/  
صفحه اصلی‌ » مقالات » ساقا(ساکا)یا اسکیت یا ایشغوز یا ایچ اوغوزها،تورکان اصیل -ممد میانالی (داغلار اوغلو)
??????????????????????????????????????????

ساقا(ساکا)یا اسکیت یا ایشغوز یا ایچ اوغوزها،تورکان اصیل -ممد میانالی (داغلار اوغلو)

  
اغوز تی‌وی: ساکاها یا ساقا‌ها از تورکان اصیلی هستند که دروغ نویسان تلاش کرده اند آنهارا آریایی قلمداد کنند .سا،،یا ،،ساق ،،در تورکی قدیم به معنی کمان است.میدانیم که جنگجویان تورک همیشه روی اسب می جنگیدند وهیچ سلاحی برای چابک سوار پارتیزان ،بهتر از کمان نیست .
 

ساقاها نامشان آنقدر مهم است ودر تاریخ آنقدر اهمیت دارند که در تورات به نام اشکناز آمده است.سرزمین هایی که ساقا‌ها در آن مستقر بودند ،از ماوراالنهر گرفته تا دریای سیاه وازسیستان گرفته تا آزربایجان گسترده بوده وامپراتوری عظیمی برپاکرده بودند.
نام سیستان یا سکستان از آنها بجامانده است ودر آزربایجان بیش از صد محل وروستا به نام آنها باقی مانده است .آرساق،ساقان اوبا،قره ساقلار و. . ..خیلی‌های دیگر که قبلا در یک مقاله به آنها پرداخته ام.قبلا در مقاله‌ای که راجع به قوتتی‌ها نوشته بودم ،یادآورشدم که ترکان تنها ملتی بودند که پادشاه ،،خانم ،،یعنی ملکه داشتند .نام ملکه ی قوتتی‌ها ،ناوارخانم ونام یکی از ملکه‌های ساکاها،،زارین،،بود.اینجا لازم است یادآورشوم که در حقیقت ماجرای   فارس و تورک یا بقول امروزی ها ایران وتوران دقیقا از زمان سکائیان شروع می شود.چون امپراتوری آنان بارها مورد هجوم عناصر بیگانه ی هخامنشی قرار می گرفت .وداستان آلپ ارتونقا هم براساس یک واقعیت تاریخی شکل گرفته است .از تاریخ چنین برمی آید که ملکه تومرس،شاه ماساقئت‌ها که آنهاهم شاخه‌ای از ساق‌ها بودند،نوه ی آلپ ارتونقا بوده است.
ولیعهد تومرس بانو وپسرش ،،آسپار قابیر،،به دست کورش با حقه کشته شد ومیدانید که تومرس بانو چگونه انتقام اوراگرفت.جنگ میان ساقاها وهخامنشیان با آن ماجرا خاتمه نیافت.در زمان داریوش اول این جنگ دوام یافت ،تنها قومی که شدیدا در مقابل هجوم وحشیانه ی قوم بیابان گردهخامنشی اسلاو نژاد ایستادگی کرد هین ساقاهابودند.آنان هم در شرق وهم غرب وجنوب غربی وشمال در مقابل داریوش مقاومت می کردند .رهبر ساقاهای شمال شرقی ،،سخونکا ،یا سکونگ،،بود که گویا داریوش اورا اسیر گرفت ،اما هرگزنتوانست ساقاهارا شکست دهد وداریوش به عجز خود ودوام شورش آنها اشاره می کند.امپراتوری ساقاها درشرقپامیر وکشمیر را هم در بر می گرفت.بعد از استیلای هخامنشیان یکی از سرداران ساقاها به نام ،،شو،،که در دیوان لغات الترک هم آمده ،به چین رفته بود ،هنگام ضعیف شدن هخامنشیان ،بازگشت ودر ۳۳۰ قبل از میلاد باز گشت ودولت ساقاهارا در تیان‌شان برپاداشت.گفتیم که شکست ساقاها برای داریوش مهم بود ،به طوری که روز دستگیری سخونکا سالها به وسیله ی هخامنشیان جشن گرفته می شد.

گفتیم نام سیستان ازنام ساقاهامانده است ،شاید جای سوال باشد اگر سرزمین سیستان روزی دردست ساقاها بوده ،چراامروز آنجا مردم تورك دیده نمی شود؟

دلیل‌ای است که سیستان سرزمین اصلی ساقا نبوده ،بلکه آنجارا تاکشمیر اشغال کرده بودند.معمولار اشغالگر هرکه باشد ،زمانی که قدرتش ضعیف شد وحکومتش سرنگون گشت،به موطن اصلی خود باز می گردد ،همانگونه که ترکان گورکانی مدت مدیدی هند را در تصرف خویش داشتند،اما چون سرزمین خودشان نبود ،پس از سرنگونی حکومتشان به وطن خود باز گشتند.این در مورد تمدن هلنی ،،یونان ،،نیز صدق می کند آنان مدت ششصد سال در ایران بودند،اما نهایت به سرزمین خود بازگشتندوتنها قسمت بسیار کوچک ومحدودی در پاکستان به صورت اقلیت باقی مانده اند.این را به همین دلیل آوردیم که بگوییم مهاجمان هخامنشی که ازسرزمین خزران،،استپهای جنوب روسیه،،به خاورمیانه بادعوت یهود آمده بودند،اکثریت قریب به اتفاقشان به سرزمین خود باز گشتند،فقط عده ی قلیلی که در فارس مانده بودند بعد از ضعیف شدن یونانی‌ها وترک آنها ،اینبار به نام ساسانیان پابه عرصه ی حکومت گذاشتند،اما بر خلاف آنچه که یاوه نویسان ازامپراتوری قدرتمند حرفمی زنند،تنها در حد یک حکومت محلی بودند ،چون هیچ آثاری از آنان در هیچ جای ایران بجانمانده  وآنچه ساسانی‌اش می خوانند،دروغ است .این ساسانیان هم از جانب کوشانیان ،یاهما ن باز ماندگان ساقاها همیشه تحت فشار بودند،به همین دلیل دروغ گویان کوشانیان را ضعیف نشان می دهند.ساقاهای شمال بعدها بانام خزرها وگؤگ توركها امپراتوری وسیعی تشکیل دادند.تمامی سرزمین‌های شمالی ،قفقاز تا شمال در یای سیاه وآزربایجان روزگاری در دست ساقاها بوده است ،نام سقز از نام ساقاها گرفته شده وآثار طلایی گرانبهای گنجینه ی سقز متعلق به ساقا‌ها می باشد.آنان مثل خویشان خود،یعنی ماننا‌ها که آثارشان در زیویه وحسنلی پیداشده ،در زرگری به اوج رسیده بودند.غربیان به سکاها ،اسکیت می گفتند .

اولين حكومت در كشور «روماني»را توركان قپچاق تاسيس كردند.
ار آنجا كه لشكريان مغول متشكل از اقوام تورك و مغول بودند،پس از سكونت مغولان در اروپاي شرقي و انهدام حكومت قپچاق ها،تركيب فرهنگ  بازماندگان تركان قپچاق و تركان لشكر چنگيزخان باعث شد ،فرهنگ و زبان توركي خصوصا قپچاقي اكثريت و زبان مغولي در اقليت قرار گيرد.  به مرور زمان اين اقليت مغول نيز در داخل فرهنگ تورك‌ها ذوب شدند،هر چند كه سركرده اين گروههاي تورك همچنان از خاندان مغول و خاندان چنگيزخان انتخاب مي شد. به عنوان مثال مي توان از خانات قاسيم،خانات قازان،خانات كريمه و خانات ازبك نام برد كه جمعيت داخل اين خانات اكثرا از توركان خزر وقپچاق و اوز تشكيل ميشد.

همانطور كه اشاره شده است،كومان قپچاق‌ها در بالكان و مجارستان  و لهستان و اطريش پراكنده شده بودند. به سال ۱۳۳۰ ميلادي،كومان‌ها در روماني حكومتي تاسيس كردند كه سركرده آنها «باسارآبا» با دادن نام خود به اين منطقه در روماني با نام «بسارابيا» ياد خود را ابدي كرده است.همچنين قپچاق‌ها در قرن ۱۴ ميلادي نيز توانستند حكومت كوچكي با نام حكومت «دوب روچا» تشكيل دهند. نام دوب روچا از نام پسر «باليق»(خان قپچاق ها) يعني «دوب ريچه» باقي مانده است. تركهاي «قاقائوز» كه اكنون در داخل روماني،مولداوي و اوكراين زندگي مي كنند،باقيمانده تورك هاي اوز هستند كه دين مسيحيت را پذيرفته اند.نام اكثر رجال سياسي روماني طي قرنهاي ۱۵ و۱۶ ميلادي،ريشه توركي دارد.همچون:باراك،باي بارس،بارس،آغ باش،آغ كوش،قازان،اوته ميش،بركيش،بيليك،قارا،بوغا،چول پان،تولون تاي، باياندور،توت تارخان وساير. ونيز نام اغلب مناطق بالكان و لهستان فعلي،يادگار تورك هاي كومان،قپچاق مي باشند.
Comments,Baxışınız
oguz gif telegram