/  
صفحه اصلی‌ » تحلیل ومقالات » فاجعه ی جیلولوق در یک نگاه/آتیلا حاجی زاده
فاجعه ی جیلولوق در یک نگاه/آتیلا حاجی زاده
فاجعه ی جیلولوق در یک نگاه/آتیلا حاجی زاده zlara başlayacağam” آزربایجان تورکونون اوجا سئسی ? ? اوغوزتی‌وی OğuzTV ? @oguztv ???

فاجعه ی جیلولوق در یک نگاه/آتیلا حاجی زاده

مقدمه

رویداد تاریخی موسوم به جیلولوق یادآور قتل عام مردم آزربایجان در شهرهای ( اورمیه، سلماس، خوی و …) است، واقعه ای بسیار اسفبار، از حضور داشتناک های ارمنی و حمایت مسیونر های فرانسوی و دولت های انگلستان و روسیه از قوای جیلوهاست.

روزهای پایانی جنگ جهانی اول تاریخ سرنوشت سازی برای ارامنه است. در این روزها ارامنه به اتهام همکاری با نیروهای نظامی متفتین در جهت ضربه زدن به سپاه عثمانی از این کشور اخراج و به سوی مرز های ایران گسیل گشتند. این مهاجرین در غرب آزربایجان ( شهر های اورمیه، سلماس و خوی)ساکن شدند. کمک های انسان دوستانه‌ی مردم آزربایجان به مهاجران آسوری و ارمنی بر هیچکس پوشیده نیست اما سنت نمکدان شکنی آنان را از احیای دین خود به مردم آزربایجان بازگذارد.

ارامنه پس از اسکان در آزربایجان توانستند به کمک نیروهای روسیه‌ی تزاری و حمایت های مادی و معنوی دولت های فرانسه و انگلستان، سپاهی مکمل از ده هزار نفر تشکیل داده و با بهره گیری از ضعف حکومت مرکزی در اسفند ماه 1296 ه.ش اورمیه را اشغال و قتل عام فجیعی را در این شهر به وجود آورند.

آغاز کشتار در اورمیه

پس از تشکیل قشون مسیحی، ارامنه و آسوریان با تقویت موقعیت خود، در پی بهانه ای بودند که با آغاز در گیری بر شهر تسلط کامل یابند. ارمنه جهت نیل به این هدف در دهه ی سوم بهمن ماه چند روستا را مورد تاخت و تاز قرا دادند و در داخل شهر نیز بنای تعارض علنی گذاشته شد.به طور مشخص از روز جمعه 3 اسفند ماه 1296 (22 فوریه ی 1918) درگیری ها به صورت همه گیر آغاز شد.

اهالی شهر در قبال قوای مسیحی که از تسلیحات نظامی کافی و فرماندهان آزموده برخوردار بودند ناتوان به شمار می آمدند اما با این اوصاف قوای مدافع آزربایجانی به خوبی از شهر دفاع کرده و اجازه ی پیشروی به قوای مسیحی را ندادند.شب شنبه با اینکه آتش جنگ خاموش شده بود خانه ها توسط ارمنه غارت شد و عده ی کثیری از مردم بدست ان ها به قتل رسیدند.

روز شنبه 4 اسفند 1296،آتش جنگ مجددا شعله ور گشت و با طلوع آفتاب به توپ بسته شدن شهر توسط رامنه آغاز شد، انحلال قزاقخانه و افتادن سلاح ها به دست قوای ارمنه، روحیه مردم اورمیه را بیش از پیش تضعیف کرد. فردای آن روز جمعی از روحانیون و رجال شهر به جای تشکیل کمیسیون دفاعی و هدایت مقاومت به فکر خاتمه دادن به درگیری ها افتاده و به سوی محل سکونت ” بنیامین مارشیمون” رهبر مذهبی مسیحیان رفتند. مارشیمون در این ملاقات به ضعف لجستیکی مدافعان پی برده و بی آنکه اقدام مثبتی در جهت برقراری فرمان آتش بس نماید رجال شهر را با نوید هایی روانه ساخت، آنان نیز با اعلام اتش بس مدافعان را از مقاومت منع کردند. روز بعد یکشنبه 5 اسفند جنگ دوباره آغاز می شود و ارامنه بی هیچ مقاومتی وارد شهر گشته و بر شهر اسطیلای کامل یافتند در حالی که اهالی شهر با منع روحانیون و رجال شهر دست از مقاومت کشیده بودند.

اززمان استیلای ارامنه بر اورمیه روستا های مسلمان نشین یکی پس از دیگری غارت و تخلیه شدند. به طوری که دیگر در آن ها دیگر نشانه ای از حیات و آبادانی دیده نمیشد، ارامنه و جیلوها روز ها به بهانه ی جستجوی اسلحه وارد خانه ها شده و به غارت می پرداختند. در این بازه، شب ها هنگامه ی محشر و قیامت چنگ در گلوی شهر می انداخت خانه ها یکی پس از دیگری غارت می شدند و آتش وخون در شهر موج میزد، مامورین شهربانی وامنیت شهر نیز دیگر گوششان به این ناله ها و فریاد ها عادت کرده بود، بازار اورمیه که دوبار توسط قوای روسیه ی تزاری غارت و به اتش کشیده شده بود هنوز به صورت کامل بازسازی نگشته بود که مجددا توسط ارامنه غارت و به آتش کشیده شد.

ترور بنیامین مارشیمون، پیشوای مذهبی آسوریان بدست اسماعیل آقا سیمیتقو

اسماعیل آقا سیمیتقو از اکراد غرب آزربایجان بود که سرکردگی ایل شکاک کرد را در دست داشت، در بازه ی جنگ جهانی اول و اشغال آزربایجان به دست روس ها ابتدا با قوای روسیه ی تزاری همکاری می کرد، اما پس از چندی دست اتحاد به سوی قوای عثمانی دراز کرد و پس از ترک آزربایجان توسط روس ها مقدار کثیری سلاح به دست آورده و به قوای خود افزود.

مسیحیان پس از اسطیلای کامل بر اورمیه در جهت رسیدن به رویای دیرینه ی خود یعنی ” تشکیل ارمنستان بزرگ ” با فقدان نیروی کافی مواجه شده بودند. ارمنه و در صدد اتحاد با اکراد شکاک برخواسته و جهت نیل به این مقصود اسماعیل آقا سیمیتقو را به مذاکره فراخواندند.

چندی پس از اسیطیلای مسیحیان بر اورمیه بنیامین مارشیمون، با دسته ای جیلو ها راهی سلماس میشود، در ظاهر گفته میشد که این روحانی مسیحی با کشتار و غارتی که در شهر موج می زند موافق نیست و میخواهد خود را کنار بکشد، ولی وی به جهت آماده سازی زمینه ی ورود قوای مسیحی به سلماس و اتحاد با اسماعیل اقا سیمیتقو روانه ی سلماس شده ب

ود. وی پس از استقرار در روستای آسوری نشین خسروآباد، روز دوشنبه 25 اسفند ماه 1296 با اسماعیل آقا سیمیتقو در کهنه شهر ملاقات می کند. در این گفتگو پیشنهاد اتحاد از سوی مارشیمون و همچنین حمله به تبریز از سوی وی مطرح می گردد و در پایان گفتگو در لحظه ی ترک محل نشست ، مارشیمون با شبیخون نیرو های شکاک مواجه گشته و با تیر اسماعیل آقا سیمیتقو به قتل می رسد.

با انتشار خبر قتل بنیامین مارشیمون، مسیحیان به سوی کهنه شهر سرازیر شده و با درهم شکستن مقاومت اهالی، قتل عام فجیعی به راه می اندازند که در طی ان بالغ بر هزارتن از مردم کهنه شهر به قتل می رسند.

انتشار خبر ترور ماشیمون وکشتار دیگری در اورمیه

پس از انتشار خبر کشته شدن بنیامین مارشیمون، پیشوای مذهبی آسوری ها بدست سیمیتقو، اختیار قتل عام 12 ساعته از سوی سران مسیحی به قوای ارامنه و جیلوها واگذار گردید.

از آغاز روز 27 اسفند، چهارشنبه ی آخر سال ناگهان صدای شلیک ارامنه شهر را در آغوش گرفت، دوازده هزار لجام گسیخته ی مسیحی شهر را در اختیار خود گرفته و به سوی محلات مسلمان نشین هجوم آوردند. شکسته شدن درب خانه ها و شیون اهالی شهر که تنها گناهشان پناه دادن به مهاجران ارمنی بود اضطراب شدیدی را در افکار عمومی شهر به وجود آورد.در این روز خانه ها و کوچه ها مملو از جنازه شده بودند و معابر عمومی حاکی از اثاثیه و وسایل خانه ها بود، که ارامنه به دلیل کثرت اموال به غارت برده شده به آن ها اعتنا نکرده و در خیابان رها کرده بودند. حجم کشتار و غارت به قدری بود قبل از اتمام مدت قتل عام عمومی کمیته ی مسیحیان تشکیل یافته و فرمان خروج نیرو های مسیحی را از محلات شهر اعلام داشت اما قتل عام تا نیمه های شب ادامه داشت.

حمله ی پطرس به چهریق برای سرکوب اسماعیل آقا سیمیتقو

پس از قتل عام مردم اورمیه در 27 اسفند 1296 ، آقا پطرس، فرمانده نظامی قوای مسیحیان برای سرکوب اسماعیل آقا سیمیتقو عازم چهریق شد، سیمیتقو گمان می کرد به دلیل کوهستانی بودن قلعه اش، ارامنه قدرت نفوذ به انجا را نخواهند داشت و به همین دلیل در صدد مقاومت برآمد. با رسیدن نیرو های ارمنی به چهریق درگیری آغاز شد. پس از شش ساعت درگیری سیمیتقو به دلیل توان بالای نظامی ارامنه با دادن تلفات سنگین چهریق را ترک کرده و به سوی خوی گریخت. چهریق و دهات اطراف آن نیز، مورد غارت و قتل عام قوای مسیحی قرار گرفته وعده ی کثیری از اهالی به قتل رسیدند.

کشتار در سلماس

قوای ارامنه پس از استیلا بر اورمیه قوای خود را به سوی سلماس روانه ساختند. اهالی سلماس در ابتدای امر از خود مقاومت بی بدیلی نشان دادند اما به دلیل نرسیدن قوا کمکی و مهمات، نا چار به تسلیم شدند. وثوق الممالک حاکم سلماس و خوی به سوی خوی عقب نشینی کرد. لذا در روز 13 فروردین 1297 ارامنه وارد شهر شدند. در این اثنا امیر ارشد قره داغی با نیروی نظامی مکمل از چهارصد نفر به سوی سلماس آمده و در 29 فروردین 1297 بدون درگیری وارد شهر شد. اما اعزام نیروهی کمکی ارمنی به فرماندهی آقا پطرس از اورمیه به توان نظامی ارمنه افزود، در نتیجه با شکست امیر ارشد و اسعد همایون، شهر مجددا به دست ارامنه افتاد. و قتل عام فجیعی در سلماس به وقوع پیوست.

هرچند مهجمین ارمنی درمردم سلماس را مانند اورمیه قتل عام نکردند، اما رفتار غیر انسانی آنان با اهالی و اخراج عده ی کثیری از آنان از سلماس سبب کشته شدن عدهی زیادی از مردم سلماس گشت، ارامنه اسرای سلماس را لخت کرده و در دهات دور دست رها می کردند. راه های سلماس مملو از جنازه و جسد بود، از سوی دیگر اسمائیل آقا سیمیتقو به اتفاق اکراد تحت امرش در سر راه سلماس ایستاده و به کشتار و گرفتن غنیمت می پرداختند.

ورود قوای عثمانی

در اواخر اردیبهشت ماه 1297 قوای عثمانی جهت آزاد سازی منطق اشغال شده ی اورمیه و سلماس از مرز عبور کرده و پس از چندی ، وارد خوی شدند. سربازان عثمانی با همکاری اهالی به ساماندهی اسکان پناهندگان سلماس پرداختند. بحران در حدی بود که از چهل هزار نفر پناهنده ی اخراجی از سلماس تنها ده هزار نفر جان سالن به در برده بودند.

خبر ورود سربازان عثمانی به خوی چیزی جز یاس و نا امیدی را برای ارامنه به همراه نداشت، یاس و نا امیدی که نویدی جز آینده ای تاریک و مبهم برای آن ها نداشت و آنان را وادار به دست شستن از دارایی های خود و ترک شهر کرد، با وجود آن همه جنایت، ترک سلماس برای ان ها چندان هم آسان نبود، خصوصا برای مسیحیانی که ساکن سلماس بوده و در آن جا صاحب مال، املاک ودوست و آشنا بودند.

سربازان عثمانی اعضای لشکر ششم بودند که علی رغم مشکلات داخلی و جنگ استقلال ترکیه مصمم به آزاد سازی اورمیه و سلماس شده بودند، در 26 خرداد 1297 سربازان عثمانی به توابع سلماس رسیده و پس از دو روز درگیری در 28 خرداد 1297 سلماس را از حضور ارامنه پاکسازی و در خان تختی اردو زدند.

 درزمان ورود سربازان عثمانی و گریختن ارامنه جمعیت شهر ها و دهات اطراف به سبب قتل عام از سکنه خالی شده یود. سربازان ناچار به روستا رفته و محصولات کشاورزی را برداشت و به شهر آوردند. بازماندگان این واقعه کماکان از سربازان عثمانی به نیکی یاد کرده و آنان را به عنوان ناجی خود معرفی می کنند.

حمله ی آندرانیک به خوی

پس از نسل کشی مردم ایروان توسط داشتناک های ارمنی در ژانویه ی 1918 و تشکیل جمهوری ارمنستان در 28 مه 1918 ،سران داشتناک ها لازم می بینند برای ایجاد ارمنستان بزرگ با اشغال خوی محورهای وان ، ایروان و نخجوان را به یکدیگر متصل سازند.

در نیمه ی اول خرداد ماه نیرو های نظامی ارامنه، اورمیه، دامنه های شمالی گردنه ی گوشچی تا سلماس را در اشغال خود داشتند، اما آمدن سربازان عثمانی آنان را مجبور به تخلیه ی کهنه شهر و سلماس و عقب نشینی به سوی اورمیه واداشت. پیروزی های پی در پی ارامنه در قفقاز قدرت عمل آنان مبنی بر اعزام نیروی نظامی از قفقاز به غرب آزربایجان را تقویت کرد.در نتیجه آندرانیک زوریان در 1 تیر ماه 1297 با قوای 3000 نفری خود از ارس عبور کرده و راهی خوی شد.

آندرانیک زوریان

آندرانیک از ارامنه افراطي بود كه خواستار تشكيل ارمنستان بزرگ از درياي خزر تا درياي سياه بود و به اين محل كوچك براي تشكيل ارمنستان قانع نبود. دسته هاي منسوب به آندرانيك در طي جنگ جهاني اول وظيفه تاريخي اشان را كه ضربه زدن به مسلمانان بود را بخوبي انجام داده بودند و كمكهايشان به قواي روس در قلع و قمع تركان آذربايجان و آنا طولي قابل بحث و گفتگو است. ولي براساس موافقت نامه باطوم ، قواي مسلح آندرانيك باید خلع سلاح مي شدند. اما آندرانيك نه تنها ارمنستان در مرزهای فعلی را قبول نداشت بلكه با هرگونه پيمان صلحي نيز مخالف بود.

سربازان عثمانی پس از آنکه وارد غرب آزربایجان شدند، سلماس و روستا های اطراف آن را به اشغال خود درآوردند ما خوی در تصرف نیرو های مدافع با قی ماند. شهر به وسیله ی یک انجمن مشورتی، مرکب از رجال سرشناش خوی اداره می شد. عثمانی ها نیز گروهی مرکب از هفتصد سرباز به فرماندهی عبدالرحمان بیگ و زهدی بیگ را در خوی مستقر کرده بودند و سایر سربازان عثمانی نیز به فرماندهی علی احسان پاشا در سلماس ساکن شده بودند.

به دنبال پيشروي ارامنه بطرف مواضع عثماني و خصوصاً شهر خوي، فرماندهي سپاه چهارم دستور متوقف كردن پيشروي ارامنه را صادر نمود. عثمانيها با دو گروهان پياده و دو توپ كوهستاني و جمعي سواره به فرماندهي مين باشي حسين حسنو از راه شيطان آوا ( ريحانه ـ خوي ) به طرف جلفا پيشروي كرد. روز دوشنبه 3 تی 1297 خوی به محاصره نیرو های آندرانیک درآمد و در همین روزخبر لشکر کشی آندرانیک به خوی به علی احسان پاشا رسیده و او را به عقب نشینی به سوی خوی وادار کرد.

مقاومت مردم خوی و متوسل شدن آندرانیک به تاکتیک محاصره بازه ای را به وجود آورد تا نیرو های عثمانی به خوی رسیده و ارامنه ی قفقاز را متواری کنند.توپخانه ی عثمانی ها به محض رسیدن به خوی نیروهای ارامنه را زیر آتش خود گرفته و پس از اندکی، مقاومت آن هارا در هم شکست. سربازان عثمانی در خارج شهر اردو زده و فردای آن روز برای تعقیب ارامنه به سوی جلفا راهی شدند. ارمنه پس از عبور از ارس ، برای جلوگیری از تعقیب توسط سربازان عثمانی، پل را به اتش کشیدند.

این شکست امید ارامنه دربارهی تشکیل ارمنستان بزرگ را ازبین بردو نیرو های نظامی آنان را متفرق ساخته و راه های ارتباط بین محور های اشغالی انان را از بین برد.

پایان کارارامنه

پس از شکست ارامنه در خوی و عقب نشینی آندرانیک، سربازان عثمانی پس از پاکسازی سلماس به سوی اورمیه پیشروی کردند. آقا پطرس فرمانده نظامی ارامنه با قوای کافی جهت جهت جلوگیری از پیشرفت سربازان عثمانی حرکت نمود. وی با وجود مقاومت سرسختانه مقابل قوای عثمانی شکست سختی را متحمل شده و مجبور به عقب نشینی گشت.

در اوایل مرداد خبر شکست آقا پطرس و ورود سربازان عثمانی به اورمیه همه را غافلگیر کرد و شورای مسحیان اعلام داشت که در 8 مرداد 1297 اورمیه را به طور کامل تخلیه خواهند کرد.

ارامنه از اورمیه به سوی شاهین دژ که تحت اشغال قوای نیروهای انگلیسی بود گریخته و توسط انگلسی ها در عراق سکنا داده شدند، بدین ترتیب غرب آزربایجان پس از شش ماه اشغال توام با قتل عام و غارت ارامنه از رهایی یافت.

آتیلا حاجی زاده

اورمو-92/12/7

Comments,Baxışınız
oguz gif telegram
Play All Replay Playlist Replay Track Shuffle Playlist Hide picture