/  
صفحه اصلی‌ » یادشت‌های روز » کشف گورستان دیگر از قتل عام تورکان آذربایجان غربی توسط ارمنی‌ها و کرد ها
Erməni və kürd terrorçelarin törədikləri türk soyqırımından bir məzarlıq daha

کشف گورستان دیگر از قتل عام تورکان آذربایجان غربی توسط ارمنی‌ها و کرد ها

 
 
 اوغوز تی‌وی:در جریان جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۸ دهها هزار نفر از تورکان  بی‌دفاع اورمیه, سلماس و خوی به دست جیلوها که بواسطه کشورهای روسیه، فرانسه و…  با نیت تاسیس  کردستان و ارمنستان در اراضی‌ آذربایجان جنوبی ، مسلح شده بودند، مورد کشتار نژادی قرار گرفتند.این قتل عام وسیع از طرف ایرانیان همیشه بایکوت و سانسور میشود حتی با وقاحت ایرانیان این را دروغ نامیده و همواره  به حمایت کرد‌های مهاجر و ارامنه اشغالگر  پردخته اند 
 اوج جنایت‌های جیلوها در جریان ۲۷ اسفند ( همزمان با چهارشنبه آخر سال)  است که به نوشته احمد کسروی در کتاب تاریخ هیجده ساله آذربایجان، بیش از ده هزار تن در محلات یورد شاه، عسگرخان و … اورمیه به قتل رسیدند.

سال پیش نیز یکی از همین گور‌های دسته جمعی در خیابان مدنی اورمیه هنگام بازسازی یکی از مدارس قدیمی پیدا شد که با کمال تاسف و هزاران افسوس مسئول کوته بین و کم فکر به سرعت آن را متلاشی و باقی مانده اسناد جنایات ضد بشری علیه مسلمانان ترک آزربایجان به دست جنایتکاران داشناک زیر بتن‌ها مدفون نموند.
 
این گورهای دسته جمعی که سند رسوایی رهبران حزب داشناک و کرد‌های مهاجر به رهبری اسماعیل شیکاک  در آن روزها و جنایات صورت گرفته بر تورکان آزربایجان می باشد اسناد بسیار مهم تاریخی برای محاکم بین المللی برای برپایی دادگاه متهمین ارمنی قتل عام انسان‌ها می باشد.
 
245859_889
 
حال اسناد و گورهای دسته جمعی کشف شده در خیابان مدنی اورمیه تابلو و مدرک بسیار روشن بر علیه رهبران و دروغ‌های تاریخی آنها می باشد.
ولیکن این گورها تاریخ زنده شهر اورمیه هستند و گواه بر ظلمی که بر مردم شهر رفته…
پس از شیخ عبید الله (( فردی که اسمش بر روی شیخ تپه که قبلا از ایشق تپه بوده )) که رویای تشکیل کشور مستقل کرد را بنیانگذاری کرد در دوران جنگ جهانی اول و حمایت بی‌دریغ روسها از ارامنه و تئوری کشور ارمنستان بزرگ از دریای سیاه تا دریای خزر شکل گرفت و جیلو‌های ارمنی و داشناک‌ها با حمایت انگلیس فرانسه و روسیه به آذربایجان لشکر کشیدند.(اسناد مرتبط با سالهای ۱۹۱۵ تا ۱۹۲۱ بلوای اذربایجان تنها اسناد طبقه بندی کشور انگلستان است که هنوز منتشر نشده).
 
ارامنه با رهبر روحانی خود مارشیمون دست به کشتار مردم بی‌دفاع سلماس اورمو سولدوز و… زدند و در این میان مسیونرهای اجنبی که سالها در اورمیه و اطراف در لباس دکتر معلم و سفیر و… فعالیت داشتند ماهیت واقعی خود را با کمک به جیلو‌ها نشان دادند.
مردم آذربایجان که بدست جیلو‌ها این مهمانان ناخوانده کشته میشدند و زنده زنده در آتش سوزانده میشدند مورد هجوم اسماعیل شکاک معروف به سیمیتقو با کمک سید طه پسر شیخ عبیدالله قرار گرفتند.
 
سیمیتقو که رویای تشکیل کردستان بزرگ را در سر داشت با اتحاد جیلو‌ها و سپس خیانت به انها و کشتن مارشیمون باعث شد تاوان این کار را مردم بی‌دفاع شهر‌ها و روستاهای آذربایجان بدهند طوری که ارامنه هرجا میرسیدند پوست مردم را زنده زنده میکندد.
 

سوم اسفند ۱۲۹۶ تا هشتم مرداد ۱۲۹۷ شمسی برگ سیاه تاریخ رقم خورد و با فتح اورمیه توسط سیمیتقو به همراهی ارامنه و کشتار و تجاوز و غارت شبانه روزی شهر به گزارش معتمدالوزرا کارگزار وزارت خارجه ایران تعداد ۳۰۰ هزار نفر در اورمیه و اطراف قتل عام شدند!

دفن دسته جمعی جنازه های مردم شهر که در تمام کوچه ها تلنبار شده بود به سفارش میرزا محمود اقا مجتهد شهر اورمیه صورت میگیرد و گورهای بی نام و نشان در جای جای شهر شکل میگیرد.
اتش زدن بازار شهر اورمیه توسط روسها
شیوع قحطی و بیماری شکنجه و کشتار مردم بی دفاع و جنایات اسمعیل سیمیتقو که تاریخ از بازگویی ان شرمسار است … وقایعی که لکه ننگی در دامن تاریخ شدند!رهبران حزب داشناک در صد سال گذشته با مظلوم نمایی و برجسته کردن حوادث دروغین ۲۴ آوریل افکار عمومی را بر علیه کشورهای مسلمان تحریک می کنند ایرانیان هم به این ادعا  دروغین میدان داده و از طرف دیگر در جاسازی اکراد مهاجر و تروریست  در اراضی‌ آذربایجان با تمام قوا  فعالیت می‌کنند.

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

حمله آسوریها (جلوها)به روستای قوشچی و آغاز تحصن اهالی انزل به سردستگی کاظم خان در قلعه قیرخلار (کاظم داشی):

بعد از کُشته شدن مارشیمون به وسیله سیمیتقو آشوریها در دسته های پراکنده در حال فرار از سلماس به سوی اورمیه سرازیر شدند؛یک دسته چهل نفری از انها در روستای قوشچی به دست کاظم پسر مشهدی رضا و جوانان دور برش معدوم و چهل قبضه اسلحه انها را به دست می آوردند؛به فاصله چند روز آقا پطروس جانشین مارشیمون با تهیه و تأمین قوای کافی برای تنبیه اهالی قوشچی به محال انزل حمله ور می شوند،عین ماجرا از دستنوشته مرحوم ملا اسماعیل سپهر نقل می شود:

«پطروز با عده و توپ و مسلسل برای تسخیر قوشچی و محال انزل اقدام نمود تاریخ ۱۳۳۶ قمدی هفت روز از عید نوروز رفته ؛ روز پنجشنبه از {روستای} گلوان و جمال آباد به طرف قوشچی حرکت کرد ،اما اهالی قوشچی از کنار دریاچه شور تا الی کوه ورگویز اطراف جنوبی ده را سنگر بسته مشتعد جنگ گردیدند ؛ پطروز فرمان یورش داده از طرفین جنگ آغاز گردید ؛ پطروز ده قوشچی را آماج بلا ساخته با توپ و مسلسل تیر باران می کرد ؛ ولی جوانان غیور و مردان دلیر ابداً خوف و واهمه به خود راه نداده سخت ایستادگی نموده تا الی ظهر جلو توپ و مسلسل آسوری (هارا) گرفته دفاع می کردند … ولی ملاحظه کردند از جایی امیدی و پناهی ندارند و از دهان هم برای ایشان کمک نیآمد ،آنچه فشنگ داشتند انداختند ،پس تدبیری کردند اگر تا غروب دوام نمایند ، فشنگ نخواهد ماند ، آنوقت زن و مرد اسیر آسوری خواهند شد ، پس طایفه زنان و کودکان را امن کردند ازراه دهباری به طرف بگ داغی که بلندترین کوههای محال انزل است ، بروند و تفنگ داران هم پیروی دشمن را نگه دارند تا خیل و ناموس دچار دشمن نگردد ، پس با همین منوال خیل حرکت کرد …. تا زنان و کودکان از ده بیرون شدند و از ده به کوه روان شدند آنوقت تفنگداران از جای خود عقب نشینی کرده جنگ کنان از آن ورطه هلاکت بیرون شده با تمام خیل با سلامتی وارد ده قره باغ گردیدند .فردای آنروز ک جمعه بود روز هشتم از عید نوروز پطروس عده خود را به قره باغ حرکت داد ،اینکه (اهلی ۳ و ۴ ساعت بیشتر دوام نکردند ) ، بیچاره مسلمانان چون اوراق دفتر در صحرا و وکوه پراکنده شدند ، معهذا این ملت بی صاحب و این ستم دیدگان اهالی سه فرقه گردیدند گروهی به طرف گورچین قلعه و گروهی به کوه قاورقان و گروهی از جاده قره باغ عازم طرف سلماس گردیده تا از قره قشلاق به طرف اورنق و انزاب بگذرند ، اما جماعت که متفرق و فراری شدند ، آسوری ها وارد قره باغ (شده است) کشتن و سوختن و بردن مذایقه نکردند …. اهالی ده گورچین قلعه تمام اثاثیه و اجناس حمل به سنگ قیرخلار کردند و خودشان هم در پای سنگها اقامت کردند ، اولین اشخاص که وارد قلعه قیرخلار گردید ( ند)کاظم و جعفر و خان علی قوشچی بود ،فقط با زن و یک تفنگ (خود ) وارد شدند بعد از آن از اهالی هم آمده در قلعه قیرخلار محصور و متحصن گردیدند ،آن عده که از راه سلماس عازم شده بودند ، در روستای آق زیارت گرفتار آشوریها شده و همه غارت و اسیر گردیدند»

از این تاریخ به بعد روزهای جمعه و شنبه و یکشنبه ۸ و ۹ و ۱۰ فرورودین تمام جماعت دهات انزل به سنگ قیرخلار جمع شدند و قلعه قیرخلار به نام «کاظم داشی» (سنک گاظم) مشهور شد .

 

 

حمله آشوریها به کاظم داشی

بعد از انتخاب کاظم خان به ریاست ،نصر اله نامی از اهالی قالقاچی که قبلاً نیز با همدستی چند کرد دست به دزدی زده و مورد نفرت اهالی بود ، به اطاعت کاظم خان گردن ننهاده و در جزیره ای در دریاچه قالقاچی با اهل و عیالش متحصن شد ؛ کاظم خان در قایقی با چند نفر از تفنگچیان به جزیره مذکور حمله کرده و تیر اندازی شد ؛ نصرالله خود تک و تنها اسلحه خود را برداشته و فرار کرد ؛ کاظم خان وارد جزیره شد و اهل و عیال او را سوار قایق کرده و به سنگ آورد و محافظت کرد ؛ اما نصرالله فراری شد به آشوریها پناه برد و با تحریک او عده ای از آشوریها با همراهی نصرالله به روستای گورچین قلعه حمله کردند ؛ کاظم خان به محض اطلاع افراد خود را در سینه و دامنه سنگ مستقر کرده ، و مشغول دفاع گردید و تیر اندازی بشدت از هر دو طرف آغاز شد ؛ بدون اینکه آشوریها بتوانند داخل روستا شوند ، آفتاب غروب کرد و هوا تاریک شد ؛ همین نصرالله از تاریکی استفاده کرده و کربلایی حسن نامی پیر مرد را درمزرعه اش مقتول ساخته و گله گوسفندانی را که در میان دره پنهان کرده بوند به غارت برد .

و مهاجمان بدون اینکه آسیبی به قلعه برسانند ، مراجعت کردند … در ماه اردیبهشت همان سال امیر ارشد قراچه داغی از طرف دولت برای مدافعه و گوشمالی مسیحیان مامور شد و با عده ای سوار و پیاده از تبریز حرکت کرد تا به روستاهای سلماس رسید و در آنجا اتراق کرد و کاظم بیگ نیز با چند نفر از سواران خود به یاری وی رفت ولی اختلافات داخلی دولت مرکزی و حکومت آذربایجان سبب شد که امیر ارشد با عده خود مراجعت نمود بدون اینکه کاری انجام داده باشد ، و کاظم بیگ نیز با عده خود به سنگ مراجعت کرد .

آمدن لشکر عثمانی و  مسیحیان (جیلوها)

نگهبانان کاظم بیگ روزی خبر آوردند که عده ای آسوری و مسیحیان تمام مال و منال و اهل و عیال خود را در ارابه های متعدد جا داده و قصد عزیمت از سلماس به سوی اورمیه دارند ؛ کاظم خان صبح زود با تعدادی تفنگچی در گردنه قوشچی راه بر آنان بست و تمام اموال و اسلحه انها را گرفته و با غنیمت بسیار به سنگ مراجعت کرد و دراین حمله ۹ نفر از آشوریها به قتل رسیدند .

علت مهاجرت آشوریها ، آمدن قشون سواره نظام امپراطوری تورک  عثمانی به خاک آذربایجان و تعقیب و مجازات آدمکشان جلو ها بود ، که با استغاثه مردم ستمدیده آذربایجان از راه وان و باشقالان و دره قوطور وارد آذربایجان گردیدند ، آشوریها سلماس را تخلیه کرده و به سوی اورمیه رهسپار شدند ؛ عده ای از نیروی عثمانی به قوشچی رسید و درآن جا اردو گاه زد ؛ آشوریها در کوه کریم آباد سنگر بندی کرده وبعد در کوه جهودلار کنار اورمیه آماده دفاع و برخورد با عثمانیها بودند که در این هنگام آندرانیک مسیحی با ده هزار نیرو از روسیه به یاری مسیحیان (آشوریها) آمد و شهر خوی را به محاصره افکند و جنگ بشدت آغاز شد ؛ این خبر به فرمانده عساکر عثمانی در قوشچی رسید ، بلافاصله تعدادی افراد در پایگاه گذاشته با عمده نیرو به سوی خوی مراجعت کرد ؛ مدافعان خوی پس از ده روزمقاومت که نزدیک بود به علت تمام شدن مهمات شان پرچم سفید برافراشته تسلیم شوند ،در این حین صدای توپ عساکر عثمانی از کوه غضنفر به صدا ؛ با نزدیک شدن نیرو فرمانده قشون عثمانی فرمان حمله داد ؛ از آن طرف هم مدافعان خود جان تازه یافته و از شهر درآمده حمله آغاز کردند ؛ مسیحیان چند ساعتی مقاومت کردند ؛ بالآخره تاب نیآورده متواری شدند و عجم و عسکر از دو طرف می زدند و می کشتند ؛ فراریان مسیحی هم در حال فرار به هرده که می رسیدند می کشتند و می سوختند و غارت می کردند آندرانیک با چند تن نیمه جان از جلفا گذشته به روسیه رفتند ؛ در تاریخ ۲۰ تیر ماه ۱۳۳۶ قمری نیروی عثمانی از خوی مراجعت کرده به قوشچی وارد شد و از آنجا به شهر اورمیه وارد گردید و موجب خوشحالی مردم اورمیه گردیدند.
kazimhkan

Comments,Baxışınız
oguz gif telegram
Play All Replay Playlist Replay Track Shuffle Playlist Hide picture