/  
صفحه اصلی‌ » یادشت‌های روز » از کودتای ۳ اسفند و بر حاکمیت آمدن ایرانیان ۹۵سال گذشت

از کودتای ۳ اسفند و بر حاکمیت آمدن ایرانیان ۹۵سال گذشت

اغوز تی‌وی:امروز ۳ اسفند مصادف با ۹۵ مین سالگرد کودتای اسفند ۱۲۹۹رضاخان پالانی و آغاز اشغال سیاسی و نظامی ایرانیان بر روی ممالک محروسه قاجار می‌باشد . 

بعد از اشغال شمال آزربایجان توسط روسها، آزربایجان جنوبي تا انقراض سلسله قاجار به صورت مملکت خودگردان با حفظ خاکهاي تاريخي خود در ترکيب ممالک محروسه قاجار به حيات خود ادامه داد، اما جدا شدن قسمت شمالي آن، ضربه شديدي بود بر پيکر آذربايجان کهن و روحيه مردم غيرتمند آنبوده و از همه مهمترتجزیه آزربایجان باعث تضعيف نفوذ و موقعيت تورکها و آذربايجان در ممالک محروسه قاجار شد. سرزمينهاي تحت حاکميت قاجار “ممالک محروسه قاجار” ناميده ميشد و از چهار مملکت مستقل و کاملا خودگردان، همچون آزربایجان؛ خراسان و  چند ايالت خود مختار، گيلان و… تشکيل شده بود.کودتای ۳ اسفند
دولت استعمارگر انگليس که موفق به تحميل قرارداد ننگين ۱۹۱۹ بر دولت قاجار نشده بود و از پيشرفت نتايج مشروطيت و شروع نهادينه شدن دمکراسي و همراهي احمد شاه با اين روند، شديدا نگران بود، با ترتيب دادن کودتايي در سوم اسفند سال ۱۲۹۹ نوکر و دست نشانده خود، رضا پالاني، مهتر سابق سفارت انگليس در تهران، را بر اريکه قدرت نشاندند و حاکميت را به اقليت فارس منتقل کردند. طبق يادداشتهاي آن زمان، فقط ۸% جمعيت ممالک محروسه را اقليت فارس که تا آن زمان تاجيک ناميده ميشدند، تشکيل ميدادند. با شروع حکومت دست نشانده رضا پالاني ممالک محروسه دربست در اختيار انگليس قرار گرفت.
کودتای ۳ اسفند-رضا خان پالانی اصطبل دار سفارت هلند و انگلیس
کودتای ۳ اسفند-رضا خان پالانی اصطبل دار سفارت هلند و انگلیس

 آزربایجان جنوبی از ۱۵ دسامبر ۱۹۲۵ با کار آمدن رژیم شاه فارسی وتشکيل ایران قلابی  تا به امروز  زیر اشغال ایران  می‌باشد.پس از سال ۱۹۲۵ و لغو کشور ممالک محروسه قاجار و تشکيل دولت باسمه‌ای و  قلابی ايران توسط رضاخان پهلوی  آزربایجان جنوبی به زور سرنيزه به کشور شاهنشاهی ايران الحاق گرديد- نام دولت ايران برای اولين بار در سال ۱۹۳۶ توسط به اصطلاح مجلس ملی رضاخان تصويب شد.سلسله تورک قاجاریه ۱۳۰ سال (از ۱۱۷۴ تا ۱۳۰۴) بر خاک‌های “ممالک محروثه قاجار” حکم راندند و به طور متوسط هر شاهی اندکی بیش از ۱۸ سال فرمانروایی کرد. این سلسله تورک با آقامحمدخان قاجار شروع شد. با فتحعلی شاه، محمدشاه، ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه قاجار دوام یافت و با هفتمین شاهش؛ احمد شاه قاجار، به پایان رسید.  يکي از اهداف انگليسي‌ها از به روي کار آوردن رضا پالاني از بين بردن حاکميت و نفوذ تورکها در ممالک محروسه بود. انگليسي‌ها صدها سال با تورکهاي عثماني، تورکان حاکم در هند، قاجار و… در نزاع بودند، و با توجه به سابقه تاريخي تورکان در خلق امپراتوري ها، در همه جا سعي ميکردند تا نفوذ تورکها را کم کنند تا آنها نتوانند زماني دوباره متحد شده و منافع استعمارگران غرب را تهديد کنند.

علاوه بر آن در ممالک محروسه قاجار اين تورکان بودند که سرسختانه در مقابل نقشه هاي سلطه گرانه انگليس مي ايستادند، مثلا قشقايي‌ها در جنوب, کلنل محمد تقي خان پسيان در خراسان, شیخ محمد خياباني در آذربايجان و … و همچنين همه ايده هاي آزادي خواهي، سوسياليستي و ضد استعماري نيز، که در تضاد با اهداف امپرياليستي انگليس بود، هميشه از طرف تورکان مطرح ميشد، مثلا انقلاب مشروطيت، نهضت خياباني، و… لذا تورک ستيزي و محو آذربايجان مهمترين وظيفه اي بود که بر عهده رضا پالاني گذاشته شده بود. همه نقشه‌ها توسط انگليسي‌ها و ایدئولوژیستهای پان فارسیسم کشيده ميشد و رضا پالاني آنها را اجرا ميکرد.

بسیاری از این پادشاهان قاجار ،شخصا عاشق پیشرفت و ترقی ملت و مملکتی بودند که بر ملل آن فرمان می راندند و در تامین رفاه و آرامش مردم تلاش‌های بیسابقه‌ای انجام دادند اما وقتی پول و سیاست انگلیسی‌ها رضاشاه رابه روی کار آورد و سپس چاشنی پان ایرانیسم و فارسیسم بر سیاست افزوده شده، سیاست ایدئولوژیک دولتی به سمت تحقیر قاجاریه حرکت کرد.

کودتای ۳ اسفند-رضا میرپنج با کمک انگلیس از مقام استبل داری به مقام جاسوسی سفارت انگیلس --از جاسوسی تا وارد شدن درقازق گهجر با پارتی بازی انگلیس‌ها - از ورود به ارتش تا سپه سالاری در مدت کوتاه وی‌ بدون گذراندن مراحل ارتقأ در ارتش ،خیانت به احمد شاه و خاندان قاجار و دزدیدن حکومت بکمک و دستور انگلیسی ها طی‌ ۱۲ سال
کودتای ۳ اسفند-رضا میرپنج با کمک انگلیس از مقام اصطبلداری به مقام جاسوسی سفارت انگیلس -با پارتی بازی انگلیس‌ها از جاسوسی تا وارد شدن درارتش قاجار – از ورود به ارتش تا سپه سالاری در مدت کوتاه بدون گذراندن مراحل ارتقأ در ارتش ،ازخیانت به احمد شاه و خاندان قاجار تا دزدیدن حکومت بکمک و دستور انگلیسی ها در طی‌ ۱۲ سال

 

بعد از انحلال سلسله قاجار، ممالک محروسه قاجار به ممالک محروسه پهلوي تغيير نام داده شد و بعد از چندين سال جنگ بر عليه حکومت هاي خودگردان ممالک محروسه، و از بين بردن آنها، در سال ۱۹۳۶ اسم “ايران” را که از لابلاي افسانه هاي شاهنامه پيدا کرده بودند بر روي ممالک محروسه گذاشتند.    براي هويت زدايي از تورکان ، زبان فارسي را که زبان مردم اقليت بود رسمي کردند، آموزش به زبان تورکي را ممنوع، آثار باستاني تورکان را نابود، چاپ و داشتن کتب تورکي را ممنوع؛ تاريخ تورکان و ايران را کلا جعل و صدها کار غير انساني ديگر در اين راستا انجام دادند.ايدئولوژي موهوم و بي اساس آرياگرايي را نيز از همين دوران وارد ايران کردند، و با اجير کردن دهها مزدور، براي قوم موهوم آریایی تاريخي ۲۵۰۰ ساله با شکوه! نویسانده و در جهت ضدیت با دین مبین اسلام، عقاید زرتشتی گری را برجسته نمودند تا به حاکميت نامشروع و دست نشانده آنها مشروعيت تاريخي درست کنند.

در نتیجه این سیاست، همه زشتی ها، کجی ها، بی‌اخلاقی ها، عقب ماندگی ها، نا کارآمدی ها، بی‌لیاقتی‌ها و همه صفات بد و غیر انسانی به این سلسله نسبت داده شد و اگر تلاشی برای ترقی و پیشرفت کشور و ملل شده بود، به پای چند تن از افراد مورد حمایت شاه قاجار نوشته شد.

پول و زور حکومتی هم به پشتیبانی سیاست رسمی دولتی و ایدئولوژیک آمد. هزاران اسناد و مدارک بر علیه پادشاهان قاجار حعل شد. کتاب‌های ناسیونالیستی ایران پرستانه، آماج خود را تحقیر قاجاریه قرار دادند و قلب و تحریف تاریخ قاجاریه، به پرستیز استادی در دانشگاه‌ها بدل گشت.در نتیجه این سیاست، همه زشتی ها، کجی ها، بی‌اخلاقی ها، عقب ماندگی ها، نا کارآمدی ها، بی‌لیاقتی‌ها و همه صفات بد و غیر انسانی به این سلسله نسبت داده شد و اگر تلاشی برای ترقی و پیشرفت کشور و ملل شده بود، به پای چند تن از افراد مورد حمایت شاه قاجار نوشته شد.اساتید دانشگاهی، برده‌های حلقه بگوش سیاست ایدئولوژیک دولت‌های پهلوی شده و همه حقایق تاریخ قاجار را انکار کردند و همه ترقی و پیشرفت را به رضا و محمدرضا شاه نسبت دادند.اگر نام نیکی بود به امیر کبیر، قائم مقام فراهانی، عباس میرزا داده شد و شاهان تورک قاجار در سیبل حمله قرار گرفتند تا کودتا علیه آن سلسله را توجیه کنند.دانشگاه ها، به دور از روش‌های علمی، فراموش کردند که  این دو (پدر و پسر) بر روی ساختمانی کار می کردند که بنیان‌های اساسیش را قاجارها ریخته بودند و کشتی ممالک محروثه، برای حرکت به سوی توسعه، ترقی و دموکراسی حاضر بود اما رضاشاه و دخالت‌های انگلیس، قطار توشعه و پشیرفت قاجاریه را از ریل خارج کرده و به بیراه برد. 

در باره علاقه و تلاش این سلسله برای توسعه تکنولوژیکی و علمی ممالک محروثه باید دقت کنیم که صدها دانشجو را برای تحصیل علم به دیگر کشورها روانه کرد. دارالفنون را تاسیس کرد. استادان دالفنون را از دیگر کشورها استخدام کرد. ارتش نوین که رضاشاه هم یکی از کادرهای آن بود را تاسیس کرد. چاپخانه مدرن، روزنامه، روزنامه نویسی، دوربین عکاسی، دوربین فیلمبرداری، ترن، اتومبیل، واکسناسیون و … ده‌ها مورد دیگر از نمادهای ترقی و پیشرفت غربی را به ایران وارد ساخت  و در خیابان‌ها برای مردم نمایش داد تا تک تک مردم را با دانش و تکنولوژی روز آشنا شوند.در باره دموکرات بودن قاجارها، تنها کافی است بدانیم که بر عکس همه انقلاب هایی که در شرق و غرب انجام گرفته و ده‌ها و صدها هزار قربانی داده است، انقلاب مشروظیت در ایران بدون خون ریزی و کشتار مردم (حتی یک نفر در این انقلاب کشته نشد) به امضای شاه رسید.

IranMap-en

بعد از تحریف تاریخ و ممنوعیت هویت نوبت به جعل اراضی‌ و وطن تورکان می‌رسید, پس از الحاق  آزربایجان جنوبی، رژيم ايران به تقسيم اراضی آزربایجان جنوبی وپيش کشی آن به ايالات ديگر پرداخت. مملکت آزربایجان جنوبی را به استانهاي مختلف تقسيم و اسم  آزربایجان را از روي آنها برداشتند تا کلا اسم  آزربایجان از ذهن تورکان زدوده شود.

انگليسي‌ها رضا پالاني پس از بوجود آوردن يک حکومت مرکزي مستبد، بدستور اربابانش تقسيم اداري کشور را عوض کرد. در تاريخ ۱۶/۸/۱۳۱۶ به موجب قانون مجلس رضا شاه، تقسيمات کشور و همچنين اسامي تاريخي ايالات حذف و کشور ايران به شش استان شمال غرب، غرب، شمال، جنوب، مکران و شمال شرق تقسيم مي شود. نامهای تورکی شهرها و روستاها حتی اسامی کوه‌ها و رودخانه‌ها به فارسی تغيير يافت و سخن گفتن به زبان تورکی در مدارس و شهرها ممنوع گرديد. بعد در آذرماه همان سال با تجديد نظر در تقسيمات سابق، کشور  باسمه‌ای  موسوم به ايران به ده استان تقسيم شده و بصورت مضحکي بر اساس شماره هايي از يک تا ده نام گذاري مي شود. تبريز مرکز استان سوم و اورميه مرکز استان چهارم شده حدود آذربايجان و نام آذربايجان بطور کامل از نقشه کشور حذف مي شود.

 

در اين تقسيم بندي اردبيل جز استان سوم است.  اما اين تقسيم بنديها و نامگذاريهاي مغرضانه بغير از دوران پر افتخار جمهوري خود مختار و فرقه دموکرات  آزربایجان تا سال ۱۳۳۹ ادامه مي يابد. در اين سال استانهاي سوم و چهارم با نامهاي آذربايجان شرقي و غربي ايجاد مي گردد. در کل کشور موسوم به ايران به ۱۳ استان و ۸ فرمانداري کل(بعدا ۱۱ فرمانداري کل) تقسيم مي شود.

 کوتاه مدتي در تقسيمات جديد اگرچه برخي از شهرهاي آزربایجان جنوبی( اراک، ساوه، سونقور، بيجار، قوروه، انزلي و…) به استانهاي مجاور داده مي شود و همدان را از پيکره آزربایجان جنوبی  جدا و به فرمانداري کل تبديل ميکنند اما خوشبختانه استانهاي آذربايجان شرقي و غربي از تيغ پان آريایيسم پهلوي تا حدي در امان مي مانند. در اين تقسيم بندي استانهاي اردبيل و زنجان جز استان آذربايجان شرقي هستند.

در اين ميان آستارا که قبلا بخشي از شهرستان اردبيل بود خود در سال ۱۳۳۷ به يک شهرستان تبديل شد. اين شهر کاملا آذربايجاني در کمال ناباوري، در سال ۱۳۵۰ از آذربايجان شرقي جدا و به گيلان واگذار گرديد. با جدا شدن آستارا از اردبيل ارتباط آذربايجان با درياي خزر بطورکامل قطع شد و تمام سواحل غربي درياي خزر به گيلان واگذار گرديد. به اين ترتيب آزربایجان جنوبی تنها بندر خزرياني خود را از دست داد واز همه عوايد گمرکي، توريستي، شيلات … که متعلق به اين بندر بود محروم شد.    بتدريج زنجان نيز فرمانداري کل شده همراه ديگر فرمانداريهاي کل يازده گانه تا سال ۱۳۵۷ به استان تبديل مي شود. در اين مدت اردبيل نيز در حال طي کردن پروسه تبديل شهرستان به فرمانداري کل بود که به دليل بروز انقلاب اين روند متوقف شد.  متاسفانه تقسیم بندی خاک آزربایجان جنوبی بعد از انقلاب اسلامی  نیز ادامه يافت.

اول قزوين از زنجان و بعد در سال ۱۳۷۲ اردبيل از آذربايجان شرقي جدا شده و به استانهاي مستقل تبديل و نام ابدي  آزربایجان از روي آنها حذف گردید. بد نيست اشاره اي هم به تقسيم استان خراسان بکنيم که به ۳ استان تقسيم کردند ولي اسم تاريخي خراسان را بر روي هر سه استان باقي گذاشتند. در مجموع شهرهای زنجان، همدان، قزوين، سونقور، بیجار، قروه، ساوه، قم، کرج، نظر آباد، اشتهارد، بوئین زهرا، آبیک، شهریار و… مناطقی هستند که به مرور از پیکره آذربایجان جدا شده اند


از دیگر اقدامات شونیسم که با سرکار آمدن رضا خان آغاز شد تغییر نام مکانها به اسامی فارسی بود! سیستم شونیسم اشغالگر علاوه بر تکه تکه کردن آزربایجان جنوبی در استانهایی با اسامی مختلف چون آذربایجانشرقی و غربی و همدان و زنجان و مرکزی و اخیرا اردبیل و اعطای بعضی قسمتهای منطقه آزربایجان جنوبی به استانهای همجوار (تهران، گيلان ، كردستان و كرمانشاهان) ، به تعویض نام بعضی شهرهای  آزربایجان ده‌هات  و اماکن تاریخی‌ ,خیابان, رود‌ها دریا‌ها ,سنگ ها ….. نیز اقدام کردند که از آن جمله اند 

ماکی ← ماکو,چالدران ← قره عینی,سلماس←دیلمقان,اشنویه ← اوچ نووا(اوشنو),پیرانشهر ← خانا,بوکان ← بی‌کندی,شاهین دژ ← صائین قالا,سردشت ← ساری داش,هشترود ← سرسکند,ارسباران ←قاراداغ,مشکین شهر← خیاو,ملکان ملک← ملک کLbx (20)ندی,باش سوما ← صومعه علیا، آشاغی سوما ← صومعه سفلی، سئیوان ← سگبان ، كئچی قیران ← بزكش، بین گول ← هزاربركه ، موتاللیق ← متعلق، جووه ت ← جوبند، كوشك سارای ← كشك سرای، پشتو ← پشتاب، پینه شالوار ← شاد باد، گون دوغان ← كندوان، میو ← میاب خوجا‌موجا ← خواجهمرجان، اورمیه ← رضائیه سالماس ← شاهپور، سولدوز ← نقده، قول قاسیم ← گل قاسم، توفارقان ← آذرشهر‌دهخوارگان، قره چور ← سیاه چور، شارابخانا ← شرفخانه، كوجووار ← كجاآبا، داش آتان ← دانش آباد، بارش ← بارنج، خاروانا ← خروانق ، سیدآوا ← سعیدآباد، اووشار ← افشار، سلمان كندی ← سلمان كند، ینگی جه ← نیكجه، سوماقلو ← سماق ده، تاتائوچای ← سیمین رود، قوشاچای‌ایكی سو ← میاندوآب، قره گؤلی ← كج ساران، واسمیش ← باسمنج، قره سو ← سیاه چشمه، آرازبار ← ارسباران، یام ← پیام، ملیك كندی ← ملكان، آجی چای ← تلخه رود، هلاكو ← هرزند، باش بولاق ← سرچشمه، سووش بولاق ← مهاباد، قاراچای ← سیه رود، قوروچای ← شاه آباد، دوه چی ← شتربان، انه مه ← انانق، قره سو ← سیاهاب، قره گؤل ← سیاه گل، قیزیل اوزن ← سفیدرود، قبله بولاق ← قبله چشمه، زنگان ← زنجان، سایین قالا ← شاهین دژ، خیوه(خیاو) ←مشگین شهر، میشوو ← میشاب، ساوالان ← سبلان، قافلانتی ← قافلانكوه، خوجا ← خواجه، ساری قه یه ← سارقیه، آخماقه یه ← احمقیه، گوموش تپه ← گومشیان، گوموش قیه ← دمشقیه.

 

سیر داغی (کوه اسرار) به کوه سیر ائشک داغی به جزیره اَشک ، قاراداغ به ارسباران ، توفارقان به آذرشهر ، اوجان به بستان آباد ، آجی چای به تلخه رود ، آراز به ارس ، ساوالان به سبلان ، ساری قایا به سارقیه ، میدان چای به مهران رود ، قیزیل اوزن به سفید رود ، قارا گؤل به سیاه استخر ، سو باتان به تازه ده ، قالاجیک به عزیز آباد ، باخچاجیق به سردارآباد ، قاراخاچ به علی آباد ، تورکان اووا به فرزانه آباد ، قاراوول داغی به شیرکوه ، آخما قایا به احمقیه ، جِیرانلی به جاریحانی ، قره سو به سیه چشمه ، قره تپه به سیاه کوه ، کؤشک سارای به کشکسرای ، گون دوغان به کندوان ، گلن بَی به گل انبر ، قازان خان به غازیان ، طارم به آب بر ، زنگان به زنجان ، قافلانتی به قافلانکوه ، حاجی بَی کندی به حاجی بکنده ، تیکان تپه به تکاب ، ساری داش به سردشت ، عربلر به پلدشت ، اوچ نووا به اشنویه ، قویون داغی به کبودان ، جیغاتای چای به زرینه رود ، تاتائو چای به سیمینه رود ، قوشاچای به میاندوآب ، گادار چای به قادر رود ، یئددی گؤز به هفت چشمه ، داش دورگه به درگه سنگ….


شونیسم‌ها به نامهای تورکی در مرزهای سیاسی ایران اکتفا نکرده و نام منطقه‌ای کوچکی از جمهوری آزربایجان شمالی یعنی آران را  به همه جمهوری آزربایجان شمالی نسبت دادند .اسم آران هیچ نسبیتی با نام ایرانی‌ معنای فارسی ندارد .سیاست‌های شوینیستی (توسعه طلبی )یکی‌ از سیاست‌های بارز اشغالگران ایرانی‌ بوده و است .
گنجينه نامهاى تورکى جغرافيائى: شهرستان قروه مانند شهرستان ديگر آزربایجان بيجار و عموما همه كردستان گنيجنه نامهاى باستانى و اصيل جغرافيائى تورک استּ برخى از اين نامها مربوط به طوائف و گروههاى باستانى تورکى ساكن در اين مناطق اندּ.

 

شهر بیجار آزربایجان دارای آثار تاریخی متعددی همچون قلعه بزرگ قم چقا(کتیبه قام چاقای یا قمچقای)،  پل تاریخی صلوات آباد،  بنای سنگی اوچ گۆنبد،  مسجد تاریخی خسرآباد،  تیمچه حاج شهباز خان، تیمچه امیر تومان متعلق به امپراطوری تورک صفوی، تپه نجف آباد، برج اشقون بابا، برج یئنگی ارخ، پل بیانلو، پل قجور، بازار تاریخی بیجار، تپه تاریخی دارغیاث، تپه امیر تومان، کوه نقارا، حمام تاریخی سوکند یا حسن آباد و صدها یادگار امپراطوران و سلاسله تورکی می باشد که پس از بخشیدن این منطقه آزربایجان در راستای تقسیمات کشور جدید به استان کردستان به سبب مسائل سیاسی و تغییر بافت دموگرافی منطقه در جهت کردستانیزه کردن این منطقه زرخیر و تاریخی تورک تمامی آثار فوق با هجوم  مسئولین دولت ایران مواجه شده و سدسازی در بیجار آزربایجان که سبب به زیر آب رفتن ۱۸ اثر تاریخی این منطقه  آزربایجان خواهد شد خود گویای وضعیت و نوع نگاه دولت فاشیست و غاصب ایرانی‌و ملت حاکم بر این شهر تورک نشین می باشد. در اکثر منابع تاریخی منطقه تورک و آزربایجانی استان‌های کردستان و کرمانشاه کنونی مجموعا آزربایجان افشار نامیده میشود . امروزه اقلا یک چهارم تا یک سوم اراضی استان کردستان را نواحی تورک و آزربایجانی تشکیل می دهند که شهرهای قروه، بیجار، گروس،سونقور و.. آزربایجان جزء مهمترین و اصلی‌ترین این مناطق تورک می باشند. 
۱- بايجار (بيجار، بيجر): كلمه‌ای تورکی برگرفته از نام يكی از فرماندهان دوره امپراتوری تورکی سلجوقی در اين منطقه از آزربايجان و به معنی شخص قدرتمند و ثروتمند می باشد.
۲- قوروا (قروه، قروا، قوربا): كلمه‌ای تورکی به معنی نهال نو، برگ تازه جوانه زده، همريشه با كلمه كؤرپه معاصر؛ نيز ظرفی چرمی برای حمل آب. قوروا به زبان مغولی به معنی عدد سه است.
۳- ساققيز (سقز، ساغيز): كلمه‌ای تورکی به معنی صمغ به مناسبت وجود درختان ون (حبه الخضر) در اطراف اين شهر.
۴- سونقور (سنقر، سونقار، ….): كلمه‌ای تورکی برگرفته از نام يكی از فرماندهان دوره امپراتوری تورکی سلجوقی درمنطقه و به معنی نوعی باز و عقاب درشت و نيرومند

 

Comments,Baxışınız
oguz gif telegram