بلی شخصی که خودش تورک است و همیشه هم در صف اول نماز جماعت اردبیل می ایستد ولی متاسفانه در مقابل حق خواهی مردم هم می ایستد.
بعد از این که به طرف چهار راه حرکت کردیم در جلوی بانک مرکزی عده ای میگفتند بانک را آتش بزنید من هم با صدای بلند گفتم اینها نیروی اطلاعاتی امنیتی هستند نمیخواهند شما اعتراض مدنی خود را بکنید حرفهای اینها را گوش نکنید اطلاعاتی هستند در عرض یک دقیقه این عده ای که عرض کردم پا به فرار گذاشتند این صحنه را برای آن تعریف میکنم که یک هفته بعد از اعتراضات، حاکمیت چون در این مساله باخته بود راه چاره را در این دیده بود که صدمات مالی زده شده به اموال عمومی را به گردن فعالان ملی مدنی بیندازد در حالی که در گفته های قبلی ام عرض کردم حاکمیت با نیروهای لباس شخصی به اموال عمومی صدمه زده بود تا فعالین ملی مدنی و حرکت ملی آذربایجان را از چشم مردم بیندازد ولی غافل از اینکه خود مردم از دست حاکمیت دل خور بودند که چرا نسبت به توهین روزنامه ایران لاقید است. من در بالا عرض کردم که حاکمیت در مقابل فعالین ملی مدنی باخت برای اثبات این مساله این را بگویم که حاکمیت در آن زمان با پخش اعلامیه توسط یک عده ای ملی نماها که ماهیت این اعلامیه هم ماهیت کمونیستی داشت خواست مردم را فریب دهد ولی نتوانست و مردم در کنار فرزندان خلف خودشان قرار گرفتند نه در کنار حاکمیت و فرزندان ناخلفش.
چند سال بعد از وقایع خرداد 85 در خییو معاون دوران دبیرستانم را دیدم بعد از احوال پرسی حرفم را به مساله هویت کشاندم و آقای خدایی خاطره ای از خرداد 85 را بازگو کرد میگفت وقت امتحانات نهایی بود که یکی از معلمان مراقب بود باید میامد مدرسه ولی دو سه روز به مدرسه نیامد، مجبور شدم که زنگ بزنم و ببینم که چرا نمی آید زنگ ردم و ایشان گفتند واقعیتش دانش آموزان مرا تهدید کرده اند، گفتم سر چه قضییه ای تو را تهدید کرده اند، سکوت کرد. گفتم چرا سکوت میکنی حداقل اسامی دانش آموزانی که تو را تهدید کرده اند را بگو تا من با آنها صحبت کنم اسم یکی از بچه ها را که گفت من فهمیدم قضیه از چه قراری باشد. فردای آن روز از آن دانش آموزان خواستم بیایند مدرسه، دانش آموزان آمدند و قضیه را تعریف کردند گفتند آقای خدایی این معلم در مدرسه برای ما« گون وئرمه دی، چؤلده بیزدن نه ایسته ییر» گفتم چی شده گفتند آغا چند روز پیش یادت هست که برای توهین روزنامه ی ایران مردم خییو برای اعتراض به خیابان آمده بودند گفتم بلی یکی از دانش آموزان گفت ما هم برای اعتراض رفته بودیم که معلمان را با لباس بسیجی دیدیم که با یک چوپ دستی مردم را می زد ما هم به همین خاطر او را تهدید کرده ایم ایسته دیک بیرآز قورخا یوخسا او بیزیم اؤیرتمنیمیزدی بالاخره قضیه حل شد و معلم فردای آن روز آمد مدرسه ولی آن روز در مدرسه بحث می کرد که آنهایی که برای اعتراض به خیابان آمده بودند هویت طلب نبودند اوباش بودند شهر را داغون کردند. گفتم آقای فلانی مگر در دعوا حلوا پیشکش میکنند مرد حسابی مگر اعتراض مدنی را خود شماها به آشوب نکشیدی

د میخواستین برایتان گل هم بدهند جناب عالی مثل اینکه معلم هستی نه مامور اطلاعات یا نیروی ضد شورش، راست میگویند گرگ زاده گرگ میشود، ذات شماها این جوریست که بر علیه مردم خودتان باشید.

و اما هدف من از گفتن این خاطرات:

1- من در سال85 فهمیدم که حرکت ملی آذربایجان زمانی به حق وحقوقش و هدفهایش خواهد رسید که فعالین ملی مدنی در میدان عمل باشد یعنی حرکت میدانی ما قویتر و قویتر بشود.

2- در سالهای قبل از 85 در اردبیل افرادی بودند چنان در مورد حرکت ملی آذربایجان حرف میزدند که من فکر میکردم بعد از دو سه سال دیگر به حق و حقوق خود میرسیم ولی در اعتراضات خیابانی خرداد سال 85 اثری از اینها ندیدم و بعد از این سال هم سکوت مطلق کرده اند.

3-اما بعد از سال 85 با فعالینی آشنا شده ام که حرف عمل هستند. بی ریا برای رسیدن به حق وحقوقمان شب و روز خود را حرام کرده اند، حتی بعضی هایشان در مقطع کارشناسی ارشد ستاره دار شده اند و عده ای شان هم چند سال حبس کشیده اند از جمله این اشخاص ( رحیم غلامی، عسگر اکبرزاده، علی خیرجو…….) البته این را هم عرض کنم که این اشخاص قبل از سال85 هم فعالیت مدنی در حرکت ملی آذربایجان داشته اند، خلاصه کلام خوشحالم که با فعالین صادق و صمیمی آشنا شده ام.

4-حرکت ملی آذربایجان همیشه از اولش بر روی عقلانیت بوده و هیچ وقت از مدار عقلانیت دور نشده است چه در مواقع اعتراضات خیابانی چه در تصمیم گیریهای خرد و کلان، همیشه با خرد جمعی کارها را پیش برده.

5- ماهیت هر حرکتی بسته به شعارها و عملهای آن است، شعارها و عمل های حرکت ملی بر اساس هویت طلبی و فعالیت مدنی بوده است که در سال 85 آینه ی تمام نمای آن را دیدیم.

6- فهمیدم که ما باید در حرکت ملی حرکتهای موازی را خنثی کنیم و نباید بگذاریم ملی نماها قارچ وار رشد کنند، البته خدا را شکر حرکت ملی پازلهایش طوری چیده شده که خودش ملی نماها را حذف می کند.

7- حرف آخرم با مانقورتهایی مثل همان معلمی است که دانش آموزان خود را به خاطر هویت طلبیشان با چماق دستی در خیابان میزنند یا آن ماموران اطلاعاتی امنیتی و سپاه و بسیجی است که بدون چند لحظه فکر غلام حلقه بگوش میشوند و بر علیه فرزندان خلف خود میشوند، به سخنان ما گوش فرا نمی دهی حداقل به سخنان بزرگان دینی مان گوش دهید. حضرت عل(ع) می فرماید: راه خداشناسی از خود شناسی میگذرد. امیدوارم به خودتان آمده و در کنار مردم آذربایجان قرار خواهید گرفت.

 ن. و. گ. قارا

Comments,Baxışınız
oguz gif telegram