/  
صفحه اصلی‌ » تحلیل ومقالات » ‍ روز جهانی زبان مادری چرا مهم است ؟/ حسن راشدی

‍ روز جهانی زبان مادری چرا مهم است ؟/ حسن راشدی

اوغوز تی وی:ایران یکی از کشورهای چند زبانه ای است که زبان فارسی تنها زبانِ رسمی ، دولتی و زبان تحصیل از ابتدایی تا پایان دانشگاه برای همه ملیّتها و قومیتها با زبانها و فرهنگهای مختلف است ؛ در ایران فقط ارامنه ایران با جمعیت حدود 150 هزار نفری می توانند در کنار زبان رسمی فارسی به زبان ارمنی هم در مقاطع مختلف تحصیل کنند ، بقیه افراد جامعه ، بخصوص ترکها که اکثریت نسبی و حداقل بیش از 32 میلیون نفر از جمعیت 80 میلیون نفری کشور را تشکیل می دهند از این حق برخوردار نیستند!
ترکهای ایران با داشتن جمعیت چند ده میلیونی ، نه تنها حتی به اندازه اقلیت ارامنه از تحصیل به زبان خود برخوردار نیستند گاهی برگزاری مراسم ساده “روز جهانی زبان مادری ” و در حد محدود هم برای آنها دردسرساز شده با محدودیتها، موانع و بازداشتهای نیروهای امنیتی مواجه می شوند.
دکتر رضا براهنی برای خارج نشینهای فارس زبانی که در آنجا هم مخالف تدریس زبان ترکی هستند میگوید :
“تعجب می کنم که عده ای در کشور چندزبانه ای مثل کانادا زندگی کنند و ده ها مجله به زبان فارسی داشته باشند و شبانه روز در جلسات مختلف از هر چیزی دفاع و به هر چیزی حمله کنند، اما وحشتشان از این باشد که مبادا در شهری مثل تبریز تابلوی مغازه ای به زبان مادری آن مردم باشد و میلیونها آذربایجانی و کرد و ترکمن و بلوچ حق یادگیری زبان مادری خود را در مدارس و دانشگاه ها داشته باشند… نه تقصیر من است نه تقصیر شما که ایران از نظر زبانی کشوری است تجزیه شده، اما نه از نظر حدود و ثغور. بر شماست که تجزیه ی زبانی را از بین ببرید، و معنای آن بریدن زبان مادری خلایق میلیونی نیست، آفریدن تمهیداتی است برای جبران مافات، جبران خسران های چندین قرنی، بویژه خسران حاضر، که در آن یادگیری زبان مادری به معنای حفظ سلامت روانی جماعات انبوهی از مردمان کشور ماست، به دلیل اینکه شقاق روانی حاکم بر جامعه را تنها با درک علوم جدید می توان حل کرد.”
بعضی از مسئولین کشوری هم ، چون دکتر غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بنیاد سعدی معتقد است که تحصیل به زبانهای غیر فارسی بخصوص ترکی ، می تواند به تضعیف زبان فارسی منجر شود ؛ اما ما معتقد هستیم تنوع زبانی و فرهنگی در ایران یک فرصت است نه یک تهدید و “گلستان زبانی و فرهنگی ایران” با رشد و نمو تمام گلهای رنگارنگ و معطر زبانی و فرهنگی زیبا و چشم نواز است نه با رشد و شکوفایی یک گلزبان و پژمردگی و مردگی گلزبانهای دیگر کشور!
وانگهی اگر زبان فارسی اینقدر ضعیف و نحیف و مریض است که با اینهمه هزینه برای توسعه و شکوفایی‌اش و با فرهنگستان عریض و طویلش برای ساخت یک واژه جدید چون ” زیرموشی” به جای “موس پَد ” میلیونها تومان هزینه می شود، باز بقا و زندگی خودرا در مرگ زبانهای دیگر می بیند آیا منصفانه و عادلانه نیست زبانی که قدرت و توانایی شکوفایی بیشتری دارد موظف و عهده دار نقش زبان فعلی فارسی در کشور باشد و رشد و نمو دیگر زبانها را هم در کنارش ببیند؟
زبان فارسی چه زبان ضعیف و مریض و بی محتوا و یا زبان قوی، پرمحتوا و غنی باشد برای آنهائیکه زبان مادریشان فارسی است شیرین و عزیز و محترم است و تحصیل و آموزش آن برای گویشوران آن ابتدایی‌ترین حق انسانی است ، همانطوریکه زبان تُرکی برای حد اقل جمعیت 32 میلیونی ترکان ایران زبان شیرین ،عزیز و محترم بوده و تحصیل و آموزش آن برای ترکان ایران ابتدایی ترین حق انسانی آنهاست. طبیعی است آموزش دیگر زبانهای غیر فارسی هم با توجه به نسبت کثرت جمعیت آنها در محدوده جغرافیایی گویشوران آن در کنار زبان رسمی لازم است.
زبان هر ملّتی سند هویت و موجودیت آن ملت و ثروت معنوی آنهاست و بدون تحصیل و تدریس آن در مدارس و دانشگاهها و به صورت کلاسیک ، این زبان در یک پروسه زمانی تحث تاثیر زبان حاکم قرار گرفته و لغات، کلمات و واژه های زبان حاکم جای لغات و واژهای اصیل آن زبان را اشغال کرده و به تدریج زبان محکوم را خالی از منابع اصیل خود کرده از میدان به در کرده در یک پروسه زمانی از بین خواهد برد.
برای جلوگیری از مرگ زبانها 178 کشور از کشورهای عضو سازمان جهانی یونسکو با صدور قطنامعه ای در سال 1378 خواستار تدریس سه زبان در مدارس شدند ( روزنامه عصر آزادگان، شماره 36 ص4 شنبه مورخ 29 آبان 1378) . زبان مادری و آموزش آن به قدری مهم و حیاتی است که رهبر انقلاب اسلامی آیت اله خامنه ای هم گفته است : ” یک ملت زبان خودرا که از دست داد ، یعنی از گذشته خود، تاریخ خود ، از سنتهای گرانقدر خود منقطع و جدا می شود.

26 بهمن 1395

ایران یکی از کشورهای چند زبانه ای است که زبان فارسی تنها زبانِ رسمی ، دولتی و زبان تحصیل از ابتدایی تا پایان دانشگاه برای همه ملیّتها و قومیتها با زبانها و فرهنگهای مختلف است ؛ در ایران فقط ارامنه ایران با جمعیت حدود 150 هزار نفری می توانند در کنار زبان رسمی فارسی به زبان ارمنی هم در مقاطع مختلف تحصیل کنند ، بقیه افراد جامعه ، بخصوص ترکها که اکثریت نسبی و حداقل بیش از 32 میلیون نفر از جمعیت 80 میلیون نفری کشور را تشکیل می دهند از این حق برخوردار نیستند!
ترکهای ایران با داشتن جمعیت چند ده میلیونی ، نه تنها حتی به اندازه اقلیت ارامنه از تحصیل به زبان خود برخوردار نیستند گاهی برگزاری مراسم ساده “روز جهانی زبان مادری ” و در حد محدود هم برای آنها دردسرساز شده با محدودیتها، موانع و بازداشتهای نیروهای امنیتی مواجه می شوند.
دکتر رضا براهنی برای خارج نشینهای فارس زبانی که در آنجا هم مخالف تدریس زبان ترکی هستند میگوید :
“تعجب می کنم که عده ای در کشور چندزبانه ای مثل کانادا زندگی کنند و ده ها مجله به زبان فارسی داشته باشند و شبانه روز در جلسات مختلف از هر چیزی دفاع و به هر چیزی حمله کنند، اما وحشتشان از این باشد که مبادا در شهری مثل تبریز تابلوی مغازه ای به زبان مادری آن مردم باشد و میلیونها آذربایجانی و کرد و ترکمن و بلوچ حق یادگیری زبان مادری خود را در مدارس و دانشگاه ها داشته باشند… نه تقصیر من است نه تقصیر شما که ایران از نظر زبانی کشوری است تجزیه شده، اما نه از نظر حدود و ثغور. بر شماست که تجزیه ی زبانی را از بین ببرید، و معنای آن بریدن زبان مادری خلایق میلیونی نیست، آفریدن تمهیداتی است برای جبران مافات، جبران خسران های چندین قرنی، بویژه خسران حاضر، که در آن یادگیری زبان مادری به معنای حفظ سلامت روانی جماعات انبوهی از مردمان کشور ماست، به دلیل اینکه شقاق روانی حاکم بر جامعه را تنها با درک علوم جدید می توان حل کرد.”
بعضی از مسئولین کشوری هم ، چون دکتر غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بنیاد سعدی معتقد است که تحصیل به زبانهای غیر فارسی بخصوص ترکی ، می تواند به تضعیف زبان فارسی منجر شود ؛ اما ما معتقد هستیم تنوع زبانی و فرهنگی در ایران یک فرصت است نه یک تهدید و “گلستان زبانی و فرهنگی ایران” با رشد و نمو تمام گلهای رنگارنگ و معطر زبانی و فرهنگی زیبا و چشم نواز است نه با رشد و شکوفایی یک گلزبان و پژمردگی و مردگی گلزبانهای دیگر کشور!
وانگهی اگر زبان فارسی اینقدر ضعیف و نحیف و مریض است که با اینهمه هزینه برای توسعه و شکوفایی‌اش و با فرهنگستان عریض و طویلش برای ساخت یک واژه جدید چون ” زیرموشی” به جای “موس پَد ” میلیونها تومان هزینه می شود، باز بقا و زندگی خودرا در مرگ زبانهای دیگر می بیند آیا منصفانه و عادلانه نیست زبانی که قدرت و توانایی شکوفایی بیشتری دارد موظف و عهده دار نقش زبان فعلی فارسی در کشور باشد و رشد و نمو دیگر زبانها را هم در کنارش ببیند؟
زبان فارسی چه زبان ضعیف و مریض و بی محتوا و یا زبان قوی، پرمحتوا و غنی باشد برای آنهائیکه زبان مادریشان فارسی است شیرین و عزیز و محترم است و تحصیل و آموزش آن برای گویشوران آن ابتدایی‌ترین حق انسانی است ، همانطوریکه زبان تُرکی برای حد اقل جمعیت 32 میلیونی ترکان ایران زبان شیرین ،عزیز و محترم بوده و تحصیل و آموزش آن برای ترکان ایران ابتدایی ترین حق انسانی آنهاست. طبیعی است آموزش دیگر زبانهای غیر فارسی هم با توجه به نسبت کثرت جمعیت آنها در محدوده جغرافیایی گویشوران آن در کنار زبان رسمی لازم است.
زبان هر ملّتی سند هویت و موجودیت آن ملت و ثروت معنوی آنهاست و بدون تحصیل و تدریس آن در مدارس و دانشگاهها و به صورت کلاسیک ، این زبان در یک پروسه زمانی تحث تاثیر زبان حاکم قرار گرفته و لغات، کلمات و واژه های زبان حاکم جای لغات و واژهای اصیل آن زبان را اشغال کرده و به تدریج زبان محکوم را خالی از منابع اصیل خود کرده از میدان به در کرده در یک پروسه زمانی از بین خواهد برد.
برای جلوگیری از مرگ زبانها 178 کشور از کشورهای عضو سازمان جهانی یونسکو با صدور قطنامعه ای در سال 1378 خواستار تدریس سه زبان در مدارس شدند ( روزنامه عصر آزادگان، شماره 36 ص4 شنبه مورخ 29 آبان 1378) . زبان مادری و آموزش آن به قدری مهم و حیاتی است که رهبر انقلاب اسلامی آیت اله خامنه ای هم گفته است : ” یک ملت زبان خودرا که از دست داد ، یعنی از گذشته خود، تاریخ خود ، از سنتهای گرانقدر خود منقطع و جدا می شود.

Comments,Baxışınız
oguz gif telegram