/  
صفحه اصلی‌ » تحلیل ومقالات » جناب روزنامه شرق، ایران و دیگران، مطمئن باشید که راهتان به هیچستان است؛

جناب روزنامه شرق، ایران و دیگران، مطمئن باشید که راهتان به هیچستان است؛

اوغوز تی وی:عجیب است که شماها تحمل یک صدم حقوق دیگر ملتها در حیطه جغرافیایی ایران را ندارید، چگونه ادعای هم وطن بودن، یکی بودن و برادری دارید. راستی چگونه انتظار در کنار هم بودن و همزیستی مسالمت آمیز را دارید در حالی که همه چیز را برخود روا می دارید، خود را همه چیز و دیگران را هیچ می پندارید؟ در دنیای امروز بسیار مضحک است چنین ریاضیات و محاسباتی،
جناب برادر، دو ضرب در دو می شود چهار، برادری معادل است با برابری. یکسان بودن یعنی دو کفه ترازو در وزنه مساوی، در تعبیر شما ایرانی یکسان، یعنی با کفه ای لبریز بر ملت فارس و کفه ای خالی بر دیگر ملتها، این شدنی نیست. نهایت نژاد پرستی است، خود خواهی است و اصراری کاملا کوته فکرانه است در دنیای معاصر، عصر تکنولوژی و اینترنت. مگر نه این است که ایران کشوری است کثیر الملله با زبان و فرهنگ های مختلف که ملت ترک با توجه به تاریخ و جمعیت و قدمتش در رأس قرار دارد.
شما می خواهید ایرانی یکسان داشته باشید؟ یکسان بودن بدون شک برابر است با برابری حقوق. به عنوان مثال، هر خیاطی بی گمان لباس هر کسی را به اندازه همان شخص می برد و می دوزد و اینگونه همه چیز منظم و یکسان می شود، اگر بر عده ای گشاد و بر عده ای تنگ ببرد همه چیز به هم می ریزد و کسی چنین چیزی را تحمل نخواهد کرد.
ایرانی یکسان که ترس از تجزیه شدنش را دارید نیز تنها با رعایت حقوق هر ملتی به اندازه همان ملت ممکن خواهد شد، در غیر این صورت با فرمولها و برنامه های حکومتهای ناموفق و دیکتاتور منشانه امروز و دوران پهلوی دیروز و حتی با فرمولهای تاریخ نویسان یهودی و دیگران که با نوشتن تاریخ پوشالی بر بعضی ملتها آنها را در اصل سردرگم نموده و همواره نسل اندر نسل آنها را آواره تاریخ نموده اند نیز به کار نخواهد آمد، زیرا رفته رفته با پیشرفت علم و آگاهی اصل و ریشه انسانها و تاریخ آنها نیز کشف و ارائه خواهد شد و متاسفانه بر ملتی که در زیر سایه تاریخ ساختگی شمشیر بر دست گرفته اند و شیر شده اند برای قبض هویت دیگران، چیزی جز رسوایی و جنون تاریخی باقی نخواهد گذاشت.
در جای خود اشاره خواهم کرد بر تاکیدات و نکات نویسندگان مقالات اعتراضی و انتقادی روزنامه شرق، ولی وقتی جناب نویسنده به «دده قورقود» اعتراض می کند چگونه نمی اندیشد؟ هر ملتی را تاریخی، گذشته ای و شخصیتهای تاریخی و سیر تاریخی است که با مطالعه تاریخ هر ملتی ناگزیر باید آنها را بخواند و جزء واحد های درسی نیز قرار داده شود، وقتی می گوییم رودخانه ای در منطقه ای در حال جریان است، بدون شک سرچشمه این رودخانه را نیز مطالعه خواهیم کرد، وقتی مادر خود بنده در کودکی برایمان داستان می گفت داستانهای دده قورقود را تعریف می کرد بدون آنکه دغدغه هویتی، زبان مادری و غیره را داشته باشد، مادر من بدون شک، با تعریفهای شما تجزیه طلب، پان و غیره نیز نبود.
به قول شاعر بزرگ: «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش – بازجوید روزگار وصل خویش».
امروز ملتها به دنبال باز جستن روزگار وصل خویشند و این نمی تواند دارای مجازاتها و اتهامهای بیگانه پرستی، تجزیه طلبی وغیره باشد که شماها جسورانه و عامدانه آنها را مطرح و طراحی می کنید.
البته و صد البته دغدغه شما قابل لمس و درک است، وقتی فرزندان ترکها تاریخ اصلی خود را یاد بگیرند، شماهایید که دستتان رو و بندهایتان را آب خواهد برد، اگر کودکانمان قدرت و ظرافت زبان مادریشان را درک کنند، زبان شیرینتان داستانش به هم خواهد ریخت و کودکان عالمان ترک دیروز در زبان فارسی را در آینده از دست خواهید داد، درست است اما فراموش نکنید که خواهی نخواهی این اتفاق خواهد افتاد و هر کسی در جایگاه اصلی خود قرار خواهد گرفت، البته اگر هر کسی پیراهنش را در حد اندازه اش بر تن کند شرایط احترام، تقابل و برادری و همزیستی مسالمت آمیز نیز ایجاد خواهد شد نه باحق کشی و زور گویی و عوام فریبی و غیره،
اما جناب خبرنگار روزنامه ایران، اگر شما ریگی بر کفشتان نداشتید چرا سراغ آقای قاضی پور می روید و با روشی کاملا تحریک کننده و گستاخانه سعی در به هم ریختن حوصله و سیستمهای عصبی وی را دارید؟ مگر فراکسیون ترکها فقط آقای قاضی پور است؟ شما موزیانه با توجه به اینکه آقای قاضی پور دارای لهجه ترکی است و تحمل سوالات مزخرف و موزیانه را ندارد و شخصی است جدی و صادق و جسور و رک گو، او را کاملا با برنامه قبلی و با طرح نقشه مکارانه خویش مورد هدف قرار داده اید، کاملا مشخص است تئاترتان و در ادامه آن خود را به موش مردگی زدن.
باید از شماها پرسید مگر شما کی هستید، و چگونه بر خود اجازه می دهید با نماینده یک ملتی که با رأی و گزینش قاطع آنها نماینده مجلسشان است این گونه رفتار کنید؟ نقشه می کشید دور هم جمع می شوید و وقتی برای رد شدن از مقابل تان که کاملا مشخص است انگل و مزاحم شده اید در سر راهش تا دستش را جلو می آورد برای رد شدن، فریاد می زنید آقا چرا مشت می زنی؟ مشت زد مشت زد، ای داد ای هوار، و مثلا مستندسازی می کنید، خنده دار است و خیلی احمقانه، دیگر با این ترفندها نمی توانید کاری از پیش ببرید، زیرا مردم به قضاوت می نشینند حقیقتها را ؛ دل پیچدگی تان از صدایتان پیداست وقتی سوالهای نامربوط و گستاخانه را راجع به تشکیل “فراکسیون ترک زبانان مجلس “مطرح می کنید، که چرا چرا؟؟ امثال شما ها چندی پیش نیز برای تخریب آقای قاضی پور طرحی بهتر ریخته بودند که نتیجه عکس گرفتند، فریب ندهید خودتان را، دیگر نیآزمایید که رسواتر خواهید شد، انرژی تان را درست مصرف کنید، راه درست و انسانی را انتخاب کنید و نتیجه بگیرید.
و اما روزنامه شرق با چاپ مقالات مغرضانه و نادرست، متاسفانه آنچه که در بطن خویش نسبت به ترکها را داشته است بر طبق اخلاص گذاشته و ماهیت خود را رو کرد، روزنامه شرقی که شاید در بین ترکها اندکی محبوبیت داشت، با این عمل روزنامه شرق بدون شک مردم ترک ایران و آذربایجان دیگر اعتماد خود را نسبت به روزنامه های فارس زبان از دست خواهند داد و این یعنی ترویج نفاق و کینه.
واقعا این چه الم شنگه ای است که راه انداخته اند، نامه دویست نفر به علی لاریجانی بر ضد قاضی پور، کاریکاتورهای بی ادبانه و مغرضانه، تیتر روزنامه ها، سایتها و …
به شتر گفتند گردنت کج است، گفت کجایم درست است که حالا گردنم را می گویی؟ در مجلس ایران چه اتفاقهای نادرستی را شاهد هستیم که کسی را نمی گزد، نماینده لاهیجان در مقابل همه، زنش را در مجلس به باد کتک می گیرد، به خبرنگار زن اتهامات روسپیگری و غیره داده می شود، از طرف نمایندگان مجلس ایران و هزاران اتفاق نادرست، عجبا چرا امروز همه در حد مجلس قانونمند ترین کشور دنیا می اندیشند؟! …
به خاطر طولانی شدن مطلب ناگزیر به تک تک مقالات درج شده در روزنامه شرق در شهریور 1395 از توضیح مقالات منصرف شده و اشاره ای کوتاه می کنم بر نظرات سه نویسنده که هر سه در واقع در بطن کلام مانند هم اندیشیده و به یک چیزی اعتراض کرده اند و آن هم ارائه تدریس زبان ترکی در دانشگاهها و انزجار از تشکیل فراکسیون ترک زبانان مجلس و به تبع آن دفاع از خبرنگار خاطی و محکوم کردن آقای قاضی پور و دیگر نمایندگان عضو فراکسیون.
و هر سه نویسنده با قلم خاص خودش سعی در به هم ریختن زمین و زمان است که نباید به تدریس زبان ترکی اجازه داده شود. “سالار سیف الدینی” به یاد رفاه ملت تبریز و اردبیل می افتد که ای مردم رفاه شما در هویت تان نیست، شما تأمین اجتماعی را باید ترجیح بدهید، نباید بودجه استانتان به هویتتان اختصاص داده شود، شما نمی دانید در این شرایط انتخاب درست چیست، زیرا روحانی به فکر انتخابات خودش است و قوتادوغو بیلیق، دده قورقود به شما چه ربطی دارد، بدانید که ملا نصرالدین ضد شیعه بوده است و سر دبیر آن محمد جلیل قلی زاده ضد دین، ضد شیعه و کافر بوده است، آقایان روحانی، آهای حوضه های علمیه مواظب باشید، پان تورانیسم را دارند اجرا می کنند، شاعران ناپاک را می خواهند به کتابهای درسی بیاورند و …
“امین داودی” ، دلش از روحانی پر است، قهرمان کلید به دست اصلاح طلب دیروزشان را امروز به خاطر این تصمیم گناهکار معرفی می کند، دردش می گیرد از واحد های درسی انتخاب شده، به نمایندگان می تازد و آنها را نمایندگان افرادی با تفکر خاص معرفی می کند، نمایندگانی که برای شکست دادنشان در انتخابات از طرح هر نوع تخریب و اهانت دریغ نکرده بودند را امروز اینگونه معرفی می کنند و سعی در منحرف کردن افراد و عوام می باشند و در نهایت، این مقاله در ادامه مقاله اولی است با قلمی دیگر،
“میر مهرداد میر سنجری” ، ماده های قانون اساسی را به یاد می آورد و خواهان اجرای اصل های آن است، اصل هایی که توسعه و تحکیم برادری اسلامی، تعاون عمومی بین مردم را مطرح می کند و این تعاون معنایش این است که باید مکاتبات و متون درسی و کتب درسی تنها به زبان فارسی باشد و لاغیر ./. در ایران تنها یک ملت وجود دارد و آن ملت فارس است، غافل از اینکه سالهاست جوانان ما به خاطر طلب اجرای مفاد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مجازات و آواره می شوند،
راستی چه باید گفت به این برادران یکسان ساز و عادل، جز این است که باید گفت همه نوشته هایتان و رفتارهایتان مبلّغ چیزی جز نفاق و تجزیه نیست،
اگر یک دانشجوی زبان ترکی می خواهد رشته زبان و ادبیات ترکی را بخواند و اجبارا تاریخ ادبیات، تاریخ و جغرافیای منطقه، تاریخ باستان و ریشه زبانی را که می آموزد را نیز باید خوانده و یاد بگیرد،
ولی طبق خواسته شما دانشجو اگر تاریخ مشروطه را بخواند، نباید میرزا جلیل قلی زاده و روزنامه ملا نصرالدین را بخواند. اگر تاریخ آذربایجان را می خواند، نباید تاریخ جعفر پیشه وری و حکومت یکساله اش را بخواند. اول هر پاراگرافی بخواند پیشه وری خائن، حق رأی به زنان داد، پیشه وری خائن دانشگاه درست کرد، خیابانها را آسفالت کرد، پول مردم را به جیب نزد، انجمن ادبی و موسیقی درست کرد…
دانشجوی ترک زبان اگر تاریخ اسطوره ها و افسانه هایش را بخواند، نباید دده قورقود را بخواند، قوتادوغو بیلیق را بخواند، نباید پروفسور ذهتابی، دکتر جواد هئیت را بشناسد، عجب راه کارهایی و خط و نشان کشیدن هایی…
ببخشید که ترکها علی اکبر صابر دارند، میرزا جلیل قلی زاده دارند، تاریخ و تمدن ۷۵۰۰ ساله دارند، حماسه ها و صمد بهرنگی ها دارند، غلامحسین ساعدی، علیرضا اوختای، مرضیه اسکویی، رضا براهنی ها دارند،
و دیگر از داستانهای تکراری و تحریفی و ساختگی خسته شده اند. این پایان ماجرا نیست بلکه آغاز آن است و شرایط زمانی و مکانی این ضرورت را می طلبد. بهتر است عاقلانه بیندیشیم و خود را از افکار نژاد پرستانه و استثمارگرانه دور نگه داریم، زیرا این افکار چیزی جز ضرر خود زنی و تفرقه افکنی نتیجه دیگری در پی نخواهد داشت.

شریفه جعفری
برلین، آلمان
سیزدهم شهریور ۱۳۹۵ هجری شمسی

Comments,Baxışınız
oguz gif telegram
Play All Replay Playlist Replay Track Shuffle Playlist Hide picture