/  
صفحه اصلی‌ » تحلیل ومقالات » گردنه حیران جزء جدایی ناپذیر و بهشت لاینفک آذربایجان – علی خیرجو
گردنه حیران جزء جدایی ناپذیر و بهشت لاینفک آذربایجان - علی خیرجو

گردنه حیران جزء جدایی ناپذیر و بهشت لاینفک آذربایجان – علی خیرجو

اوغوز تی‌وی : گردنه حیران منطقه تاریخی و گردشگری که با طبیعت بی‌نظیر خود پذیرای گردشگران و مسافران زیادی است٬ این روزها مردم بومی منطقه را حیران گذاشته است. حرف و حدیث‌های زیادی در میان مردم بومی منطقه مبنی بر الحاق حیران به استان گیلان شنیده میشود که تعجب همگان را بر انگیخته است. مردمی که هر سال از زندگی خود را با نام این گردنه عجین شده میدانند. تابستان بدون گردنه حیران برای اهالی استان اردبیل بویژه شهر اردبیل به زمستانی سرد و بی‌روح تبدیل میگردد و با جدایی این گردنه تمامی خاطرات و گذشته انسانها از آنها گرفته شده و میتوان گفت به نوعی احساس بی‌هویتی مینمایند.


 
حال سوال اینجاست چرا این بحث پیش آمده که گردنه حیران بنام استان گیلان رقم خواهد خورد؟ و چه عاملی باعث گردیده که مردم به چنین مسئله‌ای حساسیت نشان دهند؟.
 
اگر گذرتان به این منطقه بیافتد شاهد تابلوهایی خواهید بود با این نوشته که :(به گردنه حیران منطقه گردشگری شهر بندری آستارا خوش آمدید، استانداری گیلان) حال برای درک بهتر مطلب به سالها پیش رجوع میکنیم تا روندی را که تا به امروز جریان داشته و ما را به این مرحله رسانده مرور بنماییم:
 
در سالهای ۱۱۹۲ هجری شمسی (۱۸۱۳میلادی) و ۱۲۰۷ هجری شمسی (۱۸۲۸ میلادی) آذربایجان طبق عهدنامه گلستان و ترکمنچای به دو قسمت تقسیم شد. قسمت شمالی آن تحت حاکمیت تزار روسیه قرار گرفت که امروزه کشور جمهوری آذربایجان محسوب میشود. و قسمت جنوبی آن تحت حاکمیت قاجار باقی ماند که امروزه تحت عنوان آذربایجان جنوبی( ایران) قلمداد میگردد و برخی از شهرها نیز که در مرز قرار داشتند هم در شمال رود ارس و هم در جنوب آن اسامی خود را حفظ کردند. از آن جمله میتوان به بیله سوار ، جلفا ، آستارا و… اشاره کرد . پس از برقراری حکومت مشروطه در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی به موجب قانون تشکیل ایالات و ولایات،ممالک محروسه امپراتوری قاجار  (کشور ایران) به چهار ایالت و دوازده ولایت تقسیم شد که این ایالت‌ها عبارت بودند از:
 
۱- آذربایجان
۲-فارس وبنادر
۳- خراسان و سیستان
۴- کرمان و بلوچستان
 
در این تقسیم بندی آذربایجان بعنوان مهمترین ایالت، مناطق وسیعی از شمالغرب و مرکز ایران را شامل میشد. بعد از به قدرت رسیدن رضاخان و انتقال حکومت به خاندان پهلوی٬ سیاست کشور در راستای یکسان سازی ملل ایران (فارسی سازی ملل غیر فارس) جریان یافت و در پاییز سال ۱۳۱۶ ه ش کشور به ده استان بدون نام از شماره ی ۱ الی ۱۰ تقسیم شد که در این تقسیم بندی تبریز بعنوان مرکز استان سوم و اورمیه بعنوان مرکز استان چهارم معرفی گردید، که اردبیل، زنجان، قزوین، همدان و ساوه بعنوان بخشی از استان سوم به مرکزیت تبریز باقی ماندند.

درسال ۱۳۳۹ داغستانهای سوم و چهارم بنام آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی به مرکزیت تبریز و اورمیه معرفی شدند، لکن در این تقسیم بندی که کشور به ۱۳ استان و ۱۱ فرمانداری کل تقسیم شده بود جدایی همدان از آذربایجان بعنوان فرمانداری کل شکل کامل به خود گرفت. و بعضی دیگر از شهرهای آذربایجان و مناطق تورک نشین هم به استانهای مجاور واگذار گردید و اردبیل، زنجان و قزوین همچنان جزئی از آذربایجان شرقی به مرکزیت تبریز باقی ماند در تقسیم بندی دیگر در زمان حاکمیت محمد رضا پهلوی، زنجان بعنوان فرمانداری کل معرفی و سپس بعنوان استان مستقل از آذربایجان جدا گردید. شهرهای انزلی و آستارا نیز به ترتیب در سالهای ۱۳۴۵ و ۱۳۵۰ ه ش از استان آذربایجان شرقی جدا گردیده و به استان گیلان داده شد.

این تقسیمات که در راستای سیاست یکسان سازی ملت‌های ایران (فارسی سازی) و آسمیلاسیون ملل غیر فارس به خصوص ملت تورک آذربایجان از زمان شروع حاکمیت پهلوی آغاز گردیده بود بعد از انقلاب نیز ادامه یافت. بطوری که در سال ۱۳۷۲ آذربایجان شرقی به دو استان تقسیم شد و متاسفانه نام آذربایجان از روی قسمت مهم و تاریخی آن یعنی مناطقی که امروزه در اسناد دولتی استان اردبیل نامیده میشود برداشته شد.

لکن بدون توجه به خواسته‌های مردم آذربایجان، اطلاق نام آذربایجان شرقی به استان کنونی اردبیل و آذربایجان مرکزی به استان کنونی آذربایجان شرقی به مرکزیت تبریز به علت کمبود بودجه (!!! ) بنا به گفته‌های نمایندگان مجلس پذیرفته نشد. (در حالی که در تقسیم استان خراسان به استانهای خراسان شمالی، خراسان رضوی و خراسان جنوبی نام خراسان با توجه به هویت تاریخی و فرهنگی‌اش به هر سه استان اطلاق گردیده و در اسناد دولتی هم قید میگردد.) بدین منوال در سال ۱۳۷۶ استان قزوین از استان زنجان جدا گردید. با چنین روندی شاید روزی تبریز و ارومیه هم از داشتن نام آزربایجان محروم شوند .
 
حال چرخ‌های ماشین استحاله ی ملتی که روزی قروه و بیجارش را به استان کردستان، از آستارا تا انزلی‌اش را به استان گیلان پیشکش کردند. همدان، اراک و ساوه‌اش را از آن جدا کردند امروز ٬ به گردنه حیران رسیده است. بطوری که شاهد نصب تابلوهایی مبنی بر تعلق گردنه حیران به استان گیلان از طرف مسئولان دولتی هستیم تا به زعم خود بتدریج مالکیت استان گیلان را بر این منطقه به چشم مسافران، گردشگران و مردم منطقه عادی جلوه دهند .
 
ولی آنچه که شاهد آنیم از چیز دیگری حکایت دارد و آن حساسیت مردم اردبیل به این موضوع است، مردمی که اعتراض خود را به این نوع سیاست‌های پشت پرده حاکمیت با پاک کردن تابلوهای نصب شده و یا نوشتن نام اردبیل بر روی چنین تابلوهایی نشان میدهند. آری مردم اردبیل به عنوان بخشی از ملت فهیم آذربایجان٬ دیگر پیشکش شدن سرزمینهای مادریشان را به همسایه گان بر نمی تابد. چون روح این ملت آزاده با بی‌هویتی و بیگانه شدن بیگانه است و با جدایی هر منطقه٬ گویی عضوی از بدن‌اش را از وی جدا میکنند. آری آذربایجان تنها سرزمین یا خاک یا نام نیست بلکه هویت، هستی و وجود یک ملت است.

آری اردبیلی غیور همچون ساوالان سرافراز در مقابل تمامی دسیسه‌ها و توطئه‌های از این دست خواهد ایستاد و به پشتیبانی مردم دیگر بخشهای آذربایجان جلوی از دست رفتن این منطقه بهشت گونه را خواهد گرفت.
 
علی خیرجو

Comments,Baxışınız
oguz gif telegram
Play All Replay Playlist Replay Track Shuffle Playlist Hide picture