/  
صفحه اصلی‌ » تحلیل ومقالات » نودو نهمین سالگرد جنگ بزرگ لكستان سلماس در برابر سیمیتقو و مهاجمین اشغالگر -دکتر توحید ملک زاده
نودو نهمین سالگرد جنگ بزرگ لكستان سلماس در برابر سیمیتقو و مهاجمین اشغالگر -دکتر توحید ملک زاده

نودو نهمین سالگرد جنگ بزرگ لكستان سلماس در برابر سیمیتقو و مهاجمین اشغالگر -دکتر توحید ملک زاده

اوغوزتی‌وی:از اوایل سال ۱۲۹۸ شمسی اکراد حملات خود را شدت بخشيده و راه گلمانخاناي اورميه را كه تنها راه ارتباطی امن به دنیای خارج بود را گرفته بودند. 

سیمیتقوهمچنین اورميه را بدون خونريزي تصرف و حاکم اورمیه ميرزا علي اكبر خان را زنداني كرده بود. مردم سلماس نيز دست از كار كشيده و خود را براي دفاع از نواميس خود آماده مي كردند. اهالی محال لكستان سلماس نیز با هزار زحمت ۱۵ هزار فشنگ را آماده كرده بودند و تفنگچي هاي خود را آموزش مي دادند.

از آن طرف چون  سیمیتقو ذخيره اين مقدار اسلحه و فشنگ را در لكستان سلماس شنيده بود، پيغام داد كه اگر فشنگها را با چند نفر دسته هاي مدافع به نزد من نفرستيد و رضايت مرا جلب نكنيد، كمترين تنبيهي كه خواهم كرد قتل زن و بچه هاي شماست

لكستانيها پس از شنيدن اولتيماتوم اسماعيل آقا به كوشش برخاستند و از سلماس و تبريز كمك خواستند و آنان مي گفتند كه ما را ديگر ياراي مقابله با شكاك نيست. يا قوا اعزام داريد يا اينكه چند كشتي به ما دهيد كه عيال و اطفال را به تبريز روانه داريم و خودمان با فراغت بال با او بجنگيم. ولي از والي اقدامي به چشم نمي خورد. مي گفتند: 

« اقدامات سريعه مي كنيم و در تهيه قوه كافي هستيم و غيره .» 

 لكستانيها كه تاب قشون منظم و مسلح اسماعيل آقا را نداشتند، تلگراف ذيل را با سلماس ارسال داشتند:

خدمت جنابان مستطآبان ، آقاي شيخ الاسلام و عموم تجار و محترمين سلماس

عريضه حضور آقايان عظمي عرض و لفظاً تقديم گرديد. چون غيرت و حميت ايراني را مي شناسيم، لهذا از آن جنآبان نيز استمداد و اقدامات نمي¬خواهيم. همگي آماده مرگ و منتظر اجل حتمي هستيم . اگر كه بار گران بوديم رفتيم. شما در خانمان  خود بمانيد كه ما بي خانمان بوديم و رفتيم. از عموم هم وطنان خداحافظي ابدي مي نماييم.

عموم اهالي لكستان 

۲۷ آذر ۱۲۹۸ شمسي منجر به جنگ بزرگ لكستان بين اهالی لکستان و قشون  سیمیتقو شد .لكستانيها قبلاً تمام قواي خود را بسيج كرده و در دو روستاي « سلطان احمد» و « قره قشلاق» جمع شده بودند. اکراد مسيرحمله بي امان خود را از مبداء روستا هاي شورگؤل ، تمر  و چمن ديريش آغاز کردند و بسوي هدف تاختند .

در اين جنگ كه تمام اهالي لكستان اعم از زن و بچه شركت داشتند،‌ روي هم رفته هشت هزار و هفتصد تن آماده نبرد بودند ولي بيش از ۳۴۰ قبضه اسلحه نداشتند. با اين حال با اين نيروي بسيار اندك جنگي، در مقابل سيميتقو ايستادند.
مقاومت لكستانيها در سلطان احمد بيش از دو ساعت طول نكشيده و قشون سیمیتقو از هر سو به آبادي ريخته و دست به تاراج و كشتار اهالي لكستان زدند. بسياري از مردان كشته شده و زنان و فرزندان آنها به اسارت در آمد. آنان كه از دست كردان گريختند ، خود را به قره قشلاق رسانده و در آنجا  آماده دفاع شدند و سيميتقو پس از تاراج سلطان احمد رو به قره قشلاق گذاشته و دوباره جنگ سختي عليه لكستاني‌ها شروع كرد ، در اين روستا سه برادر كه صادق خان، مسعود خان و ابراهيم خان بودند ، فرماندهي اردوي لكستانيها را بر عهده داشتند.عليرغم نابرابر بودن قواي دو طرف ، جنگ، يازده ساعت (تا هشت ساعت گذشته از شب) طول كشيد که با شکست قوای آذربایجان به اتمام رسید. در این جنگ نابرابر مسعود دیوان ( پدر نیم تاج سلماسی  و تیمور لکستانی) فرمانده قشون لکستان با ناراحتی تمام انتحار نموده و کل منطقه به استیلای سیمیتقو درآمد.

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

 

Comments,Baxışınız
oguz gif telegram